Icon
  • .با دنبال کردن این کانال معنی زندگی واقعی رو می فهمی پس دنبال کن و لایک کن
مـــــــــنو
هر گوشه‌ی این جهان تو را می‌جویم
در اوج سکوتم تو را می‌گویم
ای جان جهان و جانم از تو سرشار
دست از طلب تو من مگر می‌شویم
تاریخ ثبت :1396/09/26 تاریخ اصلاح:1396/09/26 بازدید:101 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
آن شب وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است. دستش را گرفتم و گفتم “باید راجع به موضوعی باهات صحبت کنم”. او هم آرام نشست و منتظر شنیدن حرف‌های من شد. دوباره سایه رنجش و غم را در چشماش دیدم. اصلاً نمی‌دانستم چه طور باید به او بگویم، انگار دهنم باز نمی‌شد. تاریخ ثبت :1396/09/26 تاریخ اصلاح:1396/09/26 بازدید:102 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
چی مگه تو دنیا مث این آرامش چشماته
مات توام وقتی می‌بینم خنده رو لبهاته
مثل تو کی می‌تونه منو آروم کنه با حرفاش
غیر تو کی تونست بهم ثابت کنه دوسم داش
تاریخ ثبت :1396/09/26 تاریخ اصلاح:1396/09/26 بازدید:106 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست، نگفتم عزیزم این کار را نکن! نگفتم برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده!
وقتی پرسید دوستش دارم یا نه؟ رویم را برگرداندم. حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم می‌شنوم..
تاریخ ثبت :1396/09/26 تاریخ اصلاح:1396/09/26 بازدید:98 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست؛
تاریخ ثبت :1396/09/26 تاریخ اصلاح:1396/09/26 بازدید:105 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
اما گفت‌ و گوی خداوند با غیر انبیا را به دو صورت می توان تصویر کرد: صورت اول که با مسامحه مناجات خدا با انسان در آن فرض می شود، گفت‌ و گوی خدا با همه انسان هاست، با این توضیح که خداوند به همه انسان ها عقل داده و عقل،حقایقی را درک می کند و انسان را به برخی از خوبی ‌ها و بدی ‌ها هدایت می کند و بر اساس درکی که دارد، احکامی را متوجه انسان می کند. انسان را به کارهایی فرمان می دهد و از کارهایی باز می دارد و در واقع خداوند به وسیله عقل با انسان سخن می گوید و تشخیص و دریافت ‌های فطری عقل، راهنمایی‌ های الاهی است که از طریق عقل در اختیار انسان قرار می گیرد. این نحو گفت‌ و گوی الاهی برای همه عقلا حاصل است و اختصاص به افراد خاصی ندارد. اما صورت دوم که از روایات استفاده می شود، مناجات و گفت و گوی خداوند با بندگان خاص و نمونه است که به جهت شایستگی‌ ها و ظرفیت‌ هایی که آنان در خود پدید آورده اند، خداوند آنان را برای خلوت خویش و نجوای عاشقانه برگزیده است. بی‌ تردید این دسته از بندگان خاص که خداوند آنان را برای نجوا و گفت و گوهای خصوصی خویش برگزیده دارای مراتب هستند و هرکدام از آنها به تناسب درجه و مرتبه‌ ای که در پیشگاه خداوند دارد، به خداوند مقرب‌ تر و بهره بیشتری از گفت‌ و گوی با خداوند دارد.
امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه خود که مشتمل بر معارف ناب و ارزشمندی است و پس از تلاوت آیه رِجَالٌ لاَ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لاَ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلاَةِ وَ إِیتَاءِ الزَّکَاةِ؛(2) «مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات، به خود مشغول نمی دارد»، می فرمایند:
وَ مَا بَرَحَ لله عَزَّت آلاوُهُ فِی البُرهَه بَعدَ البُرهَه وَفی أزمَانِ الفَتَراتِ عِبادٌ نَاجَاهُم فِی فِکرِهِم وَکلَّمَهُم فِی ذَات عُقُولِهِم؛(3) « همواره خداوند که نعمت های او گران‌قدر است، در طول تاریخ و در دوران های گوناگون و در دوران جدایی از رسالت [تا آمدن پیامبری پس از پیامبر دیگر] بندگانی داشته که با آنان در گوش جانشان نجوا می کرده و در درون عقلشان با آنان سخن می گفته است».
بر اساس سخن امیرمؤمنان علیه السلام خداوند از درون عقل بندگان خاص خود با ایشان نجوا و گفت‌وگو می کند. عموم مردم گرچه از عقل برخوردارند و مسائل و حقایقی را به وسیله آن درک می کنند و درواقع خداوند آنها را به وسیله عقل به دریافت‌ های عقلانی راهنمایی می کند، اما از الهامات الاهی و اشراقات ربانی بهره ای ندارند. برای توضیح نحوه گفت‌ و گوی خصوصی خداوند از راه عقل بندگان خاص خود، بایسته گفتن است که همه ما در پرتو نیروی عقل خداداد، در ذهن خود، توانایی تنظیم یک سری مقدمات و استنتاج از آنها را داریم. اما در همه موارد تنظیم مقدمات ذهنی و استنتاج از آنها برای همه افراد مقدور نمی باشد و گاهی برخی با ترتیب مقدماتی که برای دیگران نیز معلوم هستند، استدلالی را تنظیم و شکل می دهند که از دیگران ساخته نیست و آن استدلال و نتیجه ای که آنان به دست آورده اند مورد تصدیق همگان قرار می گیرد. این از آن‌روست که تنظیم مقدمات ذهنی از راه های مشخص و معهود و با استفاده از اندوخته های پیشین و مثلاً تداعی معانی انجام می پذیرد و در فرایند مشخصی به کسب نتیجه منجر می گردد. اما گاهی ذهن انسان از تنظیم مقدمات و کسب نتیجه از آنها باز می‌ماند و ناگهان، بدون آمادگی قبلی نکته ای به ذهن انسان راه می یابد و راه را برای استدلال و کسب نتیجه ای علمی هموار می سازد.
به هر روی، خداوند از طریق الهامات، خطورات و اشراقات خود با بندگان خاص خود سخن می گوید و این الهامات و خطورات در قالب دریافت های ویژه معنوی، علمی و عقلانی در اختیار آنان قرار می گیرند و رمز بهره برداری و دریافت این ویژگی های معنوی و علمی که از راه های عادی به دست نمی آیند، یادکرد دائمی خدا و توجه خاضعانه و خالصانه و بی شائبه به معبود است. این معنا، یعنی توفیق برخورداری از عنایت خاص الاهی و گفت ‌و گوی عاشقانه معبود در مناجات شعبانیه نیز به روشنی تبیین گردیده است. آنجا که امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: الاهی و اجعَلنی مِمَّن نادَیتَه فاجابَک و لاحَظتَهُ فَصعِقَ لِجَلالِک فَناجَیتَهُ سِراً وَ عَمِلَ لَک جَهِراً؛(4) «خدایا، مرا در شمار کسانی قرار ده که چون ایشان را ندا دادی تو را اجابت می کنند و وقتی به آنان توجه کردی از تجلی جلال و عظمتت مدهوش می گردند. پس تو در باطن با ایشان راز می‌ گویی و آشکارا به کار تو مشغول می‌ گردد».
بازتاب مناجات خدا با انسان و تجلی عظمت او

در فراز مزبور از مناجات شعبانیه، آمده است که خداوند بندگان خود را ندا می کند. «ندا» در جایی به کار می‌رود که دو نفر از هم دور باشند و از راه دور همدیگر را صدا زنند. پس با لحاظ فاصله بین خدا و بندگان، خداوند با تعابیری چون یا ایُّها النّاس و یا أیُّهَا الذّین آمَنُوا بندگان خود را فرا می‌خواند و آنان را به اطاعت خویش دعوت می کند. در این صورت وقتی مخاطبان به ندای الاهی لبیک گفتند و درصدد انجام دستورات الاهی برآمدند، عنایت و نظر خاص خداوند شامل آنان می گردد و آنان در مسیر بندگی خدا به مراتب عالی تری راه می یابند. معصوم علیه السلام می فرماید: خدایا، مرا در شمار کسانی قرار بده که آنان را ندا دادی و به سوی خود دعوت کردی، آنان نیز ندای تو را لبیک گفتند و در نتیجه، مشمول عنایت و توجه خاص تو گردیدند و لایق بار یافتن به محضر تو شدند و تجلی جلال و عظمت تو و درک حضور تو آنان را مدهوش و از خود بی‌خود کرد. همه ما می دانیم که خدا ناظر ماست و ما در محضر او هستیم و او به ما نگاه می کند، اما تفاوت بسیاری وجود دارد بین اینکه انسان احساس کند کسی از دور و یا از ورای چندین حجاب به او نظر می کند، یا اینکه احساس کند کسی در کنار اوست و چشم در چشم او دوخته است. اگر این معرفت در انسان پدید آید که درک کند خداوند عنایت و نظر خاصی به او دارد، از عظمت درک توجه الاهی و لذت بار یافتن به محضر الاهی مدهوش می گردد. چنان که حضرت موسی علیه السلام بر اثر تجلی پروردگار مدهوش گشت و خداوند درباره او فرمود:
وَ لَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَنْ تَرَانِی وَ لکِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکّاً وَ خَرَّ مُوسَى صَعِقاً فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ‌؛ (5 ) «و چون موسی به وعده‌ گاه آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت: پروردگارا، خود را به من بنمای تا به تو بنگرم. گفت: هرگز مرا نخواهی دید و لیکن به این کوه بنگر، پس اگر در جای خود قرار و آرام داشت مرا خواهی دید. و چون پروردگارش بر آن کوه تجلی کرد، آن را خرد و پراکنده ساخت و موسی مدهوش بیفتاد؛ و چون به خود آمد، گفت: [بار خدایا،] تو پاک و منزهی [از اینکه با چشم دیده شوی ]به تو بازگشتم و من نخستین باور دارنده ام».
آری، کسی که سرسپرده فرمان خداست و با همه وجود تسلیم خداوند است، خداوند نظر خاصی به او می افکند و وقتی او عنایت و توجه خاص معبود خویش را دریافت از شدت انبساط خاطر مدهوش و از خود بی‌ خود می گردد. در این مرحله که او لایق درک مقام جلال و عظمت الاهی گشت و در پرتو این معرفت، ما سوی‌ الله را فراموش کرد، خداوند به رازگویی و نجوای با او می پردازد. او نیز با همه وجود درصدد حفظ رازها و نجواهای الاهی برمی آید و آنها را از کف نمی دهد و به افشای زوایای خلوت خویش با معبود نمی پردازد، اما جلوه های نجواها و تعالیم خاص الاهی را در رفتارش ظاهر می سازد و به آنها نمود عینی می بخشد.
گفت و گوی خداوند با بنده محبوب خود در بهشت

در حدیث معراج که حاوی نجواها و سخنان خداوند با عزیزترین بنده و محبوب خویش، پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله است، خداوند درباره مقام و شأن مخاطبان خویش و کسانی که از نظر و عنایت خاص الاهی، در بهشت، بهره مند شده اند می فرماید:
یا احمد ان فی الجنهِ قصراً مِن لُولُؤٍ فَوقَ لُولُؤٍ و دُرهٍ فوق درهً لَیِسَ فیها قصمٌ ولا وصلٌ فیها الخواصُّ أنظُرُ إلیهِم کلَّ یَومٍ سَبعینَ مَرهً و أکلِّمُهُم کلَّما نَظَرتُ الَیهِم اَزیدُ فی مُلکهِم سَبعینَ ضعِفاً. و إذا تَلذَّذَ اهلُ الجنّه بِالطعامِ و الشَّرابِ تَلذَّذُوا اُولئک بِذِکری و کلامی و حَدیثی؛(6) « ای احمد، در بهشت قصری است که از لؤلؤ و دُر و مروارید ساخته شده و آنها روی هم انباشته شده اند و شکستگی و گرهی ندارند. در این قصر خاصان درگاه من به سر می برند و هر روز هفتاد بار به آنها می نگرم و به وسعت و گستره ملکشان هفتاد برابر می افزایم و آن گاه که اهل بهشت از طعام و شراب بهشتی لذت می برند. آنان از یاد و کلام من لذت می برند».
شکی نیست که حقایق جهان آخرت با حقایق این عالم متفاوت می باشند و از این‌رو ما نمی توانیم از حقایق آن جهان تصویر دقیق و روشنی داشته باشیم و تصورات، ادراکات و تخیلات نمی توانند ما را به حقیقت آن جهان واقف سازند. به تعبیر دیگر، ما می توانیم از طریق حواس پنج‌گانه خود با برخی از موجودات این جهان ارتباط برقرار کنیم و تصوری از رنگ‌ها، شکل‌ها و خواص آنها به دست آوریم. اما نمی توانیم حقایق آن جهان را احساس کنیم، چون حقایق آن عالم دور از دسترس است و حواس ما را به قلمرو آنها راهی نیست. با این وجود ویژگی ها و خصوصیاتی که از جهان آخرت در روایات و آیات بیان شده، تنها نمای مبهمی از آن عالم را برای ما ترسیم می کنند و از شباهت های محدودی که آن عالم با جهان ما دارد و از مقایسه نعمت های آن عالم با جهان خاکی، تصویر مبهمی از آن عالم به دست می آوریم.
یکی از ویژگی هایی که خداوند برای بهشتیان در این حدیث ذکر می کند که درک آن برای ما ممکن نیست، این است که آنان در بهشت کاخی دارند که هر طبقه آن از گوهر (لؤلؤ) یکپارچه ساخته شده است و این گوهر بی ‌اندازه شفاف است و هیچ لکه و گرهی بر روی آن مشاهده نمی شود و بندبند نمی باشد. همه بهشتیان از چنین قصری برخوردار نمی باشند، بلکه بندگان خاص بهشتی خدا که به عالی ترین مراتب معرفت و قرب الی الله نایل آمده اند از چنین نعمتی برخوردار می گردند. شاید دلیل برخورداری از آن قصر یکپارچه، وجود ایمان خالص و خالی از شائبه شرک، تردید و ریا باشد.
در ادامه خداوند می فرماید که من هر روز هفتاد بار به آنها نظر می کنم و با آنان سخن می گویم. نظر خداوند به انسان عالی ترین نعمت الاهی و نیاز فطری هر انسانی است و بدترین عذاب انسان، حرمان از توجه و نظر خداوند است. چنان که بالاترین نیاز بچه توجه پدر و مادر است و بی‌ اعتنایی و قهر آنان عذاب بزرگی برای اوست. رفتارها، شیرین کاری ‌ها و حرف زدن بچه برای جلب توجه پدر و مادر است. ما در دنیا به دلیل توجه به امور دنیوی و نیازهای مادی، نمی توانیم به درستی نیاز واقعی به توجه و نظر الاهی را درک کنیم و اشتغالات مادی ما را از درک چنین نیازی باز می دارند، اما در عالم آخرت که نیازهای پنداری و پوچ دنیوی رخت برمی بندند و نیازهای واقعی و ابدی انسان رخ می نمایانند، ما عظمت و شکوه بی نهایت نیاز به عنایت، توجه و نظر خداوند را درک می کنیم و در مقابل درمی‌ یابیم که حرمان از نظر و توجه خداوند بالاترین عذاب الاهی است که به مراتب از عذاب جهنم و سوختن در آتش آن سخت ‌تر می باشد. از این روی خداوند در ترسیم عذاب شدید و سخت پیمان ‌شکنان می فرماید: وَ لاَ یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لاَ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لاَ یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ‌؛ (7) «و خدا در روز رستاخیز با آنان سخن نگوید و به آنها ننگرد و [از آلودگی گناهان] پاکشان نسازد و ایشان ‌را عذابی است دردناک».
در بهشت هر نوع نعمتی که بهشتیان آرزو کنند در اختیار آنها قرار می گیرد و آنان از خوردنی ها و نوشیدنی های بی شمار بهره مندند و پیوسته از الطاف و تفضلات الاهی سرشار هستند و لذت می برند، اما بندگان برگزیده خدا در بهشت که عظمت توجه و نظر خداوند و سخن گفتن با او را درک کرده اند و حرمان از آن را بزرگ ‌ترین عذاب الاهی به حساب می آورند، در هنگامه ای که اهل بهشت به طعام و شراب بهشتی دل خوشند و از آنها لذت می برند، آنان از سخن گفتن با خدا لذت می برند و به قدری از هم ‌سخنی با خدا لذت می برند که سایر لذت های بهشتی را فراموش می کنند. آنان در دنیا نیز به مرتبه ای از تقرب الی الله رسیده اند که بی درنگ دعای آنان به عرش می ‌رود و پذیرفته می شود. چنان که آنان شیفته و شیدای شنیدن سخن خداوند هستند، خداوند نیز سخت علاقه ‌مند شنیدن سخن آنان است. خداوند خود در این باره می فرماید: یُحبُّ الربُّ ان یَسمَعَ کلامَهُم کما تُحِبُّ الوالدَهُ وَلَدَها؛(8) «خداوند دوست می دارد سخن آنان را بشنود، آن ‌سان که مادر طفل خود را دوست می دارد».
مفاد جمله فوق از وجود تلازم و ارتباط وثیق بین محبت بنده نسبت به خدا و محبت خدا به بنده خویش حکایت می کند و این ارتباط دوسویه در تمام مظاهر و جلوه های محبت به خدا نمود و ظهور می یابد و بر این اساس خداوند در برخی از آیات قرآن از تلازم بین توجه و یادکرد بنده از خویش و توجه و یاد خود از بنده اش خبر می دهد و می فرماید: فَاذکُرونِی أذکُرکم...؛ (9) «پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم».
فرجام نیک جست‌ و جوی رضوان الاهی

در آیه دیگری از ره یافتگان به رضوان الاهی که خالصانه درصدد انجام تکالیف الاهی برآمدند و هدفی جز جلب رضایت معبود نداشتند و چنان که آنان از خدا راضی بودند، خداوند نیز از آنان راضی گشت، سخن می گوید و می فرماید: رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ‌ ؛ (10) «خدا از آنان [ره یافتگان به بهشت و رضوان الاهی] خشنود است و آنان از خدا خشنودند. این است کامیابی و رستگاری بزرگ».
در آیه دیگر خداوند می فرماید: یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی‌ وَ ادْخُلِی جَنَّتِی‌ ؛ (11) «ای جان آرام و اطمینان‌ یافته، به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که تو از او خشنودی و او از تو خشنود است. پس در میان بندگان [ویژه] من درآی، و در بهشت [ویژه] من درآی».
ما گاهی با انگیزه نیل به ثواب و بهشت، کارهای نیک و شایسته انجام می دهیم. اما بندگان خالص خداوند تنها برای رضایت خدا و از آن جهت که خداوند کاری را دوست می دارد، آن را انجام می دهند. حتی اگر خداوند به آنان پاداش ندهد، چون می دانند که خداوند کاری را دوست می دارد و با انجام آن به رضایت الاهی نایل می گردند بدان اقدام می کنند و چشم داشت به پاداش الاهی و یا ترس از عذاب خداوند محرک آنان نمی گردد.
شکی نیست کسی که به دنبال جلب رضایت خداست و هر کاری را برای خداوند انجام می دهد، علاوه بر آنکه در آخرت از نعمت ها و مواهب جاودانه الاهی بهره مند می گردد، خداوند در دنیا نیز به او پاداش می دهد و او را به خصلت های ارزشمند و متعالی آراسته می سازد. در حدیث معراج خداوند درباره خصلت های سه‌گانه ای که به ره یافتگان به رضای خویش عنایت می کند می فرماید:
فَمَن عمِلَ بِرضائی الزِمُهُ ثَلاثَ خِصالٍ: اعَرِّفهُ شکراً لا یُخالِطهُ الجهلُ وَذکراً لا یُخالِطهُ النِّسیانُ وَمحبّهً لا یُؤثرُ عَلی مَحبّتی مَحبّه المَخلوقین. فَإذا أحَبَّنی احبَبتُه وافتَحُ عَینَ قَلبِه إلی جَلالی. فَلا اُخفی عَلَیه خاصّه خَلقی، فاناجیهِ فی ظُلَمِ اللیلِ وَنور النّهار حَتی یَنقَطعَ حدیثُهُ معَ المَخلوقینَ وَمجالِستُهُ مَعَهُم؛ (12)
«هر کس به خواست و رضای من عمل کند سه خصلت به او عطا می کنم: به او سپاسگزاری و شکری می آموزم که آمیخته با جهل نباشد و ذکری که با فراموشی همراه نگردد، و محبتی به او می دهم که با آن هیچ محبتی را بر محبت من ترجیح ندهد. پس آن گاه که او مرا دوست داشت، من نیز او را دوست می دارم و چشم دلش را برای نظاره به جلالم می گشایم. بندگان خاص و برگزیده ام را از او پنهان نمی کنم. در تاریکی شب و روشنی روز با او مناجات می کنم، تا از سخن گفتن با مردم و هم ‌نشینی با آنان جدا شود».
شکر نعمت کاری پسندیده و وظیفه ای فطری و انسانی است و هر کس باید سپاسگزار کسانی باشد که به او خدمت می کنند. حال با توجه به اینکه خداوند متعال نعمت های بی شماری به ما ارزانی داشته، بایسته است که ما در مقام شکرگزاری او برآییم؛ گرچه ما از شمارش نعمت های الاهی و در نتیجه سپاسگزاری از همه نعمت هایی که به ما ارزانی شده عاجز و ناتوانیم: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (13)؛ « و اگر نعمت[های] خدا را شماره کنید، آن را نمی توانید بشمارید. قطعاً خدا آمرزنده مهربان است».
ما از نعمت هایی که خداوند به ما عنایت کرده غافلیم و حتی از شکر زبانی نعمت های الاهی خودداری می کنیم و گاهی چندین ساعت می گذرد و به نعمت هایی که خداوند به ما عنایت کرده نمی اندیشیم و توجهی نداریم که در نعمت های خداوند غرق گشته ایم و وظیفه انسانی ما شکرگزاری از آنهاست. در صورتی که هر قدر ما درصدد شکرگزاری و سپاسگزاری نعمت های خداوند برآییم، خداوند نعمت های فزون تری به ما عنایت می کند و تلاش خالصانه برای خدا و سپاسگزاری از او باعث فزونی یافتن عنایت و توجه خداوند به انسان و بهره مندی بیشتر او از نعمت های بی شمار مادی و معنوی می گردد. با توجه به اینکه درک نعمت های خداوند و شکر آگاهانه از آنها کمال و مقام بزرگی است که خداوند به بنده خودش عنایت می کند، اولین خصلتی که خداوند به بنده خالص خود که در جهت کسب رضای معبود، گام برداشته عنایت می کند، شناخت مقام حقیقی سپاسگزاری از خداوند است که همراه با آگاهی و باور است و عاری از جهل به عظمت نعمت های الاهی می باشد. ما چون به همه نعمت هایی که خداوند به ما عطا کرده واقف نیستیم، شکرگزاری ما محدود است و در کنار آن ناسپاسی و ناشکری فراوانی از ما سر می زند. در همان حال که پی به نعمتی برده ‌ایم و از آن شکرگزاری می کنیم، از نعمت‌ های فراوان دیگر غافلیم و در نتیجه، شکرگزاری ما همراه با غفلت و جهل به سایر نعمت‌ های خداست. اما خداوند چنان به ظرفیت وجودی بندگان خالص خود گسترش بخشیده و چنان معرفتی نسبت به خویش و نعمت های بی ‌شمارش به آنها عنایت کرده، که همواره به نعمت‌ های مادی و معنوی خدا توجه دارند و درصدد شکرگزاری آنها برمی‌ آیند.
دومین خصلتی که خداوند به مؤمن ره ‌یافته به رضوان خویش عنایت می کند، توجه و یادکرد همیشگی خداست و آنان در این دنیا پیوسته غرق یاد و توجه به خداوند هستند. برای ما بسیار دشوار است که به یاد خدا باشیم. حتی در شبانه ‌روز که برای چند دقیقه به نماز می‌ ایستیم، یا به ظاهر مشغول گفتن ذکر می گردیم، دلمان با خدا نیست و از یاد و توجه واقعی به او غافلیم و هرچه تلاش می کنیم نمی توانیم غفلت را از دلمان بزداییم و خالصانه خدا را یاد کنیم. برعکس، مؤمنی که رهین لطف و عنایت خداوند گشته و دلش سرشار از عشق و محبت به خداست، نمی تواند خدا را فراموش کند و از کمند مهر او خارج گردد. خدا یاد و توجهی به او داده که خالی از نسیان و فراموشی است، از این روی او هیچ ‌گاه از یاد معبود غافل نمی گردد. او عاشق خداست و عاشق هیچ گاه معشوقش را فراموش نمی کند.
سومین خصلت و ویژگی که خداوند به رضا دهنده به خواست خود عنایت می کند، این است که نسبت به خود محبتی در دل او ایجاد می کند که هیچ گاه محبت دیگری را بر محبت خدا ترجیح نمی دهد. شعاع محبت خدا سراسر دل او را فرا می گیرد و جایی برای محبت به دیگران در دل او باقی نمی گذارد. درک محبت کامل به خداوند دشوار است و برای ما بسیار دشوار است تصور اینکه جز خدا کس و چیز دیگری را دوست نداشته باشیم، چه رسد که حقیقتاً خدا را دوست داشته باشیم و به غیر او محبت نداشته باشیم. این موهبت و مقام رفیع تنها برای دوستان و اولیای خدا است که در ورای تعلقات و دلبستگی های حقیری که دیگران دارند، آنان به محبت اصیل و بی بدیل الاهی دست یافته ‌اند و عظمت و فراخنای بی ‌نهایت آن، مانع دل سپردن آنان به محبت ‌های حقیر و محدود غیر الاهی می‌ گردد.
وقتی بنده مؤمن ره‌ یافته به رضای حق این ‌سان به معبود خویش محبت و عشق ورزید، متقابلاً خداوند نیز او را دوست می ‌دارد و عاشق او می ‌گردد و چشم دلش را به تماشای جلال و عظمت خویش وا می دارد و بر اثر تجلی جلال الاهی او مدهوش می گردد. آن گاه خداوند بندگان برگزیده و خاص خود را که برای دیگران ناشناخته مانده اند به او می شناساند و توفیق رفاقت و هم ‌نشینی با آنها و استفاده از معارف، فضایل و کمالات آنها را به او عنایت می کند. چنین بنده ای در عالی ترین درجه تعالی و عروج به کمال انسانی، به مرتبه‌ ای می‌رسد که خداوند پیوسته به نجوا و گفت‌ و گوی با او می پردازد و چنان طعم و لذت گفت‌ و گوی خویش را به دلش می‌ نشاند که دیگر رغبتی به گفت‌ و گوی با انسان ها و هم ‌نشینی با آنها را ندارد، مگر در مواردی که خداوند بخواهد و او را موظف و مکلف کند که با دیگران معاشرت کند و با آنان سخن گوید و درصدد رفع نیازهای آنان برآید.
پی نوشت ها :
1. اعراف(7)، 142.
2. نور(24)، 37.
3. نهج ‌البلاغه، خطبه 222.
4. مفاتیح ‌الجنان، مناجات شعبانیه.
5. اعراف(7)، 143.
6. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 77، باب 2، ص 23، ح 6.
7. آل عمران(3)، 77.
8. محمد باقرمجلسی، همان، ص 24.
9. بقره(2)، 152.
10. مائده(5)، 119.
11. فجر(89)، 27-30.
12. محمد باقرمجلسی، همان، ص 28، 29.
13. نحل(16)، 18.

منبع: مصباح یزدی، محمد تقی؛ (1390)، سجاده های سلوک: شرح مناجات های حضرت سجاد علیه السلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله، چاپ اول
تاریخ ثبت :1396/09/26 تاریخ اصلاح:1396/09/26 بازدید:97 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
از روایات فراوانی استفاده می شود که خداوند با برخی از بندگانش مناجات و رازگویی می کند. بی ‌شک انبیای الاهی در مرتبه نخست کسانی هستند که خداوند به مناجات با آنها می ‌پردازد و برخی از وحی های او به آنها، مناجات به حساب می آیند. در این بین، حضرت موسی بن عمران علیه السلام که به صفت کلیم ‌الله و هم ‌سخن خدا اختصاص یافته کراراً مخاطب نجواهای الاهی بوده است. آن حضرت که فراوان برای عبادت خدا به کوه طور می‌ رفت و روزهای متوالی و گاهی چهل روز در آنجا به عبادت و گفت‌ و گو با خدا می ‌پرداخت، بهره فراوانی از مناجات الاهی داشت که برخی از آنها در احادیث قدسی مربوط به آن حضرت گرد آمده اند، و در قرآن نیز خداوند درباره توقف چهل روزه آن حضرت در کوه طور جهت عبادت و مناجات متقابل بین او و خداوند، می فرماید: وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً؛(1) «و با موسی سی شب وعده نهادیم و آن را به ده شب دیگر کامل کردیم، پس هنگام وعده پروردگارش به چهل شب تمام شد». تاریخ ثبت :1396/09/26 تاریخ اصلاح:1396/09/26 بازدید:97 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
هر عاشقی برای دیدن معشوق خود بکوشد
(أ وحی اللّه إ لی داود علیه السلام یا داود من أ حب حبیبا صدق قوله و من رضی بحبیب رضی فعله و من وثق بحبیب اعتمد علیه و من اشتاق إ لی حبیب جد فی السیر إ لیه ).
خدای تعالی به داود علیه السلام وحی فرمود:
ای داود! هر کس محبوبی را دوست بدارد سخنش را باور کند و هر که از محبوبی خوشش آید کرده های او نیز در نظرش پسندیده آید و هر که به محبوبی اعتماد داشته باشد به او تکیه کند و هر که شیفته محبوبی باشد برای دیدن او بکوشد.


کدام آفریده ات را بیشتر دوست داری ؟
(و فی مناجاة موسی علیه السلام أ ی رب أ ی خلقک أ حب إ لیک قال من إ ذا أ خذت حبیبه سالمنی ).
موسی علیه السلام در مناجات با خدا عرض کرد:
خدای من ! کدام آفریده ات را بیشتر دوست می داری ؟
فرمود: آن کس را که چون محبوبش را از او بگیرم با من آشتی باشد.



دل خدا دوست
قال امیر المؤ منین علی علیه السلام :
(القلب المحب لله یحب کثیرا النصب لله و القلب اللاهی عن الله یحب الراحة فلا تظن یا ابن آدم إ نک تدرک رفعة البر بغیر مشقة فإ ن الحق ثقیل مر).
امام علی علیه السلام فرمود:
دلِ خدادوست ، رنج و سختی در راه خدا را بسیار دوست می دارد و دل بی خبر از خدا، راحت طلب است .
پس ، ای پسر آدم ! گمان مبر که بی رنج و سختی به مقام رفیع نیکوکاری دست یابی ؛ زیرا که حق سنگین و تلخ است



خدا دوست کسی است که دوستش بدارد
خداوند تعالی به داود علیه السلام وحی فرمود: ای داود! به بندگان زمینی من بگو: من دوست کسی هستم که دوستم بدارد و همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند و همدم کسی هستم که با یاد و نام من انس گیرد و همراه کسی هستم که با من همراه شود، کسی را بر می گزینم که مرا برگزیند و فرمانبردار کسی هستم که فرمانبردار من باشد. هر کس مرا قلباً دوست بدارد و من بدان یقین حاصل کنم ، او را به خودم بپذیرم و چنان دوستش بدارم که هیچ یک از بندگانم بر او پیشی نگیرد. هر کس براستی مرا بجوید بیابد و هر کس جز مرا بجوید مرا نیابد. پس - ای زمینیان ! - رها کنید آن فریبها و اباطیل دنیا را و به کرامت و مصاحبت و همنشینی و همدمی با من بشتابید و به من خوگیرید تا به شما خوگیرم و به دوست داشتن شما بشتابم .


سخن گنجشک ، حضرت سلیمان (ع ) را متأثّر نمود
روایت شده که : حضرت سلیمان علیه السلام گنجشکی را دید که به همسرش می گوید: چرا از من دوری می کنی و حال آنکه اگر بخواهم کاخ سلیمان را به نوکم گرفته و به دریا می افکنم . حضرت سلیمان علیه السلام خندید و او را نزد خود فرا خواند و فرمود: آیا تو را یاری این کار هست که می گویی ؟ گنجشک گفت : مرد گاهی نزد همسرش خود را جلوه می دهد. (دوست و عاشق بر آنچه می گوید سرزنش نمی شود.) حضرت سلیمان علیه السلام به گنجشک ماده فرمود: چرا شوهرت را از خود می رانی ؟ گنجشک ماده گفت : ای پیامبر خدا! او دوست من نیست و صرفاً ادّعای دوستی می کند، زیرا غیر من دیگری را نیز دوست دارد. سخن گنجشک مادّه حضرت سلیمان علیه السلام را متأ ثّر نمود و سخت گریان گشت و چهل روز از مردم کناره گرفت و از خداوند خواست که دلش را پر از مهر خدا کند و مهر دیگران را از دل وی ببرد.




صدای تو بر من مخفی نیست
آنگاه که حضرت داود علیه السلام به حج آمد چون به عرفات حاضر شد و کثرت مردم را در عرفات مشاهده کرد، بالای کوه رفت و تنها مشغول دعا و راز و نیاز شد.
چون از مناسک حج فارغ شد، جبرئیل به نزد او آمد و گفت :
ای داود! پروردگارت می فرماید: چرا بالای کوه رفتی ؟ آیا گمان کردی که صدائی به سبب صدای دیگر بر من مخفی می گردد؟
سپس جبرئیل داود را به سوی (جدّه ) و از آنجا او را به دریا بُرد تا رسید به سنگی و آن را شکافت ، ناگاه در آن سنگ کرمی ظاهر شد، آنگاه جبرئیل گفت : ای داود! پروردگارت می فرماید که :
صدای این کرم را در میان این سنگ در قعر این دریا می شنوم و غافل نیستم ، تو گمان کردی که صداهای بسیار، مانع شنیدن صدای تو می شود؟






هرگاه شرمگین گردد من او را بیامرزم
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:
َا دَاوُدُ إِنَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً ثُمَّ رَجَعَ وَ تَابَ مِنْ ذَلِکَ الذَّنْبِ وَ اسْتَحْیَا مِنِّی عِنْدَ ذِکْرِهِ غَفَرْتُ لَهُ وَ أَنْسَیْتُهُ الْحَفَظَةَ وَ أَبْدَلْتُهُ الْحَسَنَةَ وَ لَا أُبَالِی وَ أَنَا أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ).
خداوند به داود علیه السلام وحی فرستاد که :
ای داود! هرگاه ، از بنده مؤ من من گناهی سرزند و سپس از آن توبه نماید، و چون به یادش آید از من شرمگین گردد، من او را بیامرزم .
و آن گناه را از خاطر فرشتگان محو می نمایم . و به نیکی و ثواب بدل می کنم ، و پروایی ندارم ، و من مهربانترین مهربانانم .



خداوند چه مقدار بنده اش را دوست دارد؟
خدا می فرماید:
ملاقات بنده ای را که دوست دارد با من دیدار کند، دوست دارم . هر گاه او در نزد خود مرا یاد کند، من نیز در نزد خود او را یاد می کنم . و هر گاه در جمعی مرا یاد کند من نیز او را بهتر و زیباتر در میان گروهی یاد می کنم .
او هرگاه به اندازه وجبی به من نزدیک شود من به او به اندازه ذراع نزدیک می شوم و اگر ذراعی به من تقرب جوید به اندازه باع به او نزدیک می شوم .


خداوند فرمود: من ویژه دوستانم هستم
خدای تعالی به داود علیه السلام وحی فرستاد که :‏ای داود! کسی که دوستش را دوست می دارد، گفتارش را تصدیق می کند و اگر از او راضی باشد، کردارش را نیز تأ یید می کند. و با اطمینان به دوست ، اعتماد به او پیدا می کند و اگر اشتیاق به او داشته باشد ، جهد و تلاش می کند که به او برسد.‏ای داود! یاد و ذکر من برای ذاکرین من است و بهشتم برای اطاعت کنندگان و عشق و محبتم برای مشتاقین و دلباختگانم و من ویژه دوستانم هستم .


جز به او دلمشغول نکرده اند
قال الصادق علیه السلام : (إِذَا تَخَلَّی الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْیَا سَمَا وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللَّهِ وَ کَانَ عِنْدَ أَهْلِ الدُّنْیَا کَأَنَّهُ قَدْ خُولِطَ وَ إِنَّمَا خَالَطَ الْقَوْمَ حَلَاوَةُ حُبِّ اللَّهِ فَلَمْ یَشْتَغِلُوا بِغَیْرِهِ ).
هرگاه مؤ من از دنیا کنار بکشد بلند مرتبه گردد و شیرینی محبت خدا را دریابد و نزد دنیاپرستان چون دیوانه جلوه نماید، در صورتی که شیرینی محبت خدا با آنها در آمیخته است و از این رو، جز به او، دل مشغول نکرده اند.


کسانی که خداوند دوستشان دارد
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
(در راه خدا انفاق کنید و خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد).بقره
(... همانا خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و پاکان را (نیز) دوست دارد).بقره
(آری کسی که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری پیشه نماید، (خدا او را دوست می دارد؛ زیرا) خداوند پرهیزگاران را دوست دارد).آل عمران


به (برکت ) رحمت الهی ، در برابر آنان مردم نرم (و مهربان ) شدی ؛ اگر تندخو وسخت دل می بودی از اطراف تو، پراکنده می شدند. پس آنها را ببخش و برایشان آمرزشبخواه و در کارها با ایشان مشورت کن ، امّا هنگامی که تصمیم گرفتی ، (قاطع باش و)بر خدای توکّل کن که خدا توکّل کنندگان را دوست دارد).آل عمران



خداوند مزّاح و شوخی کننده را دوست دارد
قال الباقر علیه السلام : (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُدَاعِبَ فِی الْجَمَاعَةِ بِلَا رَفَثٍ الْمُتَوَحِّدَ بِالْفِکْرَةِ (الْمُتَخَلِّیَ بِالْعَبْرَةِ) الْمُتَبَاهِیَ بِالصَّلَاةِ).
امام باقر علیه السلام فرمود:
خداوند دوست دارد کسی را که با مردم مزاح و شوخی کند، امّا سخن زشت به زبان نیاورد و نیز کسی را که اندیشه ای یکتاپرست داشته باشد و کسی را که آراسته به صبر و شکیبایی باشد و کسی را که به نماز خواندن افتخار کند.


خداوند دل غمناک را دوست دارد
قال علی بن الحسین علیه السلام : (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ کُلَّ قَلْبٍ حَزِینٍ وَ یُحِبُّ کُلَّ عَبْدٍ شَکُورٍ).
امام سجّاد علیه السلام فرمود: خداوند هر دل غمناک و هر بنده سپاسگزار را دوست دارد.


خداوند انسان با حیا و پاکدامن را دوست دارد
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ : (إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ الْحَیِیَّ الْحَلِیمَ).
امام باقر علیه السلام فرمود:
خداوند عزّوجلّ آدم با حیای خویشتندار را دوست دارد.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله : (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْحَیِیَّ الْحَلِیمَ الْعَفِیفَ الْمُتَعَفِّفَ).
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
خداوند انسان با حیای بردبار پاکدامن با مناعت را دوست دارد.




هرگاه خدا بنده ای را دوست بدارد ...
قال الصادق علیه السلام :
(إ ذا أ حب الله عبدا أ لهمه الطاعة و أ لزمه القناعة و فقهه فی الدین و قواه بالیقین فاکتفی بالکفاف و اکتسی بالعفاف و إ ذا أ بغض الله عبدا حبب إ لیه المال و بسط له و أ لهمه دنیاه و وکله إ لی هواه فرکب العناد و بسط الفساد و ظلم العباد).
امام صادق علیه السلام فرمود:
هرگاه خدای تعالی بنده ای را دوست بدارد به او اطاعت خود را الهام فرماید، قناعت را پیشه او کند، در دین فقیه و آگاهش گرداند، جانش را با یقین نیرو بخشد، با کفاف زندگیش را بگذراند و جامه عفت بر او بپوشاند.
و هرگاه خداوند بنده ای را دشمن دارد او را مال دوست گرداند، آرزوهایش را دراز کند، دنیا را به ذهن او افکند، او را به خواهشهای نفسش واگذارد، پس بر مرکب عناد بنشیند و بساط تبهکاری را بگستراند و بر بندگان ستم روا دارد.


نشانه خدادوستیِ انسان
خداوند عزّوجلّ می فرماید:
(بگو: اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خداوند دوستتان بدارد و گناهانتان را ببخشاید و خداوند آمرزنده و مهربان است ).
قال علی علیه السلام : (إ ن من أ حب عباد الله إ لیه عبدا أ عانه الله علی نفسه فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف فزهر مصباح الهدی فی قلبه ).
امام امیرالمؤ منین علی علیه السلام فرمود:
همانا یکی از محبوبترین بندگان خدا نزد او بنده ای است که خداوند او را در پیکار با نفسش یاری کرده است ؛ پس ، جامه زیرینش اندوه است و جامه رویینش ترس (از خدا) و چراغ هدایت در دلش فروزان است .



دلداده خدا مخلصترین بنده خداست
قال الصادق علیه السلام : (حبّ اللّه إ ذا أ ضاء علی سر عبد أ خلاه عن کل شاغل و کل ذکر سوی الله عند ظلمة و المحب أ خلص الناس سرا لله و أ صدقهم قولا و أ وفاهم عهدا).
امام صادق علیه السلام فرمود:
نور محبت خدا هرگاه بر درون بنده ای بتابد او را از هر مشغله دیگری تهی گرداند. هر یادی جز خدا تاریکی است . دلداده خدا مخلصترین بنده خداست و راستگوترین مردمان و وفادارترین آنها به عهد و پیمان .
تاریخ ثبت :1396/09/26 تاریخ اصلاح:1396/09/26 بازدید:53 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
کانال ورزش3
اطلاعات کامل لحظه ای ورزشی رو می خوای بیا تو کانال عضو شو

https://web.telegram.org.varzesh3_b
تاریخ ثبت :1396/09/26 تاریخ اصلاح:1396/09/26 بازدید:29 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
بیشتر گناه کاران به این دلیل از گناهان خود دست برنمی دارند:
گناه کاران فکر می کنند که دیگه آب از سرشان گذشته و دیگر خدا دست آن ها را نمی گیرد ولی کاملا اشتباه است ولی اگر کمی با خود فکر کنند می بینند که نه هنوز وقت دارند ولی از عقل خویش استفاده نمی کنند و همچنان گناه می کنند پس کمی از عقل خود استفاده کنید.

#گناه #خدا #راه_برگشت
تاریخ ثبت :1396/02/19 تاریخ اصلاح:1396/02/19 بازدید:88 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
هرگز به مقصدتان نخواهید رسید اگر بایستید و برای هر سگی که واق می کند سنگی بیندازید!! تاریخ ثبت :1395/12/21 تاریخ اصلاح:1395/12/21 بازدید:92 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
قلب، مهمانخانه نيست که آدم‌ ها بيايند
دو سه ساعت يا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند
قلب، لانه‌ گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود
و در پاييز باد آن را با خودش ببرد
قلب؟ راستش نمی دانم چيست
اما اين را می دانم که فقط جا آدمهای خيلی خوب است!
تاریخ ثبت :1395/12/12 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:146 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
بالاخره در زندگی هر آدمی یک نفر پیدا می شود که بی مقدمه آمده ...
مدتی مانده..قدمی زده و بعد اما بی هوا غیبش زده و رفته!
آمدن و ماندن و رفتن آدم ها مهم نیست ...
اینکه بعد از روزی روزگاری، در جمعی حرفی از تو به میان بیاید
آن شخص چگونه توصیفت می کند مهم است!

اینکه بعد از گذشت چند سال، چه ذهنیتی از هم دارید مهم است.
اینکه آن ذهنیت مثبت است یا منفی
اینکه تو را چطور آدمی شناخته، مهم است.
منطقی هستی و می شود روی دوستی ات حساب کرد؟

می گوید دوست خوبی بودی برایش یا مهمترین اشتباه زندگی اش شدی ..؟
اینکه
تاریخ ثبت :1395/12/09 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:150 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
یک سفر به یاد ماندنی در قم
یکی از بهترین مکان های قم جمکران است زمانی که وارد جمکران می شی انگار روی زمین نیستی و داری پرواز می کنی یه حس خوب یه فضای معنوی دوست داری فقط چند روز بشینیو لذت ببری. این که بتونی چند ساعت اونجا باشی یک شانس بزرگه که من این شانسو تجربه کردم و شما رو هم تشویق می کنم که به قم و مخصوصا جمکران بروید و چندین ساعت اونجا باشید و لذت ببرید. یکی از بهترین راه های رفتن به این مکان استفاده از تور های زیارتی قم هست . برید و لذت ببرید.
تاریخ ثبت :1395/11/27 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:154 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
روی بعضی آدما باید برچسب زد آدم نیست. تست شده....... تاریخ ثبت :1395/11/27 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:135 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
با سلام خدمت بازدید کنندگان عزیز من رضاجلالی هستم 17 ساله از مشهد هنرجوی رشته ی کامپیوتر علاقه مند به روانشناسی و فوتبال تیم مورد علاقم پرسپولیس . خیلی ممنون که از کانال من بازدید کردید لطفا اگر مشکلی در پست ها دیدید با ثبت نظر به اطلاع من برسونید و اگر از پستی خوشتون اومد لایک فراموش نشه باتشکر. تاریخ ثبت :1395/11/27 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:179 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
باسلام.لطفا به کانال تلگرامی ما sobhezendegi2@بپیوندید.
جهت تماس با مدیر کانال باشماره ی09306255820 تماس حاصل فرمایید.
آی دی مدیر کانال:shikhreza#" target="_blank">
# آقای جلالی
تاریخ ثبت :1395/11/27 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:145 link می پسندم 2
اطلاعات بیشتر
بستن

مَردها خیلی هم خوبند...
دوست داشتنی و مهربان ، عاشقِ محبتِ واقعی .
گاهی وقتا مثل یه بچه از تهِ دل خوشحالند...
و گاهی مثل یک پیرمردِ خسته، اکثرشان تنهایی را تجربه کرده اند...
بیشترشان درد کشیده اند...
و اکثرا غمهایشان را در وجودشان مخفی کرده اند...
خیلی از اشک ها را نگذاشته اند از چشمانشان بیرون بریزد...
مَردها می روند قدم میزنند تا یادشان نرود
که به جایِ گریه باید
قدمهایِ محکم داشته باشند...
همانهایی که اگر عاشق شوند، برایتان شاملو می شوند و بیستون می کَنند...
و تو بهشت را رویِ زمین خواهی داشت.
تاریخ ثبت :1395/11/24 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:260 link می پسندم 2
اطلاعات بیشتر
بستن
هر لحظه را چنان با شكوه زندگى كن كه گويى واپسين لحظه زندگى ست، و كسى چه مى داند، شايد واپسين لحظه باشد...

تاریخ ثبت :1395/11/23 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:129 link می پسندم 2
اطلاعات بیشتر
بستن


آدم‌هایی هستند که شاید کم بگویند "دوستت دارم"یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را! بهشان خرده نگیرید این آدم‌ها فهمیده اند دوستت دارم حرمت دارد، مسئولیت دارد ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی  دوست داشتن واقعی را می‌فهمی  می‌فهمی که همه کار می‌کند تا تو بخندی، تا تو شاد باشی  آزارت نمی‌دهد، دلت را نمی شکند 

من این دوست داشتن را می ستایم...
تاریخ ثبت :1395/11/23 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:156 link می پسندم 2
اطلاعات بیشتر
بستن
تبلیغات تور
  • 2 3
  • آژانس مسافرتی زیما سفر
470,000
  • 2 3
  • آژانس مسافرتی الهی گشت پارسه
460,000
  • 7 8
  • آژانس مسافرتی زیما سفر
1,950,000
  • 3 4
  • آژانس مسافرتی زیما سفر
550,000
  • 3 4
  • آژانس مسافرتی زیما سفر
550,000
  • 3 4
  • آژانس مسافرتی زیما سفر
580,000
تبلیغات تور تور شیراز تور باکو تور تایلند تور روسیه تور مالزی
گزارش تخلف
در صورت مشاهده هر گونه تخلف در سایت یا تناقض اطلاعات تورها و آژانس ها آن را گزارش دهید
عنوان تخلف
نام
ایمیل
موبایل
توضیحات
telegram icon