Icon
مـــــــــنو
افرا: ستایش کردن
افشید: شکوه خورشید
آپامه : خوشرنگ و آب . دختر اردشیر دوم هخامنشی
آتری : آذر
آتشگون : سرخ فام، سرخ رنگ
آتوسا : نام دختر کورش ، زن داریوش
آدخت : خجسته و نیکو
آذر : آتش، فروغ، روشنایی
آذربانو : بانوی آتش گون
آذرچهر : همانند روشنایی
آذرگون : گل همیشه بهار و نام دختری در ویس و رامین
آراسته : با نظم و ترتیب
آرام : قرار، سکون
آرام دخت : از نام های برگزیده
آرام دل : از نام های برگزیده
آرامش : آرمیدن
آرمیتا : آرمان، عشق پاک
آرمیتی : فروتنی و پاکی و محبت
آرمیدخت : از نام های برگزیده
آزادچهر : آزاده نژاد
آزاده : نام مادر گشتاسب
آزیتا : از نام های برگزیده
آژند : نام گلی است
آشتی : مهر و دوستی، یکرنگی
آشنا : یار، دوست
آشوب : شور، انقلاب
آشیان : لانه و کاشانه
آفتاب : گرمی، روشنایی
آفرین : درود و سپاس
آلاله : نام گلی است
آمی‌تیس : نام دختر آستیاک، پادشاه ماد، نام زن کورش
آناهیتا : بانوی پاک و بیگناه، پاکبانو
آندیا : نام زن اردشیر ساسانی
آنیتا : از نام‌های برگزیده
آهنگ : سرود و نغمه
آوا : آواز، آهنگ
آوازه : شهرت و نام آوری
آویشن : گیاهی خوشبو
اختر : ستاره، شهاب
ارشیا : راست و درست
ارغوان : نام گلی است
ارمغان : پیشکشی، هدیه
ارنواز : نیکو سخن و خوش گفتار. نام یکی از خواهران جمشید
اروس : سپید، درخشان و زیبا
اشااونی : زن پاک و راست
اشوچهر : از نام های برگزیده
اشودخت : از نام های برگزیده
اشوروی : از نام های برگزیده
اشوزاد : از نام های برگزیده
اشومهر : از نام های برگزیده
افروز : روشن، روشن کننده
افسانه : داستان، خاطره و یادمان
افسر : بالا و سرور
افسون : از نام های برگزیده
افشان : از نام های برگزیده
اَمُرداد : کمال و رسایی جاودانی
انارام : روشنایی بی فروغ و بی پایان
انگبین : عسل، شهد
انوش : جاویدان
انوشک : انوشه، جاودان
انوشه : بی‌مرگ و جاودان
انیران : روشنایی بی پایان
اَهونَوَر : نگهبان تن
ایران : آزادگان و سرزمین آزادی
ایرانبانو : بانوی ایرانی
ایراندخت : دختر ایران
ایشتار : ستاره باران و آب، تشتر(تیر)
آلیش: قابل اشتعال
الیا: نام گل
آمیتریس: نام دختر داریوش دوم و همسر خشایارشا
آموتیا: نام دوشیزه در زمان زندیه
آناهیتا: نام فرشتگان اهورامزدا
آندیا: همسر اردشیر اول
آنیتا: نام دختران در زمان زند- به معنی پرورش گیاه
انوشا: خوشحالی و سرور و شادی
انوشک: نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی
انوشه: نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی
آرا: آراستن و زیبا کردن
آرمیلا: نام دختران در ایران باستان
آرمیتان: شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آروشا: درخشان – نورانی – باهوش
آرتا: نام شهر در زمان زند که به روی دختران میگذاشتند
ارنواز: شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آرتمیس: گوینده راستی- نام دریاسالار زن
آرتنوس: صادق – راستگو – نام دختر داریوش
آسا: نام دختر شاپور دوم ساسانی- بزرگ و علیحضرت
آتاناز: نامی ایرانی
آتنا: نامی ایرانی
آتوسا: دختر کورش بزرگ همسر داریوش بزرگ مادر خشیار
آتوشه: نام عمه یا خاله شاپور شاه
آوید: نامی ایرانی
آویسا: آب پاک و تمیز
آیدا: همچون ماه و مهتاب
آیدان چهره زیبا همچون ماه – آیسان
آیلا :نور ماه و مهتاب- آیناز
آبگینه : شیشه، بلور
آپامه : خوشرنگ و آب . دختر اردشیر دوم هخامنشی
آتری : آذر
آتشگون : سرخ فام، سرخ رنگ
آتوسا : نام دختر کورش ، زن داریوش
آدخت : خجسته و نیکو
آذر : آتش، فروغ، روشنایی
آذربانو : بانوی آتش گون
آذرچهر : همانند روشنایی
آذرگون : گل همیشه بهار و نام دختری در ویس و رامین
آراسته : با نظم و ترتیب
آرام : قرار، سکون
آرام دخت : از نام های برگزیده
آرام دل : از نام های برگزیده
آرامش : آرمیدن
آرمیتا : آرمان، عشق پاک
آرمیتی : فروتنی و پاکی و محبت
آرمیدخت : از نام های برگزیده
آزادچهر : آزاده نژاد
آزاده : نام مادر گشتاسب
آزیتا : از نام های برگزیده
آژند : نام گلی است
آشتی : مهر و دوستی، یکرنگی
آشنا : یار، دوست
آشوب : شور، انقلاب
آشیان : لانه و کاشانه
آفتاب : گرمی، روشنایی
آفرین : درود و سپاس
آلاله : نام گلی است
آمی‌تیس : نام دختر آستیاک، پادشاه ماد، نام زن کورش
آناهیتا : بانوی پاک و بیگناه، پاکبانو
آندیا : نام زن اردشیر ساسانی
آنیتا : از نام‌های برگزیده
آهنگ : سرود و نغمه
آوا : آواز، آهنگ
آوازه : شهرت و نام آوری
آویشن : گیاهی خوشبو
اختر : ستاره، شهاب
ارشیا : راست و درست
ارغوان : نام گلی است
ارمغان : پیشکشی، هدیه
ارنواز : نیکو سخن و خوش گفتار. نام یکی از خواهران جمشید
اروس : سپید، درخشان و زیبا
اشااونی : زن پاک و راست
افروز : روشن، روشن کننده
افسانه : داستان، خاطره و یادمان
افسر : بالا و سرور
افسون : از نام های برگزیده
افشان : از نام های برگزیده
اَمُرداد : کمال و رسایی جاودانی
انارام : روشنایی بی فروغ و بی پایان
انگبین : عسل، شهد
انوش : جاویدان
انوشک : انوشه، جاودان
انوشه : بی‌مرگ و جاودان
انیران : روشنایی بی پایان
اَهونَوَر : نگهبان تن
ایران : آزادگان و سرزمین آزادی
ایرانبانو : بانوی ایرانی
ایراندخت : دختر ایران
ایشتار : ستاره باران و آب، تشتر(تیر)
آذرمهر: آتش مقدس ایرانیان- آذرمینا
آذرنوش: نام زنان ساسانی و همچنین آتش مقدس ایران
آزیتا: نام شاهزاده – ملکه و پرنسسز در ایران
الیکا: مادر زمین – شکوفه – نام دهی در شما ایران
الیزه: نام مکانی در رودبار
المیرا: فدا کننده
اریکا: مرتبط با زمین
اِستاتیرا: همسر داریوش سوم
ایرسا: رنگین کمان
آبنوش: از زنان ویس و رامین
آپاما: دختر سپیتمن سردار ایرانی
آرتادخت: وزیر خزانه داری اردوان چهارم اشکانی
آرتیستون: دختر کورش بزرگ – زن داریوش
آرگون: شهبانوی اردشیر یکم هخامنشی
ارشانوش: از نام نامه نخعی
آتری: به معنی آتش – از نامهای باستانی
آپامه: خوشرنگ و زیبا – دختر اردشیر دوم هخامنشی
آرتا: از نامهای باستانی
آندیا: زن اردشیر درازدست شاهنشاه هخامنشی
ارشین: از شاهدخت های هخامنشی
ارشنوش: نام نامه نخعی – نام باستانی
افروز :از نامهای پهلوی
آذرگون: دختران در زمان اشکانی ویس و رامین
آذرمهر: آتش مهر
آرتونیس: دختر ارته باذ و خواهر برسین
آرمه: ئیتی فروتنی – پاکی – نگهبان زمین
آذرمیدخت: دختر همیشه جوان – دختر خسروپرویز – زنی که شاه شد
آسیمن: نامی پهلوی که همان سیمین امروزی است
آماستریس: دختر داریوش سوم
اَدرک: دختر یزدگرد سوم ساسانی
اَردویسور: فرشته آب در ایران باستان
آرته دخت: شهبانو اشکانی همسر اردوان
اَرشیت: دوست ترین – نامی از دوره هخامنشی
اَمِستریس: شهبانوی خشایارشا
اوراشی: زن پسر سیامک
آریا ناز: نامی ایرانی
آبان سا :مانند آبا ن – آبان ماه تغییر آب و هوا است و آبان آسا کنایه از کسی است که خلق و خوی متغیر دارد Ĥ آبان
آباندخت :دختری که در آبان به دنیا آمده، دختر آبان، نام همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی
آبانفام :به رنگ آبان کسی که رنگ چهره اش زرد است
آبگینه :شیشه، آینه، ظرف شیشه ای یا بلورین به ویژه جام شراب
آبنوس :درختی که چوب آن سیاه رنگ است و میوه ای بسیار شیرین و به شکل انگور دارد
آبیژ :صورت دیگر آیید،شراره، اخگر،آتش – کنایه از افراد پر جنب و جوش
آپاما :نام دختر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
آپامنه :نام دختر یکی از فرماندهان ایرانی در زمان سلوکیان
آترا :آذر- آتش – نام یکی از ماههای پاییز
آتبین :آبتین ،روح کامل و نیکو کار – از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آپامه :نام دختر سپیتامن یکی از سرداران ایرانی و همسر سلوکوس
آتسا :آتوسا
آتش :از شخصیتهای شاهنامه، مخفف نام نوش آذر، یکی از چهار پسر اسفندیار
آتشدخت :دختر آتش یا دختری که چون آتش است – کنایه از دختر با شور و حرارت
آتیه: عربی آینده
آتورینا : آشوری متحول کننده ، تغییر دهنده ، مشتق از واژه آشور که با گذشت زمان ش به ت تبدیل شده است
آتوسا : یونانی نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی
آتیس :نام خدای حاصلخیزی فریگیان
آتشین :نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ
آتلاز: ترکی اطلس، حریر – پارچه نرم و لطیف
آتنا: فرانسه در اساطیر یونان، خدای اندیشه، هنر، دانش، و صنعت
آتنه: فرانسه آتنا-در اساطیر یونان، خدای اندیشه، هنر، دانش، و صنعت
آتور: اوستایی-پهلوی آذر،آتش
آدا :پاداش مینوی، فرشته توانگری
آدنا :نام روستایی در نزدیکی چالوس
آدورینا: آشوری آدور- مأخوذ از افسانه گیل گمش بابلی، کمک کننده، یاری دهنده
آدونیس: فنیقی آدنیس ، گلی به رنگ زرد و قرمز که فقط هنگام تابش خورشید باز می شود
آدیشه: آتش – در گویش خراسان آتش کوچک
آذر: اوستایی-پهلوی نام ماه نهم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
آذر:افروز هردو روشن کننده آتش، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار، نیز دلداده بهرام در داستان همای و
آذرخاتون :آذر+ خاتون،بانوی آتش
آذردخت :دختر آتش
آذرک :شراره آتش، اخگر، نام دختر یزگرد سوم پادشاه ساسانی
آذرگل :گلی سرخ رنگ شبیه شقایق
آذرگون :گلی است از دسته شقایق ها که رنگش زرد است و میانش مشکی است – به رنگ آتش
آذرمه :رئیس و بزرگ آتشها( آتشکده ها)
آذرمینا :لعلگون، سرخ رنگ
آذینگل :زینت گل، زیورگل – کنایه از زیبایی بسیار زیاد
آراسته :آن که دارای صفتهای خوب اخلاقی است، آنچه آرایش شده و زینت و زیور داده شده است
آرا :مخفف آراینده آرایشگر-زیور زینت
آراگل :آراینده گلها – زیبا کننده گلها
آرالیا: انگلیسی نام عمومی گروهی از گیاهان علفی، درختی، و درختچه ای که بعضی از آنها زینتی اند
آرامدخت :دختر آرام دختر ساکت دختر با وقار
آرتمیس: یونانی در اساطیر یونان، خدای شکار و خواهر دوقلوی آپولون – همچنین نام شیرزنی که فرمانده نیروی دریایی
آرزو :میل و اشتیاق برای رسیدن به مراد یا مقصودی معمولاً مطلوب، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر سرو پادشاه
آدنیس: فنیقی آدونیس ، گلی به رنگ زرد و قرمز که فقط هنگام تابش خورشید باز می شود
آرتیستون :نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی
آرمتی :فروتنی، پاکی، فرشته محبت، فرشته نگهبان زمین
آرمیتا: اوستایی-پهلوی الهه نعمت – آرامش یافته
آرمیندخت :دختر آرمین
آرمینه: ارمنی ارمنی، دختر ارمنی
آریادخت :دختر آریایی – دختر ایرانی
آریانا :نامی که جغرافی دانان یونانی به قسمتی از ایران یعنی سرزمین آریایی ها داده بودند
آریاناز :موجب فخر و مباهات قوم آریایی
آریانوش :شادکننده و خوشحال کننده آریاییان
آریژه :نام شهری در زمان اسکندر
آرینا کردی آریایی نژاد – از نسل آریایی
آریندخت :دختر آریایی – دختر ایرانی
آزاددخت :دختر آزاده ، نام همسر شاپور اول پادشاه ساسانی
آزاده :عاری از صفات ناپسند اخلاقی،رها ، وارسته،از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر رومی بهرام گور پادشاه ساسانی
آزاله :فرانسه گلی خوشبو که معمولاً به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می
شود
آزالیا: انگلیسی گلی خوشبو که معمولاً به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می
شود
آزرم :شرم وحیا،ملایمت، مهربانی،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر خسروپرویز پادشاه ساسانی
آزرمخاتون :آزرم + خاتون ،بانوی با حیا
آزرمدخت :دختر با حیا
آزرمیدخت :دختر پرویزبن هرمزبن انوشیروان معروف به عادله که ? ماه زمام حکومت را در اختیار داشت، دختر باحیا
آزرمیدخت :آذرم + ی نسبت + دخت، دختر با حیا دختر سنگین و با وجاهت-نام دختر پرویز نوه انوشیروان که ? ماه بر
ایران فرمانروایی کرد
آزیتا: فارسی
آسا :زیور مایه زیبایی و آرایش – وقار و ثبات و تمکین و آسودگی
آسادخت :دختر زیبا،دختر آرام،دختر با وقار
آسمان :فضای بالای سر ما که آبی رنگ به نظر می رسد، نام روز بیست وهفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم،نام کوهی
در نزدیکی بندر نخیلو در ساحل خلیج فارس
آسمانهور :خورشید آسمان،کنایه از فردی که زیباییش نظیر ندارد
آسو : (کردی) شفق،هنگام طلوع خورشید،همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می کنند،نام محلی در
مسیرلار به لنگه
آسیمن: اوستایی-پهلوی سیمین، نقره فام
آشتی :دوستی و پیوند دوباره بعد از رنجش و آزردگی، سازش و صلح
آشنا :آن که او را می شناسیم، آن که یا آنچه به ذهن و خاطر می آوریم، آگاه به چیزی یا امری، عاشق، دلداده
آشورینا: آشوری منسوب به آشور،برهم زننده،تغییر دهنده، نام دومین فرزند سام که نینوا را بنا نهاد
آفاق: عربی افقها،عالم آسمان،زمانه روزگار، نام همسر نظامی گنجوی
آفت: عربی بلا، بلیه، کنایه از زیبایی و عشوه گری
آفتاب :مرکب ازآف(مهر،خور) + تاب(فروغ،نور)، نوری که از خورشید به زمین می تابد،کنایه از زیبایی و خیره کنندهگی
آفتابدخت :دختر آفتاب، دختر خورشید،کنایه از زیبایی و خیره کنندگی
آفرین :هنگام تحسین و تشویق به کار می رود، مرحبا، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام
آفریندخت :مرکب از آفرین( واژه تحسین) + دخت ( دختر)،دختر تحسین برانگیز،دختری که تمام خوبی ها را دارد ۰
آفرینگل :مرکب از آفرین(واژه تحسین) + گل،گل تحسین برانگیز کنایه از دختر بسیار زیبا
آفرینماه :مرکب از آفرین(واژه تحسین) + ماه(قمر)،ماه تحسین برانگیز کنایه از دختری که زیباییش مانند ماه است
آفرینمهر :مرکب از آفرین(واژه تحسین) + مهر (محبت یا خورشید)،کسی که از زیبایی مانند خورشید است یا بسیار با
محبت
آفرینناز :مرکب از آفرین(وازه تحسین) + ناز(کرشمه، غمزه)،دختری که بسیار ناز داردکنایه از دختر زیبا و طناز
آفریننوش :شنونده آفرین،کسی که تحسین همه را بر می انگیزاند
آفسانه :افسانه،داستان،خیال،مشهور،کسی که بحدی زیبا ست که خیالی به نظر می آید
آفشید :خورشید، روشنایی آفتاب
آگاهدخت :دختر آگاه، دختر مطلع،بانوی باخبر
آگرین کردی آتشین، به رنگ آتش
آلا :پروا احتیاط
آلاگل: فارسی,ترکی آلا( ترکی) + گل (فارسی) ، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که در این اواخر نابود شده
آلاله :شقایق،گلی به رنگ زرد سفید یا قرمز که انواع گوناگون خودرو و زینتی دارد
آلاوه :آتشدان،شعله آتش،جایی که در آن آتش روشن می کنند
آلتنای: ترکی زر، طلای ناب
آلتون: ترکی آلتنای،زر، طلای ناب
آلتینگلین: ترکی عروس طلایی
آلکا هردو :در گویش سمنان نام امامزاده ای
آلما: ترکی سیب، کنایه از زیبایی
آلماز: ترکی از اعلام زنان
آلنوش: ارمنی عروس جاودانی دریا، دختر زیبا و دلربا
آلوگونه :نام همسر اردشیر اول پادشاه هخامنشی، کسی که سرخی گونه هایش به آلو می ماند،دختر زیبا و به اصطلاح
سرخ و سفید
آلیس: فرانسه بانوی نجیب زاده ، دختر اصیل ، خانم با اصل و نسب
آلیش: ترکی شعله، شعله گیر
آلیشان: هردو ترکی شعله ور
آماتیس: یونانی نوعی کوارتز شفاف به رنگ بنفش یا صورتی که در جواهرسازی به کار می رود
آمال عربی آرزوها،خواسته ها،دوست داشتنی ها
آمستریس :نام مادر اردشیر دراز دست پادشاه هخامنشی
آمنه : عربی نام مادر پیامبر(ص)،مونث آمن به معنای بانوی نترس،زن دلیر،خانم استوار
آمیتیدا :نام دختر آستیاک، همسر کوروش پادشاه هخامنشی
آمیتیس :نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی
آمین: هردو عبری قبول کن،بپذیر،چنین باشد
آن :سبب علت دلیل،قصد عزم عقیده
آنا: ترکی مادر
آنا: عبری دوست داشتنی ظریف خوش اندام،برانگیزاننده لطف و محبت
آنالی: ترکی برخوردار از محبت مادر، کنایه از نور چشمی مادر
آناهیتا :ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده
است
آناهید :آناهیتا،ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف
شده است
آندیا: بابلی نام همسر بابلی اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی
آنسه: عربی انس گیرنده ، مانوس ، خو گیرنده ، همنشین نیکو
آنو: بابلی در دین بابلی، نام خدای آسمان
آنوش: ارمنی از پایتختهای قدیم ارمنستان
آنیا: اسپانیایی
آنیتا :انیبا،در زبان زندوپازند نام درخت مورد است
آنیتا :آناهیتا،ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف
شده است
آوا :صدایی که به آواز خوانده می شود یا از آلات موسیقی به گوش می رسد
آوات: کردی آرزو،خواسته
آوادان: ترکی زیبا، قشنگ
آوادخت :مرکب از آوا ( آواز) + دخت ( دختر)،دختر آوازه خوان ، بانوی خوش صدا
آوادیس :مرکب از آوا ( آواز) + دیس ( مانند)،کنایه از کسی که دلنشین است یا صدای دلنشینی دارد
آوانوش :شنونده آوا
آوشن :آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
آون :آونگ، نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته
آونگ :نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته
آویده :مشتاق، خواهان
آوین: کردی عشق
آهار :گلی مرکب با گل برگهای پیوسته به رنگهای سفید، قرمز، نارنجی، صورتی، یا دو رنگ که انواع گوناگون کم پر و
پر زیاد دارد
آهنگ :قطعه موسیقی، اراده، قصد
آهو :جانور معروف که نام دیگر آن غزال است، آهو به زیبایی چشم و خرامش در رفتار شهرت دارد
آهید :در گویش فارس آهوی صحرایی
ارزنده :محترم، دارای احترام
ارزینه :ارزنده، گرانبها
ارسا :ارس
ارسان :نام همسر نرسی پادشاه ساسانی
ارشا :از نام های ایران باستان
ارشامه :آرشامه
ارشین :با فتح (الف) و کسر (ر)- نام یکی از شاهدختهای هخامنشی-مرکب از ارش به معنای عاقل و زیرک + ین
پسوندتفضیلی – به معنی عاقلترین هوشمند ترین
ارغون: یونانی مخفف ارغنون(نام سازی است )
ارکیده :گلی با رنگهای درخشان که یک گل برگ آن از دو گل برگ دیگرش بزرگتر است
ارم :نام دختر گودرز و همسر رستم پهلوان شاهنامه
ارمغان: ترکی رهاورد، سوغات، هدیه
ارمیتا :آرمیتا،الهه نعمت،راحتی و آرامش
اروس: اوستایی-پهلوی سفید ، درخشان، زیبا
اروس: فرانسه در اساطیر یونان، خدای عشق
اریحا: عبری مکان خوشبو، نام شهری قدیمی در فلسطین، گلی که شکوفه آن چلیپا شکل است
اریدیس ترکی به ضم الف)نام همسر ارفاوس، شاعر و موسیقی دان ترکیه-در افسانه ها آمده است که اریدیس فرشته ای بود)
که معشوقه ارفاوس بود
اریکا :نام روستایی در استان مازندران
اسپنوی :از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر تژاو تورانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی
استاتیرا :همسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
استر عبری ستاره، همسر یهودی خشایار پادشاه هخامنشی
اسرا :در گویش سمنان اشک
اسما عربی جمع اسم، نامها، نام دختر ابومسلم خراسانی
اشک :آبی که از چشم می ریزد
اطلس: یونانی پارچه ابریشمی، دیبا
اطلسی یونانی,:اطلس(معرب) + ی (فارسی) گلی شیپوری و خوشبو به رنگهای سفید، صورتی، ارغوانی، یا سرخ
اعظم: عربی بزرگوارتر، بزرگ تر
افرا :درختی که برگهای پنجه ای و میوه بالدار دارد
افروز :ریشه افرختن
افرینا :نام دختر سیامک پیشدادی
افسانه :داستانی که بر اساس تخیل ساخته شده – زیبا
افسر :کلاه پادشاهی، تاج
افسرخاتون :افسر(فارسی) + خاتون(فارسی)، تاج بانو ، سر آمد همه زنان
افسردخت :افسر( تاج) + دخت ( دختر)سرآمد همه دختران
افسون :سحرانگیزی، جاذبه
افشان :آشفته و پریشان(در مورد زلف به کار می رود)، ریشه افشاندن
افشید :روشنایی خورشید
افشین :نام سردار معروف معتصم خلیفه عباسی،تون اپ ????
افق: عربی خطی که در محل تقاطع زمین و آسمان به نظر می رسد
اقاقی: یونانی اقاقیا،درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد
اقاقیا: یونانی درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد
اقبال: هردو عربی خوشبختی، سعادت، در باور مردم آنچه باعث خوشبختی شود، بخت
اقدس: عربی پاک تر، مقدس تر
اقلیما: یونانی نام دختر آدم(ع)
اقلیمیا: یونانی اقلیما،نام دختر آدم(ع)
اکرم: عربی بزرگوار، گرامی
اکلیل: عربی تاج
الاهه: عربی الهه
السا :نان خواه – دانه ای خوشبو که بر روی خمیر نان می پاشند و در درمان نیش عقرب مفید است
الکا: ترکی سرزمین، ناحیه
المیرا: فارسی,ترکی ال (ترکی) + میرا (فارسی)، ایل میرا فدایی ایل
النا: یونانی نورانی
الناز: فارسی,ترکی ال (ترکی) + ناز (فارسی)، ایل ناز موجب نازش ایل
الوا :ستاره
الهام: عربی فکری که به طور ناگهانی در ذهن پیدا می شود
الهه: عربی در اعتقادات قدیم، نیمه خدایی که نماینده انواع خاص بوده و به صورت زنی تجسم می شده است
الیکا :نام روستایی در مازندران
الینا :نام روستایی در نزدیکی رودیار
امالبنین: عربی نام همسر علی(ع) و مادر عباس(ع)
امیتیس :آمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی
امیده :امید
امیرا عربی,:امیر(عربی) + ا (فارسی) امیره
امیردخت عربی,:دختر پادشاه، شاهدخت
امیره عربی مؤنث امیر
امیندخت عربی,:امین (عربی) + دخت (فارسی) دختر امین، دختر درستکار
امینه: عربی مؤنث امین
انار :میوه ای خوراکی با دانه های قرمز یا سفید فراوان و مزه ترش یا شیرین
انارگل :گل انار
اندیشه :آنچه حاصل اندیشیدن است، فکر
انسیه: عربی مونث انسی، مربوط به انس، انسانی
انگیزه :آنچه یا آن که کسی را وادار به کار کند، محرک، باعث
انوشا :صورتی از نغوشا، پیرو مانی
انوشک :نام زنی در زمان ساسانیان
انوشکزاد :انوش زاد
انوشه :جاودان، شادمان، خوشحال، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده ای ساسانی در تیسفون و نام دختر نرسی،نام
انوشهدخت :دختر جاویدان، دختر شادمان
انوشهروان :انوشیروان،دارای روان جاوید ، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، پیامبر(ص) در زمان این
پادشاه متولد شد
انیبا :انیتا،در زبان زندوپازند نام درخت مورد است
انیتا :انیبا،در زبان زندوپازند نام درخت مورد است
انیس: عربی همدم
انیسه: عربی همدم
اوران :در گویش سیستان
اورانوس: فرانسه نام هفتمین سیاره منظومه شمسی
اورنینا: یونانی ربه النوع فراوانی نعمت
اورینا :یونانی در اساطیر یونان، الهه آسمانها و حامی عشق آسمانی
اولدوز: ترکی ستاره
ایده :فرانسه فکر و اندیشه، رأی
ایران: اوستایی-پهلوی مکان آریائیان، نام کشور باستانی ما، از نظر لغوی هم ریشه با کلمه آریا و ایرج
ایرانا :مرکب از ایران + الف اطلاق
ایراندخت :دختر ایران، نام همسر فریدون پادشاه پیشدادی
ایرانشید :خورشید ایران
ایرانمهر :خورشید ایران
ایرانناز :موجب فخر و مباهات ایران
ایرانه :منسوب به ایران
ایرن :نام ملکه روم شرقی
ایزدچهر :دارای چهره ای چون فرشتگان
ایسیه: عبری آسیه
ایلناز: فارسی,ترکی ایل (ترکی)+ناز(فارسی)،مایه ناز ایل، الناز
ایما :عربی اشاره
ایمنه عربی آمنه
ایواز :آراسته و پیراسته
اشتار: آشوری الهه عشق و برکت
آریان: نام یکی از مورخین آسایش آسودنآصف نام دبیر حضرت سلمان
ابراهیم: استواری، سازنده خانه کعبه ابوالقاسم پدر قسمت کننده، مقسم
ابوذر :از صحابه نامدار پیامبر(ص)
احسان: نیکی، بخشش احد یگانه، یکتا احمد بسیار ستوده، نام پیامبر
ادریس: نام یکی از پیامبران اردشیر شیر خشمناک، مقدس، بنیان گذار دودمان ساسانی
ارژنگ: آرایش، زینت
ارسطو: نام دانشمندی در یونان
ارسلان: (ترکی) شیر، شیر درنده، مجازا مرد شجاع
اسحاق: کهنه شدن جامه، حضرت ا براهیم(ع)
اسدالله: شیر خدا، لقب حمزه بن عبدالمطلب و کنیه امام علی(ع)
اسد: شیر جنگل
اسفندیار: پدر سام شهلوان نامی ایران
اسکندر: الکساندر، یاری کننده مرد
اسماعیل :پسر ابراهیم، شنونده
اشرف: با شرافت و با شخصیت، شریف
اشکان: منسوب به بنیان گذار پادشاهی پارت ها و نام سومین نیای پاکو اصغر کوچک، ریزه نقش، کوچک تر
الیاس: نام پیامبر، پسر زاده سام بن نوح و عموی خضر که موکل بر خشکی است. امرسان یکی از یخچال های طبیعی در کوه های کردستان
امید: آرزو، دلگرمی
امیر: فرمانروا، شاه سلطان و خلیفه
امین: الله امانت دار خدا
امین: درستکار، امانت دار، راستگو
اندی: خاص یا خاصه، بو، امید
ایاز: نسیم شب، شبنم، سرمای سخت زمستان ایرج نام پسر فریدون و یاری دهنده آریایی ها
ایوب: برگشت به سوی خدا، نام پیامبر نمونه صبر و شکیبایی
آبان دخت : دخترآبان ، نام زن داریوش سوم
آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آتوسا : قدرت و توانمندی – دختر کورش وزن داریوش اول
آفر : آتش – ماه نهم سال شمسی
آفره دخت : دختر آتش – دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .
آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز
آذین : زیور، طاق نصره‌، تزئین ، آرایش
آراه : نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت
آرزو : کام ، مراد ، معشوق ، امید
آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان – پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر
آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
آرتام:والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی
آرتمن:نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه
آرشام : بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشی
آرمان : آرزو – خواهش – امید
آرمین : آرام گرفتن – پسر کیقباد پادشاه پیشدادی
آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است
آریا فر: دارنده شکوه آریائی
آریا : آزاده نجیب – یکی از پادشاهان ماد – مهمترین نژاد هند و اروپائی
آریا مهر : دارنده مهر ایران – از سرداران داریوش سوم
آرین : سفید پوست آریائی
آزاده : دلیر و بی باک ، رها
آزرم : شرم ، مهر ، محبت ، عشق
آزرمدخت : یکی از ملکه های ساسانی
آزیتا : آزاده
آناهیتا : الهه آب
آونگ : شبنم – نام کردی
آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار
آیدا : شاد، ماه – نام تذکمنب
اتسز : لاغر و استخوانی – از پادشاهان خوارزم
اختر : ستاره ، علم ، درفش
ارد : خیر وبرکت ، فرشته نگهبان ثروت – نام چند تن از پادشاهان اشکانی
ارد شیر : شیر زیبا – اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان
اردوان : نام پادشاهان معروف اشکانی
ارژن : درختی با چوب بسیار سخت و محکم – نام کردی
ارژنگ : آرایش – کتاب مانی نقاش – دیوی که رستم در هفتخوان اورا کشت
ارسلان : شیر، دلیر و شجاع – نام پادشاه سلجوقی
ارغوان : نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ
ارمغان : هدیه ، تحقه ، سوغات
ارنواز: نوازش شده اهورا – دختر جمشید شاه پیشدادی
اروانه : نام گلی کوهی است – نامی کردی
استر : ستاره – بردارزاده مردخای وزن خشایارشاه
اسفندیار : پاک آفریده شده – پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد
اشکان : منسوب به اشک – بنیانگذار سلطنت پارتها
اشکبوس : پهلوان کوشانی که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد
افسانه : داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان
افسون : سحر و جادو ، حیله و تزویر
افشین : با همت .
امید : انتظار ، آرزو
انوش (‌ آنوشا ) : استوار و جاوید – دخترمهرداد ششم
انوشروان : دارنده لوح جاویدان – لفب خسرو اول پادشاه ساسانی
اورنگ : عقل و کیاست ، تخت پادشاهی
اوژن : شکست دهنده ، دشمن برانداز
اوستا : نام کتاب آسمانی زردشت
اهورا : صاحب ، فرمانروای دانا
ایاز : بزرگ و پاینده – نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی
ایران : محل زندگی آریائیها
ایراندخت : دختر ایران
ایرج : یاری دهنده آریائیها – پسرفریدون ، پادشاه و پهلوان ایرانی
ایزدیار : کسی که خداوند یار اوست
ما سعی کردیم که لیست کاملی رو تهیه کرده باشیم. به نظر شما کدام اسم شیک تر است؟
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
ضرغامه اسم عربی مؤنث ضرغام، دلاور، شیر درنده، پهلوان
ضحی نام عربی صبح، زمانی از صبح که تازه آفتاب در آمده است، سحرگاه، چاشتگاه
ضحی اسم عربی روز روشن. تابش نور خورشید
اسم دختر با ض حتما بیشتر از این میشناسید.پس به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
صاباح ترکی ترکی از عربی صبح (صباح)
صاباح گل ترکی، فارسی صاباح (ترکی) + گل (فارسی) مرکب از صاباح (صبح) + گل
صابره اسم عربی مؤنث صابر (شکیبا)
صابرین عربی جمع صابر، بانوی صبور و شکیبا
صادقه عربی مونث صادق، زن راستگو و درستکار
صالحه عربی مؤنث صالح، شایسته و درستکار، نیک، خوب، دارای اعتقاد و عمل درست دینی
صبا عربی نسیم ملایمی که از طرف شمال شرق می وزد، پیام رسان میان عاشق و معشوق، نام یکی از شعب بیست و چهارگانه موسیقی قدیم، نام موسیقیدان معروف موسیقی قدیم، نام موسیقیدان معروف ایران
صباحت عربی زیبایی، جمال
صبح آسا فارسی، عربی صبح (عربی) + آسا (فارسی) مانند صبح سپید و روشن
صبح جبین عربی سپید چهره ، سپید پیشانی اسم زیبای دختر
صبح چهر عربی، فارسی صبح چهره، صبح (عربی) + چهره (فارسی) آن که چهره ای سپید چون صبح دارد.
صبرا عربی، فارسی بردباری در برابر سختی ها و ناملایمات، شکیبایی، صبور و شکیبا
صبرناز عربی، فارسی صبر (عربی) + ناز (فارسی) مرکب از صبر بردباری + ناز زیبا
صبرینه عربی، فارسی صبر (عربی) + ینه (فارسی) نام گیاهی است.
صبریه عربی بردبار، شکیبا
صونا عربی، فارسی صیانت، پارسایی، خویشتنداری از گناه
صهبا نام عربی شرابی که مایل به سرخی باشد، شراب انگوری
اسامی بیشتری با ص شروع میشه که حتما شما میشناسیدشون.پس برای ما بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
شاپرک فارسی نوعی پروانه بزرگ که معمولاً شب پرواز می کند شاپری فارسی شاه پری
شاخ شمشاد فارسی کنایه از قدبلند و رعنا
شاخ نبات فارسی,عربی شاخ(فارسی) + نبات(عربی) ، شاخ شکر، نام افسانه ای معشوقه حافظ شیرازی
شاخسار فارسی محل انبوهی شاخه های درخت
شادآفرید فارسی آن که شاد آفریده شد، آفریده شاد
شاداب فارسی با طراوت، تازه
شادان بانو فارسی بانوی شاد
شادانه فارسی شاهدانه
شادبانو فارسی بانوی شاد
شادبهر فارسی آن که از شادی بهره دارد، خوشحال
شادپری فارسی پری شاد
شادخاتون فارسی بانوی شاد
شاددخت فارسی دختر شاد
شادرخ فارسی آن که چهره ای شاد و متبسم دارد
شادرو فارسی شادرخ
شادروز فارسی نیکروز، خوشبخت
شادفر فارسی آن که دارای شکوه و شادی است
شادک فارسی نام مستعار سمک در داستان سمک عیار
شادکامه فارسی کامروا، خوشحال، شادمان
شادگل فارسی آن که چون گل شاداب است
شادگون فارسی شاد و خوشحال
شادمانه فارسی خشنود، شاد
شادناز فارسی مرکب از شاد(خوشحال) + مهر( محبت یا خورشید) ،نام شهر یا مکانی در نیشابور
شادنوش فارسی نوشنده شادی، شاد و خوشحال
شادور فارسی شادمان، خوشحال
شادی فارسی خوشحال، شادمانی
شارک فارسی سار(پرنده)
شالیزار گیلکی برنجزار
شامیرام آشوری نامش بلند باد
شاه آذر فارسی شاه آتش
شاهدخت فارسی شاه دختر دختر شاه
اسامی دخترانه زیادی با ش شروع میشن که مطمئنا شما میشناسید. لطفا برای ما بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
سادنا

سادِنه

سارا

ساراب

سارادخت

سارال

ساران

سارای

سارگل

سارمه

سارونه

ساره

ساریژ

سارین

سارینا


ساحل

ساحله

ساجده

ساجده زهرا

ساچلی

سادنا

سادِنه

سارا

ساراب

سارادخت

سارال

ساران

سارای

سارگل

سارمه

سارونه

ساره

ساریژ

سارین

سارینا

ساریه

سالی

سالیا

سالینا

ساما

سامه

سامیا

سامی‌دخت

سامینا

سامیه

سان‌آی

سانا

ساناز

سانای

سانلی

سانیا

ساوا

ساویس

ساوین

ساوینا

ساهره

سایا

سایان

سای‌تا

سایدا

ساینا

سایه

سایین

سَروینا

سَروین‌دخت

سَروینه

سَریر

سَریرا

سُعاد

سَعادت

سپیدخت

ستایا

ستایش

ستایش زهرا

ستوده

سِتی

سبا

سبوحا

سپاسه

سپند

سَعدیه

سعیده

سَکینه

سُلاله

سُلالهزهرا

سَلامت

سَلامه

سُلدا

سِلما

سَلمی

سپیدار

سِتیا

سِتیلا

سَجا

سَجایا

سَحر

سحرگل

سپیدرو

سپیده

سپیناز

سپینود

سِتا

سِتاتیرا

ستاره

سَحرناز

سخن

سَدِن

سَدِنا

سرافشان

سُرایه

سَرگُلان

سرمه

سُرنا

سَرو

سَروا

سَرودخت

سازگار

ساعده

ساغر

ساقه

ساقی

سالومه

سُرور

سروراعظم

سُروشا

سُروشه

سَروگل

سَروناز

سَروه

سَروی

سَروین

سعاده

سِلوا

سِلوان

سِلوانا

سَلوی

سَلیله

سَلیمه

سَلین

سَلینا

سَما

سَمات

سَماح

سَماحه

سَمانه

سَمانی

سَمر

سَمرا

سَمن

سَمن‌بر

سَمنتا

سَمن‌چهر

سَمن‌دخت

سَمن‌رخ

سَمن‌رو

سَمن‌سا

سَمن‌عذار

سَمن‌ناز

سَمیحه

سَمیرا

سَمیره

سمیعه

سُمیه

سَنا

سُنار

سُنبل

سُنبله

سُندُس

سَن‌ناز

سَنیه

سوتیام

سودا

سودابه

سوده

سِودی

سُور

سورا

سوره

سوری

سوریا

سوریتا

سوری‌دخت

سورینا

سوزان

سوزانا

سوژا

سوژین

سوسن

سوفیا

سوگل

سوگند

سُولار

سولماز

سوما

سُونا

سُونای

سُونیا

سُویدا

سِویل

سویلآی(سویلای)

سویم

سوین

سوینج

سُها

سُهاد

سُهی

سهیدخت

سُهیلا

سیاره

سیرا

سیران

سیرانوش

سیرت

سیما

سیمادخت

سیمتن

سیمیا

سیمین

سیمین‌بَر

سیمین‌چهر

سیمین‌دخت

سیمین‌رخ

سیمین‌رو

سیمین‌زر

سیمین‌عِذار

سیمین‌فر

سیمینه

سینادخت

سیندخت

سیوا
شما هم اگه اسامی بیشتری میشناسید که با س شروع میشه برای ما بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
ژاکلین
ژالانه
ژاله
ژانت
ژینو
ژینوس
ژینا
ژیوار
ژوان
اسامی بیشتری با ژ وجود داره که ما اینجا ننوشتیم.اگه این اسامی رو میشناسید برای ما بنویسید.

link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
در فرهنگ مقدس اسلام دستور این است كه پیش از تولد فرزند ( دوران تكوین جنین و دمیدن روح در كودك ) بهتر است پدر و مادر تصمیم بگیرند و برای فرزند ، چه دختر و چه پسر ، نامی تعیین نمایند. امام علی (ع) می فرماید: " فرزند خویش را پیش از تولد نامگذاری كنید. هرگاه نمی دانید پسر است یا دختر ، آنان را به تناسب مرد و زن بودن ، نامگذاری كنید چرا كه مردم در هنگامه ی قیامت به نام های خویش خوانده می شوند و فرزندی كه سقط شده باشد و نامی برای او تعیین نكرده باشند ، در روز قیامت از پدر مؤاخذه خواهد كرد."

در فقه الرضا توصیه شده است:

" هرگاه پیش از تولد نامی برای فرزند تعیین نكرده اید ، حتماً تا روز هفتم نامی مناسب انتخاب كنید."

رسول اكرم (ص) نام هایی زیبا و با مسّمی همچون حسن (ع) و حسین (ع) را انتخاب فرمودند و حتی جنین حضرت زهرا ( س ) را پیش از ولادت " محسن " نامیدند. از نظر گاه روانی ، نامگذاری پس از تولد عمدتاً مبتنی بر احساسات ، آن هم احساسی متناسب با نوزادی لطیف و ظریف است و به همین دلیل ممكن است نامی خوش آوا ، اما رقیق و كم محتوا و یا بدون اندیشه به فردای كودك و بزرگسالی او انتخاب شود. تكیه بر زیبایی " لفظ " به ویژه در سال های اخیر رایج شده است. در یكی از مدارس در پرسش از سی مادر ، تنها هفت مادر با معنی نام فرزندشان و یا شخصیتی كه نامش را بر فرزند خویش نهاده بودند ، آشنایی داشتند. آروین ، آتوسا ، پوپك ، بیوك ، پرمون ، سالومه ، سمیرا ، شیده ، مانا ، مونا ، از جمله نامهایی بوده و هستند كه پدران و مادران به خوش آهنگی و روانی آنها توجه دارند ، نه معنا و احیاناً معادل چهره ی تاریخی آنها.

امام محمد باقر (ع) فرمودند:

"راست ترین نامها نامی است كه دلالت بر بندگی خدا كند ؛ مانند عبدالله و بهترین نامها نام پیامبران است."

حضرت امام خمینی (ره) نیز در دیدار و ملاقات افرادی كه از حضرتش تقاضای نامگذاری فرزندشان را داشتند ، عبدالله و فاطمه و زهرا و ... را پیشنهاد می كردند . ایشان در رساله ی علمیه می فرمایند:

" فقر و بینوایی داخل خانه ای نمی شود كه در آن خانه محمد یا احمد یا علی و یا حسین و یا جعفر و طالب و عبدالله و فاطمه باشد."

نامها اگر برگرفته از چهره هایی باشند كه در تاریخ به بزرگ منشی و نیكی از آنان یاد می شود، كودك بعدها در انطباق با نام خویش هویتی مطلوب و ارزشمند می یابد. گاه یك چهره ی مقطعی ، نام یك ستاره ی سینما یا ورزشكار، عنوان و نام فرزندی می شود كه چندی بعد در ذهنها فراموش می شود. رسول خدا (ص) فرمود: " حق فرزند بر پدر این است كه نام او را نیك ، جای او را نیك و ادب او را نیك كند."

در دستورات رسول اكرم ( ص ) ، بهترین نام ها، عبدالله و عبدالرحمن است و نام هایی همچون حبیب ، مؤمن ، امین ، جمیل ، سعد ، مسعود ، صابر ، صدیق ، مهدی ، هادی ، مرتضی ، عیسی ، مجتبی ، صادق ، موسی ، سعید ، مسلم ، داوود ، طاهره ، طیّب ، صالح ، فضل الله ، جلال ، جمال ، رضا ، راضی ، رضیّ ، تقی ، جواد ، هاشم ، مصطفی و ... برای پسران پیشنهاد شده است، و نیز توصیه شده است؛ اسامی دختران را فاطمه ، مریم ، سوسن ، زهره ، زكیه ، زهرا ، عذرا ، ریحانه ، صدیقه ، طیّبه ، آمنه ، طاهره ، خدیجه ، آسیه ، راضیه ، رضیّه ، مرضیه ، معصومه ، مباركه ، جملیه ، حلیمه ، حمیده ، نرجس ، محدثـّه ، ساره ، منصوره ، ملیحه ، فریده ، وجیهه، عاتكه ، عالیه ، صفیه ، حورا ، زینب ، عصمت ، عفت ، عزّت ، كبری ، رحیمه ، ناعمه ، شهربانو ، و كلثوم و ... انتخاب كنند.

ائمه (ع) گاه انتخاب نام را نوعی مبارزه و پاسداری از حریم ارزشها می دانستند .امام سجاد ( ع) در پاسخ یزید كه گفت چرا پدرت همه ی فرزندانش را " علی " نامگذاری كرده است ؟ فرمود : اگر پدرم هزار فرزند پسر می داشت همه را " علی " نام می نهاد و این در شرایطی است كه نظام اموی در صدد محو نام علی ( ع) بود.

نكته قابل طرح در این زمینه ، نحوه ی خطاب و صدازدن نامهاست . گاه برای سهولت در نامیدن و یا از سر تفنّن و تسامح ، نامها را ابتر و ناقص صدا می زنند.

مثلاً ابراهیم را " ابی " و اسماعیل را " اسی " و فاطمه را " فاطی " خطاب می كنند كه این شیوه پسندیده و مناسب نیست.

انتخاب نام مناسب برای فرزندان ، شناسنامه فرهنگی – اعتقادی پدر و مادر است. نام نیكوی فرزند گواه سلیقه ی سالم خانواده و دور اندیشی و سلامت و حسن انتخاب آنان است.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
زادبخت: خوشبخت ، خوش اقبال
زاد به: بهزاد ، نیک زاده شده
زاد چهر: دارای نژاد پاک و اصیل
زرنگار: طلا کوب ، زرین
زری: طلائی ، زربفت
زیبا: خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو
زیبار: قبیله ای از کردها ، نامی کردی
زیما: زمین ، لغت اوستائی
شما هم اگر اسم های بیشتری با ز میشناسید برای ما بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
رادبانو: بانوی بخشنده و جوانمرد
رامش: فراغت ، آسودگی ، راحتی ، نام هیربد زردشتی
رخسار: چهره ، سیما
رخشانه: منسوب به رخش
رخشنده: تابان ، کنایه از خورشید است
روشنک: مشعل دار ، همچنین نام دارویی گیاهی است
روناک: روشن
راسپینا: پائیز ، لغت زند و پازند
شما هم اگر اسم دختر با ر میشناسید برای ما بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
دریا: بحر ، نام فرزند علاالدین عماد شاه
دل آرا: محبوب و معشوق
دل آویز: دلچسب ، دلکش ، آویزه دل
دلارام: مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور
دل انگیز: گوارا ، مطلوب
دلبر: برنده دل ، یار و معشوق
دلبند: عزیز و گرامی
دلربا: رباینده دل ، محبوب
دلکش: جذب کننده دل ، دلربا ، دلپذیر
دلناز: آنکه قلب و دلش ناز است
دلنواز: مهربان ، مشفق
شما هم اگر اسم دختر با دال میشناسید برای ما هم بنویسید
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
جهان بانو: بانوی جهان ، ملکه جهان
جهاندخت: دختر گیتی
جهان ناز: مایه فخر عالم
جیران: آهو ، نامی ترکی
جریره:‌ نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.
اسامی دختر با ج رو که میشناسید برای ما بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
تارا: ستاره
ترانه: زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه
تناز: نازنین ، با ناز و کرشمه - نامی کردی
توران: نام دختر خسروپرویز - سرزمین تور
توراندخت: دختری از توران
تینا: گل ، نامی کردی
تینو: تشنه ، نامی کردی
شما هم اگه اسم دخترانه با ت میشناسید برای ما بنویسید
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
پاکدخت: دختر پاک
پانته آ: همسر آرتاداس که مادها او را به کورش هدیه کردند امانپذیرفت
پرتو: روشن ، تابش ، فروغ
پرستو: پرنده مهاجر
پروانه: حشره ای زیبا که خود را به شعله می زند
پروین: ثریا ، ستارگان کوچک نزدیک به هم
پری: فرشته ، جن ، همزاد
پریچهر: زیبا روی - نام زن جمشید شاه
پریدخت: دختر پری ، همسر سام نریمان و مادر زال
پریسا: همچون پری
پرناز: پری ناز دار
پریوش: پری روی ، فرشته روی
پریا: کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه می گردد.
پوپک: هدهد
پوران: جانشین ، یادگار
پوراندخت: نام دختر خسروپرویز
شما هم اگر اسم دختر با پ میشناسید برای ما بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
حوا
ختن
درا
عدا
راز
رشا
آذر
آسو
آسا
آوا
آنا
آهو
آیه
افق
ثمن
چمن
حبه
حره
حنا
سدن
سرو
شاد
شفا
شفق
شمس
شهد
صفا
صلا
صنم
طلا
عدن
عسل
عزت
رسا
رشا
رنا
روا
رها
زری
صبا
سبا
ستا
سحر
سخن
ستی
عشا
عفت،
فجر
فدک
فرا
فرخ
قمر
گلی
ماه
لنا
لیا
ندا
نسا
نکو
نوا
نها
نیر
نیل
ولی
هدی
هما
هور
یاز
سها
مها
شما هم اگه اسم سه حرفی دیگه ای میشناسید برای ما بنویسید
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
آژند

آلاله

ارغوان

بنفشه

پونه

ترگل

سمن

یاسمین

یاسمن

سوسن

سنبل

شب بو

نیلوفر

لاله

لادن

مینا

نرگس

نسترن

یاس
شما هم اسامی دختر که از گل باشه رو میشناسید؟ برای ما بنویسید
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
آذرمهر
آذرنوش
آتنا
آتوسا
آناهیتا
آندریا
آنیتا
بیتا
بهرو
بهنوش
پریوش
پارمیس
پریزاد
تارا
تینا
چیستا
سریرا
سندوس
سیندخت
شراراه
شاهیده
فرنوش
کتایون
کیانا
لیدا
مهشید
ملیسا
مهرو
نوشا
ناهید
وانوشه
یاسمین
یوتاب
شما هم اگر اسم زرتشتی دخترانه میشناسید برای ما بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
آریامن
آرتاباز
ارشان
ارشام
اردشیر
ارشک
آرش
آراد
آراسب
آریومهر
بامداد
بهداد
پدرام
تیران
تهمتن
جهانگیر
جمشید
خسرو
خشایار
داریوش
دارا
رامین
روزبه
شاهین
شهروز
کامبیز
کیارش
کیانوش
کیانمهر
لهراسب
مازیار
مهران
نیما
وارتان
هومان
هیراد
شما هم اسامی زرتشتی که میشناسید رو برای ما بنویسید
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
سلن و هلن
برندا و وندا
ستيا و سپيتا
سدا و سلدا
اليکا و اريکا
آروشا و روشانا
روژان و موژان
آرنيلا و آرميلا
آويسا و آيسا
ستيلا و ستيا
النا و هلنا
آيرين و آيگين
ليا و ليانا
ويانا و وانيا
نيکا و نيکادل
نوژا و روژا
ارنيکا و رونيکا
تيارا و کيارا
لاوين و اوين
آماندا و برندا
شادن و شارن
راسپينا و دسپينا
سوين و ثمين
آتريا و آترين
پرن و پرنا
پرميس و پرياس
رونيتا و روناتا . هانيتا
ويان و نيان
سيلوانا و سالويا
شارين ، شادلين ، شادين ،
آمي تيدا و آميتيس
راشا و راشين
بتينا و بنيتا
آترا . آدليا
لنيا و ليليا
سايدا و سايا
هونيا و رونيا
ماهک و ماهانا
آترين و آتوين
دوستان عزیز اسامی دخترانه برای دوقلو ها که میشناسید برای ما بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
آرتین آرمین
عرشیا عرفان
علی عماد
افشین فرشید
ایمان ایلیا
آرمین آبتین
آریا آرتا
فربد رامبد
سام رهام
سینا سروش
آرشام آرسام
کوروش داریوش
آرمین آروین
دوستان عزیز اسامی دوقلو پسر که میشناسید رو برای ما بنویسید
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
ماهان
سامیار
رادین
سام
سینا
آرین
علی
رادمهر
حامد
مانی
سیروان
وحید
آرتین
طه
آتیلا
مهدی
راستین
دوستان عزیز.اسامی محبوب پسرانه ای که میشناسین رو برای ما در قسمت نظرات بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
آتنا
هلیا
هانیه
مریم
تینا
کیانا
یَسنا
فاطمه
دینا
نیلا
مانیا
ریحانه
هُما
تَرلان
شقایق
صوفیا
آوین
فریبا
النا
روناک
شما هم حتما اسم های محبوب بیشتری میشناسید.پس به ما در تکمیل این متن کمک کنید و نظراتتون رو پایین این متن بنویسید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
آرام

آلما – آرا

آی سودا – آلاله – آسودا

اسما – سارا – سها – سودا

آوا – السا – مهری – مهسا – مهلا – سما

طاهره – مروه – مسکا – همدم – ساحل – آهو

اسرا – سحر – الهه – ماه گل – ملودی- دل آرام – آهو

دل آرا – رسا – راحله – هدی – هما – ماهک – گلسا – دلسا

ساره – مهراوه – اکرم – دلسا – سروا – مهرسا – مها – هلما – مها

مهری – هاله – عسل – لی لی – سالومه – سرور – صحرا – سلما

درسا – سوگل – گلاره – ماهک – دارا – راما – مرمر – الهام – گل رو – گلی
اگه اسمی رو از قلم انداختیم لطفا در قسمت نظرات تکمیل کنید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
آیا از نام خود راضی هستید؟ دوست دارید شنیدن نامتان چه حسی را در دیگری برانگیزد؟ شنیدن چه نام‌هایی برایتان لذت‌بخش است؟ نام‌ها بازتاب‌دهنده فرهنگ‌های گوناگون‌اند که از تبعیض و تحقیر تا عشق و زیبایی را در خود جای داده‌اند.
تصور این که موجودی نام نداشته باشد بسیار دشوار است. مبادله “نام” میان آدمیان گام نخست برای ایجاد یک رابطه انسانی یا گسترش هر گونه پیوند اجتماعی است. کما اینکه چه در آغاز پیوند عاشقانه و چه برای داوطلب شدن برای انجام کاری باید “نام”ی را بر کسی یا کاری گره زد و “نامزد” شد.
نام عنصری است که فراگیر شدنش موجب شهرت است و بیش از حد محدود شدنش باعث گمنامی. قضاوت نیک مردمان درباره آن را “خوش‌نامی” و نقطه مقابلش را “بدنامی” می‌خوانند.
اگر چه سعدی پیوند عشق و نیک‌نامی را جور دیگر می‌بیند:
دگر بخفته نمی‌بایدم شراب و سماع
که نیک‌نامی در دین عاشقان ننگست
نه فقط انسانها بلکه هر موجودی بدون داشتن یک نام معین، در یافتن یک هویت مستقل ناکام می‌ماند؛ هویتی که باعث شناخت می‌شود. نام هر فردی به مرور زمان و در پیوند با دیگر افراد جامعه، علاوه بر تداعی یک هویت ظاهری، حامل یک هویت عمیق غیرظاهری برای مخاطبان است که در پی تداوم روابط، به مرور شکل کامل‌تری به خود می‌گیرد.
بنابر این هر “نام” به مرور زمان مجموعه‌ای از خاطرات و تاثیرات را در ذهن و ضمیر دیگران به جا می‌گذارد که خاستگاه اصلی بسیاری از قضاوت‌ها یا تمایلات متقابل افراد به یکدیگر تلقی می‌شود؛ عشق و صمیمیت، خشم و نفرت یا هر نوع واکنش رفتاری دیگر.
این نوع تصورات و بازتاب‌های آن که با شنیدن نام دیگران در ضمیر افراد تداعی می‌شود، علاوه بر آنکه عنصر اصلی تمایز افراد از یکدیگر است، تا جایی ادامه می‌یابد که نقش کارکردی آن در روابط اجتماعی به مرور از شکل ظاهری فرد هم فراتر رفته و تاثیرات پایدارتری به جا می‌گذارد. تصوراتی که کلیدواژه ورود به آن “نام” افراد است.
نام، ابزاری فراتر از شناخت ظاهری
دکتر ناصر فکوهی، انسان‌شناس، در مقاله “نام‌ها و فرهنگ” می‌نویسد: «نام‌ها یکی از پراهمیت‌ترین ابزارهایی هستند که ما برای تحلیل فرهنگ‌ها در دست داریم. فاصله میان مفهوم ایدئولوژیک، هژمونیک و تعریف عمومی یک نام در یک نظام اجتماعی، همگی از مواردی هستند که باید به آنها توجه کرد. هر چند نام‌ها (بنا بر نظریه‌هایی که بیشترین اجماع درباره آنها وجود دارد) صرفا ابزارهای قراردادی در زبان‌ها هستند تا بتوان دستگاه نمادساز زبان را کارا کرد، اما در عمل به دلیل درونی شدن در نظام ذهنی، بسیار فراتر از این قرارداد رفته‌اند.»
هر نامی علاوه بر داشتن معنای معین یک کلمه، بار معنایی خاصی را در ارتباط با یک شخص بخصوص با خود حمل می‌کند. یعنی نام علاوه بر اطلاق به یک فرد، در طول زمان معرف شخصیت همان فرد هم تلقی می‌شود که واکنش‌های متفاوتی را در ذهن طرف مقابل ایجاد می‌کند. از این رو می‌توان “اسامی” را کلماتی فرض کرد که مجموعه‌ای از خاطرات و تصورات را با خود جابجا می‌کنند.
به گفته حافظ:
نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو
اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز


اسامی دخترانه، تابوها و تبعیض‌ها
نوع کاربرد اسامی در یک جامعه تا حدودی معرف شخصیت فرهنگ عمومی همان جامعه است، یعنی آینه تمایلات فکری و مناسبات اجتماعی دستکم بخشی از لایه‌های اجتماعی محسوب می‌شود.
“آقا محسن! من بیرون کنار ماشین منتظرم، زود بیا…” این جمله توام با فریاد مردی است که با همسر و فرزند دو ساله‌اش به یک جشن عروسی دعوت شده‌اند. او می‌خواهد به همسرش که در “قسمت زنانه تالار پذیرایی” مشغول شادی است یادآوری کند که وقت رفتن است و او در خیابان منتظرش است! وقتی با تعجب از او می‌پرسم چرا به همسرش می‌گوید “آقا محسن” پاسخ می‌دهد: “محسن اسم پسر منه، عیال هم می‌دونه که منظورم چیه”!
چرا برخی از مردان در فضاهای عمومی حاضر به بردن نام همسران‌شان نیستند و از آنها با عناوینی مانند عیال، خانواده، منزل یا هر لقب غیرمستقل دیگری یاد می‌کنند؟ بسیاری از کارشناسان علت این رفتار را، مالکانه و “ناموسی” دانستن تمام هویت زنانه همسر (دختر یا مادر و خواهران) از سوی برخی مردان سنتی – مذهبی می‌دانند. در فرهنگ‌های لغت، “ناموس” از مفاهیم و ارزش‌های مردسالارانه در نظام اخلاقی کشورهای اسلامی از جمله ایران به شمار می‌رود که در ردیف کلماتی مانند شرف و عصمت و آبرو قرار می‌گیرد.
باور داشتن به “ناموس” در بین برخی گروه‌های اجتماعی، مردان را وا می‌دارد که مسئله حریم خانوادگی خود را تا آنجا تعمیم دهند که نام بردن از همسرشان در فضای عمومی را نوعی شکستن حریم خانوادگی تلقی کنند. رفتاری که همزمان محدودیت‌های فراوان دیگری بر زنان تحمیل می‌کند و گاهی تخطی یک مرد از این راه و رسم، می‌تواند سرزنش سایر مردان همان طبقه اجتماعی را در پی داشته باشد.
البته تبعیض‌های جنسیتی محدود به “ناموسی” دیدن حقوق زنان نیست، زیرا گرچه با توسعه نسبی شرایط اجتماعی از شدت ناگوار بودن “دختردار” شدن به جای آوردن “پسر کاکل زری” که بتواند نام نیاکان خود را زنده نگه دارد کاسته شده، اما همچنان در برخی از مناطق جهان، از جمله ایران، ترجیح بعضی والدین به داشتن فرزند پسر را نمی‌توان نادیده گرفت. تا آنجا که همچنان شاهد نام‌گذاری‌هایی مانند “بسی”، “دختر بس” یا معادل آن مثل “قزبس” و “گل بس” و “کفایت” برای دخترانی هستیم که خانواده از تولد آنها ناخرسند است.

چنین رویکرد تبعیض‌آمیزی البته در شماری از کشورهای خاورمیانه، آفریقا و شرق آسیا نیز به شکل‌های نسبتا مشابهی دیده می‌شود. مثلا گزارش‌های موسسه “اکشن اید” نشان می‌دهد که سالانه به شمار آزمایش‌های سونوگرافی برای تعیین جنسیت جنین و سقط کردن دختران در هند افزوده می‌شود. طبق آمار مجله پزشکی “لانست” چاپ لندن در دو دهه گذشته بیش از ۲۰ میلیون زن هندی جنین خود را صرفا به دلیل دختر بودن سقط کرده‌اند یا بعد از تولد نوزاد به دلیل عدم توجه عمدی به مسائل بهداشتی یا غذایی موجبات مرگ آنها را فراهم ساخته‌اند. در همین حال دخترانی که از این مرحله به سلامت می‌گذرند با مشکلات متعدد دیگری دست و پنجه نرم می‌کنند که از آن جمله اسامی تحقیرآمیزی است که روی برخی از آنها گذاشته می‌شود. این نوع اسامی نه تنها امکان معاشرت‌های عشقی و عاطفی را از این دختران می‌گیرد بلکه در تمام طول زندگی شرایط ناگواری برای آنان فراهم می‌کند.

جزئی از تابلوی “آفرینش” اثر میکل آنژ
چندی پیش درمنطقه ساتارا در شهر ماهاراشترا در هند ۲۸۵ دختر جوان اجازه یافتند اسامی مورد علاقه خود را برگزینند و شناسنامه‌های جدیدی دریافت کنند. این دختران همه “ناکوزا” یا “ناکوشی” نامیده می‌شدند که به زبان هندی “ناخواسته” معنی می‌دهد. در این جشن “رهایی از نام‌های تحقیرآمیز” تعدادی از این دختران اسامی هنرپیشه‌های معروف “بالی‌وود” را برای خود برگزیدند و برخی دیگر اسامی سنتی و زیبای هندی مانند “وایشالی” که مترادف زیبا، خوب یا متمول است را انتخاب کردند. طی سالهای اخیر جنبش دختران هندی برای رهایی از اسامی تحقیرآمیز و تحمیلی که تاثیر مستقیمی بر موقعیت اجتماعی آنان می‌گذارد، رشد یافته است.


تاثیر نام بر روابط عاطفی و عاشقانه
همانگونه که پیشتر اشاره شد “نام” هر فرد کلیدواژه‌ای است که علاوه بر اشاره به یک فرد خاص، هویت و شخصیت فرد را نشان می‌دهد و ناخواسته ما را به آرشیوی از اطلاعات انباشته شده و تحلیل و قضاوت‌های ما درباره آن شخص هدایت می‌کند. در حقیقت تمامی تصورات ما از یک فرد آشنا بلافاصله پس از شنیدن نام او در ضمیرمان تجلی می‌یابد بی‌آنکه نیازی به دیدن او داشته باشیم.
همچنین به دلیل تاثیر مستقیم حس‌ها و تصورات انسان بر فعل و انفعالات شیمیایی بدن و نیز واکنش‌های ارادی و غیرارادی رفتاری، “نام” جایگاه مهمی را در چگونگی مبدل ساختن این تصورات به انواع واکنش‌های رفتاری به خود اختصاص می‌دهد. هرگاه نامی را می‌شنویم اما نسبت به صاحب آن شناختی نداریم، ذهن به طور خودکار مناسبترین واکنش را پیدا می‌کند؛ واکنشی که سوابق ذهنی و کاراکتر فرد شنونده در شکل‌گیری آن نقش به سزایی دارد.
تحقیقات پژوهشگران دانشگاه نورث وسترن نشان می‌د‌هد که انتخاب اسم بسیار مهم‌تر از آن چیزی است که تاکنون تصور می‌شد و شاید به همین دلیل است که “کتاب‌های اسم” نزد مردم از محبوبیت بالایی برخوردارند. به گفته این محققان، داشتن یک اسم زیبا و خوش‌آهنگ نه تنها احساس اطمینان فرد به خودش را افزایش می‌دهد بلکه موجب می‌شود دیگران به طور مثبت‌تری به فرد نگاه کنند.
سرپرست این تیم پژوهشی می‌گوید: «این که افراد چه کار می‌کنند و به چه فکر می‌کنند اهمیت چندانی ندارد. در واقع مغز انسان به محض شنیدن اسمی که تلفظ می‌شود پالسهایی را ارسال و دریافت کرده و با توجه به اسم فرد درباره وی قضاوت می‌کند. زیرا نامی که ما را با آن صدا می‌زنند یک نماد و یک آینه است. در واقع اسم همچون یک کارت ویزیت عمل می‌کند که معرف و بیانگر شخصیت درونی ما است. آوا و معنایی که یک اسم دارد می‌تواند به طور مستقیم روی رفتار و قضاوت دیگران نسبت به ما اثر بگذارد. آهنگ و معنای اسم فرد حتی روی تولید هورمون‌های اکسیتوسین، دوپامین و اندورفین نیز اثر می‌گذارد.»


جالب توجه این که هورمون‌های مورد اشاره در این پژوهش علمی رابطه مستقیمی با فعالیت‌های جسمی و جنسی دارند. “اکسیتوسین” که از آن به عنوان “هورمون عشق” هم نام می‌برند، توسط غده هیپوفیز ترشح می‌شود و به طور کلی در رشد رفتارهای اجتماعی و واکنش‌های فردی و کنترل اضطراب نقش کلیدی دارد. تقویت اعتماد به نفس، جلب اطمینان، فداکاری، خطرپذیری، مهربانی و تقویت روابط عاطفی و عاشقانه و تمایلات جنسی از جمله مزیت‌های ترشح این هورمون است. جالب آن که شنیدن نام یا صدای فرد مورد علاقه، یادآوری خاطرات شیرین و حتی یک نگاه مهربان از راههای ترشح این هورمون در بدن هستند.
“دوپامین” هم نوعی پیام‌رسان عصبی است که ارتباط آن با اجتماعی بودن بسیار شناخته شده است. بنا بر نتایج یک مطالعه جدید ارتباط مستقیمی بین اعتماد به نفس و موقعیت اجتماعی افراد و میزان چسبندگی گیرنده‌های دوپامین وجود دارد.
“آندروفین” یا مسکن‌طبیعی بدن نیز ماده‌ای است که با کاهش اضطراب درد را تسکین می‌دهد و آرامش‌بخش است. این ماده هنگام فعالیت بدنی، هیجان، احساس عشق و هنگام رسیدن به اوج لذت جنسی تولید می‌شود.


آگاهی و مقاومت در برابر تبعیض‌های جنسی
بسیاری از مردم در جوامع مختلف به مرور زمان به اهمیت کارکرد و نقش نام در ایجاد پیوندهای اجتماعی پی برده و تاثیرات کاربردی آن را در روابط خصوصی و عمومی خود تجربه کرده‌اند. به همین دلیل اغلب افراد علاقه دارند نام آنها تداعی‌کننده بهترین واکنش‌ها در ذهن مخاطبان باشد. در نظر داشتن جوانب گوناگون برای تغییر نام خود یا استفاده از اسامی مستعار یا صرف وقت فراوان برای برگزیدن نام فرزندان این نکته را اثبات می‌کند.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
گرد آفرید: پهلوان زاده شده
گردان: پهلوانان ، یلان
گرشا: به ر وایت شاهنامه همان کیومرث اولین پادشاه است
گرشاسب: صاحب اسب لاغر ، پهلوان ایرانی و جد رستم
گودرز: از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانیگوماتو: انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
کابان: کدبانو ، نامی کردی برای دختران
کابوک: کبوتر ، نامی کردی برای دختران
کارا: فعال و کوشا
کارو: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده
کاراکو: نام یکی از سرداران ماد
کامبخت: کسی که بخت به کام اوست
کامران: سعادتمند و خوشبخت
کامراوا: به مقصود و مراد رسیدن
کامیار: کامروا و پیروز
کانیار: معدن شانس ، نامی کردی
کاووس: پادشاه توانا - از پادشاهان کیانی و پسر کیقباد
کیانوش: بسیار شیرین ، نام یکی از دو برادر فریدون در شاهنامه
کیاوش: بزرگوار - نام پدر کیقباد
کیخسرو: پادشاه نیکنام ، نام پسر سیاوش و سومین پادشاه کیانیان
کیقباد: پادشاه محبوب - پدر کیکاوس و سر سلسله کیانیان
کیکاووس: سیاه چرده ، سبزه ، نام پسر کیقباد و پدر کیاوش
کیوان: سیاره زحل و دومین سیاره منظومه شمسی پس از مشتری است .
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
فراز: بلندی و شکوه
فرامرز: شکوه مرزداری - نام پسر رستم دستان
فرین: یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار
فرزاد: زاده فرو شکوه
فرزام: شایسته و لایق - نامی کردی
فرزان: عاقل ، حکیم ، دانشمند
فریدون: دارای شکوهی اینچنین ، پادشاه پیشداری که بر ضحاک ماردوش غلبه کرد
فریمان: فر و شکوه ایمان
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
شاهپور: پسر شاه ، شاهزاده - نام چند تن از شاهان ساسانی
شباهنگ: بلبل ، ستاره کاروان کش
شروین: یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی
شهاب: شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار
شیرو: پهلوان معاصر با گشتاسب ، نام سردار فریدون
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
ساسان: سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند
سانیار: حامی و یار و پشتیبان - نامی کردی
سرافراز: سربلند ، متکبر
سورنا: سردار دلیر و خردمند پارتی
سهراب: سرخ روی ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود
سهند: کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
زاد به: بهزاد ، نیک زاده شده
زادماسب: برادر شاپور ساسانی ، نام یکی از قضات ساسانی
زاوا: داماد ، نامی کردی
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
رابو: نام گلی بهاری - نامی کردی است
رابین: مشاور ، متعمد - نامی کردی است
رزمیار: رزمنده ، مبارز
رستم: تنومند و قوی اندام ، جهان پهلوان ایرانی و قهرمان بزرگ شاهنامه
رهام: نام پسر گودرز
رهی: راهی شده ، روان ، مسافر
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
دادمهر: زاده آتش ، نام استاندار پارسی طبرستان
دارا: مالدار، ثروتمند ، از نامهای خداوند
داراب: نام پسر بهمن پادشاه کیانی
داریا: دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است
داریوش: نگهبان نیکی - فرزند ویشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشی
دانوش: از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است
داور‌:‌ حاکم عادل ، قاضی
دورشاسب: نام جد پنجم گرشاسب ، دور از اسب پادشاه
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
خسرو: مشهور ، نیک نام - لقب چند تن از پادشاهان ساسانی
خشایار: قهرمان ، نیرومند - نام پسر داریوش کبیر هخامنشی
خداداد: خدا داده
خدایار: دوست خدا - فرمانروای بخارا بوده است
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
چابک: زرنگ ، چالاک
چالاک: سریع و زبردست
چاوش: پیشرو و پیش قراول کاروان
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
جمشید: پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی
جوان: برنا ، دلیر ، شاداب
جویا: جوینده - پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.
جهان: دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان
جهانبخت: شانس و اقبال جهان
جهانبخش: بخشنده جهان
جهاندار: نگهبان جهان
جهانگیر: فاتح جهان - نام پسر رستم
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
تورج: دلاور ، یکی از سه پسر فریدون شاه
تورتک: خروس صحرایی ، قرقاول
توفان: باد سخت

link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.اگر شما هم اسمی میشناسید به ما در تکمیل این لیست کمک کنید.
پارسا: پاکدامن ، زاهد
پاکان: پاکها - نامی کردی
پاکتن: نیکو چهر پاکیزه تن
پرهام: ازاشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور
پژمان: افسرده ، غمگین
پوریا: پهلوان محمد خوارزمی ملقب به پوریای ولی
پولاد: آهن سخت و کوبیده ، نام پهلوان ایرانی زمان کیقباد
پویا: رونده و دونده - نامی کردی
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسم های عربی دخترانه بسیار زیاد هستند و ما سعی کردیم تعدادی از این اسم ها را بیاوریم. شما دوستان هم به ما کمک کنید تا این اسامی را تکمیل کنیم.

آسیه
نام دخترانه با ریشه عربی
زن اندوهگین،ستون، نام همسر فرعون که موسی ع را...

آفاق
نام دخترانه با ریشه عربی
افقها،عالم آسمان،زمانه روزگار، نام همسر نظامی...


آمنه
نام دخترانه با ریشه عربی
نام مادر پیامبرص،مونث آمن به معنای بانوی...

آنسه
نام دخترانه با ریشه عربی
انس گیرنده ، مانوس ، خو گیرنده ، همنشین نیکو

آینور
نام دخترانه با ریشه ترکی,عربی
آینور ، نور ماه ، نورانی مثل ماه ، روشنایی ماه ،...

آیه
نام دخترانه با ریشه عربی
هر یک از پاره های مشخص سوره های قرآن و دیگر...


اسما
نام دخترانه با ریشه عربی
نام نهادن - نامگذاری کردن- همچنین به عنوان جمع...


اسنا
نام دخترانه با ریشه عربی
بزرگوار کردن ، بلندمرتبه کردن

اشرف
نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی
شریف تر

اطهر
نام دخترانه با ریشه عربی
پاکیزه ترین زن، پاکدامن ترین بانو

اعظم
نام دخترانه با ریشه عربی
بزرگوارتر، بزرگ تر

افق
نام دخترانه با ریشه عربی
خطی که در محل تقاطع زمین و آسمان به نظر می رسد

اقبال
نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی
خوشبختی، سعادت، در باور مردم آنچه باعث خوشبختی...

اقدس
نام دخترانه با ریشه عربی
پاک تر، مقدس تر

اکرم
نام دخترانه با ریشه عربی
بزرگوار، گرامی
3
اکلیل
نام دخترانه با ریشه عربی
تاج

الاهه
نام دخترانه با ریشه عربی
الهه

ام‌البنین
نام دخترانه با ریشه عربی
همسر امام اول شیعیان علی پسر ابوطالب

امانه
نام دخترانه با ریشه عربی
به فتح الف ، اطمینان و آرامش قلب ، دختری که وجودش...

امل
نام دخترانه با ریشه عربی
به فتح الف ، آرزو ، امید

امیرا
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
امیرعربی + ا فارسی امیره

امیردخت
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
دختر پادشاه، شاهدخت

امیره
نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث امیر

امیل
نام دخترانه با ریشه سنسکریت,عربی
معرب از سنسکریت نام درختی از تیره فریفون که گاهی...

امیله
نام دخترانه با ریشه سنسکریت,عربی
امیل ، معرب از سنسکریت نام درختی از تیره فریفون...

امین دخت
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
امین عربی + دخت فارسی دختر امین، دختر درستکار

انسیه
نام دخترانه با ریشه عربی
مونث انسی، مربوط به انس، انسانی

انیس
نام دخترانه با ریشه عربی
همدم

انیسا
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
بانوی همدم ، دختری که مونس انسان است.

انیسه
نام دخترانه با ریشه عربی
همدم

ایلین
نام دخترانه با ریشه عربی
فتنه انگیز ، برپا کننده آشوب
1
ایما
نام دخترانه با ریشه عربی
اشاره

ایمنه
نام دخترانه با ریشه عربی
آمنه

ایناس
نام دخترانه با ریشه عربی
دوستی و محبت - همچنین دیدن یا شنیدن آواز

باهره
نام دخترانه با ریشه عربی
روشن، تابناک
4
بتول
نام دخترانه با ریشه عربی
پاکدامن، پارسا، لقب فاطمه س و مریم ع

بدری
نام دخترانه با ریشه عربی
منسوب به بدر، ماه تمام

بشرا
نام دخترانه با ریشه عربی
خبر خوب ، دختر خوش خبر ، بانوی خوش یمن

بشری
نام دخترانه با ریشه عربی
بشارت، مژده

بلور
نام دخترانه با ریشه عربی
نام ماده معدنی جامد و شفاف مانند شیشه ، آنچه از...

بلورین
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
بلورعربی + ین فارسی منسوب به بلور، شفاف و...

بهجت
نام دخترانه با ریشه عربی
شادمانی

بی نظیر
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی
بیفارسی + نظیرعربی بی مانند، بی همتا

بیان
نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی
سخن وگفتار، شرح و توضیح

تاج الزمان
نام دخترانه با ریشه عربی
آن که چون تاج در رأس زمان خود است

تاج الملک
نام دخترانه با ریشه عربی
افسر پادشاهی، تاج پادشاهی

تاج الملوک
نام دخترانه با ریشه عربی
افسر پادشاهان، تاج شاهان، گیاهی گیاهی زینتی از...

تالیا
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی
تلاوت کننده قران مرکب از تالی عربی به معنی تلاوت...

تبسم
نام دخترانه با ریشه عربی
خنده بدون صدا، لبخند

تحفه
نام دخترانه با ریشه عربی
شخص یا چیز بسیار ارزشمند، هدیه

تحفه گل
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی
تحفهعربی + گلفارسی گل ارزشمند

ترنم
نام دخترانه با ریشه عربی
زمزمه کردن یک نغمه ، آواز، نغمه

حکیمه
نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث حکیم ، دانا به علوم مختلف

حلما
نام دخترانه با ریشه عربی
به کسر ح ، جمع حلیم ، صبوران ، دختران صبور
16
حلیا
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
مرکب از حلی عربی و الف تانیث فارسی ، پیرایه ،...
1
حلیمه
نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث حلیم، بردبار، شکیبا،نام دایه پیامبرص

حلیه
نام دخترانه با ریشه عربی
زینت ، زیور ، مجازا خوش صورت ، خوش اندام

حماسه
نام دخترانه با ریشه عربی
کاری افتخارآفرین که از سر شجاعت و دلاوری یا مهارت...

حمرا
نام دخترانه با ریشه عربی
سرخ رنگ
حمراه نام دخترانه با ریشه عربی
حوری لقا
حمیده نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث حمید ستوده شده
حمیرا نام دخترانه با ریشه عربی
زن سفیدپوست، لقب عایشه همسر پیامبرص
حنا نام دخترانه با ریشه عربی
گیاهی درختی که در مناطق گرمسیری می روید و گلهای...
حنانه نام دخترانه با ریشه عربی
بسیار ناله کننده
حنیفه نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث حنیف، درست و پاک، راستین ، خداپرست
حور نام دخترانه با ریشه عربی
زن زیبای بهشتی
حورآسا نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی
حورعربی + آسافارسی آن که چون حور زیباست
حورآفرین نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
حورعربی + آفرین فارسی مرکب از حور زن زیبای...
حورا نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
زن زیبای بهشتی
حورجهان نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
حورعربی + چهرفارسی آن که چهره ای زیبا چون حور...
حوردیس نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
حورعربی + دیسفارسی آن که چون حور زیباست
حوررخ نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
حورعربی + رخفارسی آن که چهره ای زیبا چون حور...
حورزاد نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
حورعربی + زادفارسی زاده حور، زیبا

شمیس نام دخترانه با ریشه عربی
مصغر شمس
شمیسه نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث شمیس ، مصغر شمس
شمیلا نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
شمیلعربی + افارسی ، منسوب به شمیل، نسیم و باد...
شمیم نام دخترانه با ریشه عربی
بوی خوش
شمیمه نام دخترانه با ریشه عربی
واحد شمیم، یک بوی خوش
شمین نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی
به معنای رایحه و بوی خوش می باشد که صفت عربی این...
2 شوکت نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی
جاه و جلال، عظمت، بزرگی
شهاب نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی
جاه و جلال، عظمت، بزرگی
شهره نام دخترانه با ریشه عربی
مشهور، نامدار و نامور
شهلا نام دخترانه با ریشه عربی
دارای رنگ سیاه چون رنگ چشم میش، رنگ میشی، زیبا و...
شهیره نام دخترانه با ریشه عربی
بانوی مشهور ، دختر نامدار
1 شیما نام دخترانه با ریشه عربی
زنی که روی چانه اش خال دارد ، زن زیبای عرب، نام...
صابره نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث صابر
صابرین نام دخترانه با ریشه عربی
جمع صابر ، بانوی صبور و شکیبا
صادقه نام دخترانه با ریشه عربی
مونث صادق. راستگو و درستکار
صالحه نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث صالح، شایسته و درستکار، نیک، خوب، دارای...
عزت
نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی
گرامی و عزیز بودن، سربلندی و ارجمندی، احترام،...

عزت الزمان
نام دخترانه با ریشه عربی
آن که موجب بزرگی و سربلندی زمان خود است

عزت السادات
نام دخترانه با ریشه عربی
آن که باعث عزت و سربلندی سیدها است

عزت الملوک
نام دخترانه با ریشه عربی
آن که باعث سربلندی و عزت پادشاهان است

عزت بانو
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
عزتعربی + بانوفارسی بانوی گرامی و ارجمند

عزت زمان
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
عزتعربی + زمانفارسی،عزت الزمان

عزت ملک
نام دخترانه با ریشه عربی
باعث عزت و سربلندی پادشاه، از زنان معروف اواخر...

عزت نسا
نام دخترانه با ریشه عربی
زنان گرامی و ارجمند، نام دختر فتحعلی شاه قاجار

عزیر
نام دخترانه با ریشه عربی
نامی که اعراب مسلمان به عزرا می دهند،عزرا

عزیزه
نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث عزیز، گرامی، محبوب، گرانمایه، محترم

· قبل عسل نام دخترانه با ریشه عربی
مایعی خوراکی که زنبور عسل می سازد، بسیار شیرین و...
عشرت نام دخترانه با ریشه عربی
خوشگذرانی، کامجویی
عشرت الملوک نام دخترانه با ریشه عربی
سبب خوشی پادشاهان
عصمت نام دخترانه با ریشه عربی
بی گناهی، پاکدامنی
عصمت الملوک نام دخترانه با ریشه عربی
عصمت پادشاهان
عطا نام دخترانه با ریشه عربی
بخشش، انعام
عطرسای نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی
عطرعربی + سافارسی، معطر و خوشبوکننده
عطیه نام دخترانه با ریشه عربی
انعام، بخشش
عطیة الله نام دخترانه با ریشه عربی
عطاءالله
عظیمه نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث عظیم، بزرگ، کلان، با اهمیت، بزرگ، فراوان،...
عفاف نام دخترانه با ریشه عربی
پرهیزکاری، پاکدامنی
عفت نام دخترانه با ریشه عربی
پاکدامنی، پرهیزکاری، پارسایی
عفیف نام دخترانه با ریشه عربی
دارای عفت، پرهیزکار، پارسا
عفیفه نام دخترانه با ریشه عربی
مؤنث عفیف، دارای عفت، پرهیزکار، پارسا
عقیق نام دخترانه با ریشه عربی
نام سنگی قیمتی به رنگ زرد و صورتی یا جگری
عقیله نام دخترانه با ریشه عربی
زن با اصل و نسب، گرامی و نجیب زاده
علویه نام دخترانه با ریشه عربی
از نسل علیع، سیده
علیا نام دخترانه با ریشه عربی
رفیع، والا
عناب نام دخترانه با ریشه عربی
میوه ای به رنگ قرمز که خواص درمانی فراوانی دارد
عنبر نام دخترانه با ریشه عربی
ماده ای چرب، خوشبو، و معطر که از معده یا روده...
عنقا نام دخترانه با ریشه عربی
مرغی افسانه ای، سیمرغ
عهدیه نام دخترانه با ریشه عربی
منسوب به عهد، پای بند به عهد و پیمان
غانیه نام دخترانه با ریشه عربی
زن جوان پاکدامن
غدیره نام دخترانه با ریشه عربی
گیسوی بافته شده ،قسمتی از گیاه
غزال نام دخترانه با ریشه عربی
نوعی آهوی ظریف اندام با چشمان درشت سیاه
غزاله نام دخترانه با ریشه عربی

منصوره
نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث منصور، یاری داده شده، پیروزشده، پیروز


منظر
نام دخترانه با ریشه عربی

آنچه بر آن نظر بیفتد و به چشم دیده شود، چهره،...


منوره
نام دخترانه با ریشه عربی

روشن، درخشان


منیبا
نام دخترانه با ریشه عربی

بازگشت کننده به سمت خدا. بازگشت کننده به اصل


منیر
نام دخترانه با ریشه عربی

آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن


منیره
نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث منیر، آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان،...


مولود
نام دخترانه با ریشه عربی

آن که به دنیا آمده، زاده شده


مونا
نام دخترانه با ریشه عربی

منا،امیدها

1
مونس
نام دخترانه با ریشه عربی

همنشین و همراز، همدم


مه جبین
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

مهفارسی + جبینعربی دارای پیشانی سفید و زیبا،...


مهدا
نام دخترانه با ریشه عربی

اول شب ، قسمتی از شب


مهدیا
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی

بانوی هدایت شده - منتسب به حضرت مهدی عج مرکب از...


مهدیه
نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث مهدی،عروس


مهرمنیر
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

مهرفارسی منیرعربی خورشید روشن و درخشان


مهرنسا
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

مهرفارسی + نساعربی نورانی ترین زن در میان...


مهستی
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

مهفارسی، ماه + سیتیعربی، سیدتی ماه خانم،...


مهنا
نام دخترانه با ریشه عربی

گوارا و خوش


مهیره
نام دخترانه با ریشه عربی

زن کدبانو، زن اصیل زاده


مهیمنه
نام دخترانه با ریشه عربی

ایمن شده،یکی از صفات خداوند


میرانه
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

میرازعربی + انهفارسی امیرانه، شاهانه


میسا
نام دخترانه با ریشه عربی

زنی که با غرور و تکبر راه می رود


میسان
نام دخترانه با ریشه عربی

ستاره ای در صورت فلکی جوزا


میعاد
نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی

محل قرارگاه، وعده گاه

5
میلانا
نام دخترانه با ریشه عربی

مونث میلان ، خواهش ، میل ، آرزو


میمنت
نام دخترانه با ریشه عربی

سعادت، فرخندگی، مبارکی


نائله
نام دخترانه با ریشه عربی

آن که به مقصود رسیده است، نام همسر عثمان خلیفه...


نادره
نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث نادر، آنچه به ندرت یافت شود، کمیاب، بی همتا


نادره گفتار
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

نادرهعربی + گفتارفارسی آن که گفتارهای پسندیده...


نادی
نام دخترانه با ریشه عربی

ندا دهنده، ندا کننده


نادیه
نام دخترانه با ریشه عربی

ندادهنده ، صدا کننده ، مؤنث نادی


ناردخت
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

نارعربی + دختفارسی دختر آتشین


ناردیس
نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

مانند انار، نارعربی + دیسفارسی مانند آتش


نارینا
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی

مرکب از نارین بعلاوه پسوند تأنیث ، بانوی تر و...


ناریه
نام دخترانه با ریشه عربی

آتشی، آتشین


نبات
نام دخترانه با ریشه عربی

ماده خوراکی سفت، بلورین، و شیرین


نجلا
نام دخترانه با ریشه عربی

زنی که دارای چشمان درشت است


نجم
نام دخترانه با ریشه عربی

ستاره ، نام سوره ای در قرآن کریم


نجمه
نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث نجم،ستاره

1
نجوا
نام دخترانه با ریشه عربی

سخن آهسته


نجیبه
نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث نجیب، شریف، اصیل،عفیف، پاکدامن


ندا
نام دخترانه با ریشه عربی

صدای بلند، فریاد، بانگ


ندیمه
نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث ندیم ،همنشین و هم صحبت، به ویژه با بزرگان


نرجس
نام دخترانه با ریشه عربی

معرب از فارسی،نرگس، نام همسر امام حسن عسگریع و...


نزهت
نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی

پاکی، بی آلایشی، خوش آب و هوایی، خرمی، شادی، خوشی


نسا
نام دخترانه با ریشه عربی

زنان، نام سوره ای در قرآن کریم


نسیبه
نام دخترانه با ریشه عربی

دختر با اصل و نسب ، بانوی اصیل ،بانویی که در صدر...


نسیم
نام دخترانه با ریشه عربی

بادملایم و خنک، باد بسیار آرام، بوی خوش

4
نصرت
نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی

یاری، کمک، پیروزی، فتح


نصیبه
نام دخترانه با ریشه عربی

سهم کسی از چیزی، بهره ، سرنوشت، تقدیر


نظاره
نام دخترانه با ریشه عربی

نگریستن، نگاه کردن، تماشا


نعنا
نام دخترانه با ریشه عربی

نعناع، گیاهی کاشتنی و خوشبو


نعناع
نام دخترانه با ریشه عربی

نعنا، گیاهی کاشتنی و خوشبو


نعیمه
نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث نعیم، نعمت، نرم و لطیف،


نغمه
نام دخترانه با ریشه عربی

آهنگ یا ملودی،آوازه


نفیسا
نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی

بسیار ارزشمند ، گران مایه


نفیسه
نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث نفیس


نکهت
نام دخترانه با ریشه عربی

بوی خوش


نوال
نام دخترانه با ریشه عربی

عطا، بخشش، بهره، نصیب


نور
نام دخترانه با ریشه عربی

روشنایی، فروغ، از نامهای خداوند، نام سوره ای در...



نورآفرین

نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

نورعربی + آفرینفارسی آفریننده نور و روشنایی



نورا

نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

نورعربی + افارسی، مؤنث انور درخشان، تابان

3

نورافشان

نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

نورعربی + افشانفارسی آنچه از خود نور و...



نوران

نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

نورعربی + انفارسی مرکب از نور روشنایی +...



نوری

نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

نورعربی + یفارسی منسوب به نور



نورین

نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

نورعربی + ینفارسی نورانی، نوری



نوریه

نام دخترانه با ریشه عربی

منسوب به نور، درخشان



نهضت

نام دخترانه با ریشه عربی

حرکت، عزیمت



نیر

نام دخترانه با ریشه عربی

روشن، منور



نیره

نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث نیر،روشن و منور



نیکو لقا

نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

نیکوفارسی + لقاعربی زیبا رو، زیبا چهر



وادی

نام دخترانه با ریشه عربی

سرزمین، رود، نهر



واله

نام دخترانه با ریشه عربی

عاشق بی قرار، شیفته و مفتون



والیه

نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث والی



وجیهه

نام دخترانه با ریشه عربی

زیبا، خوشگل،دارای قدر و منزلت نزد مردم



وحدانه

نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی

یکی یکدانه



وحیده

نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث وحید، یگانه، یکتا، بی نظیر



ورشان

نام دخترانه با ریشه عربی

قمری، پرنده ای که به فارسی آن را مرغ الاهی می...



ورقا

نام دخترانه با ریشه عربی

کبوتر،نام درختی کوچک و معروف



وسمه

نام دخترانه با ریشه عربی

ماده رنگی ای که از نوعی گیاه به دست می اید



· قبلی

وسیم

نام دخترانه با ریشه عربی

دارای نشان زیبایی، زیبا



وسیمه

نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث وسیم، دارای نشان زیبایی، زیبا



وصال

نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی

رسیدن به چیزی یا کسی و به دست آوردن آن یا او، لقب...



وفا

نام پسرانه و دخترانه با ریشه عربی

پایدار بودن در قول و قرار، تعهد و دوستی

1

هانیا

نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث هانی- مادر مهربان و دلسوز



هانیه

نام دخترانه با ریشه عربی

مؤنث هانی- مادر مهربان و دلسوز



هایده

نام دخترانه با ریشه عربی

توبه کننده، به حق بازگردنده



هدا

نام دخترانه با ریشه عربی

هدی، هدایت کردن، هدایت،راهنمایی، راه درست و مسیر...



هدی

نام دخترانه با ریشه عربی

هدایت کردن، هدایت،راهنمایی، راه درست و مسیر درست



هدیه

نام دخترانه با ریشه عربی

ارمغان، تحفه



هرمیس

نام دخترانه با ریشه عربی

شیر یا کرگدن



هلما

نام دخترانه با ریشه عربی

از القاب حضرت زینب به معنای خیلی صبور

17

هلنسا

نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی

هلفارسی + نساعربی زنان معطر



هنیا

نام دخترانه با ریشه عربی

به فتح ه ، گوارا باد ، نوش باد



هیما

نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی

بانوی عاشق ، مرکب از هیمعربی به معنای عاشق و...



یاسمن زهرا

نام دخترانه با ریشه فارسی,عربی



یاسینا

نام دخترانه با ریشه عربی,فارسی

منسوب به یاسین ، مرکب از یاسین بعلاوه پسوند فارسی



یسرا

نام دخترانه با ریشه عربی

گشایش ، راحتی



یسری

نام دخترانه با ریشه عربی

مایه گشایش و آسانی ، دختر خوش قدم


یمنا

نام دخترانه با ریشه عربی

بانوی با برکت
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسم های عربی پسرانه بسیار زیاد هستند و ما سعی کردیم تعدادی از این اسم ها را بیاوریم. شما دوستان هم به ما کمک کنید تا این اسامی را تکمیل کنیم.

فياض
فياض : (عربي) ۱- (در قديم) جوانمرد و بخشنده؛ ۲- داراي آثارِ مفيد، پر بركت.
فهيم
فهيم : (عربي) (= فهميده)، فهميده.
قَهار
قَهار : (عربي) ۱- نيرومند، پر زور؛ ۲- (در قديم) سلطه‌گر و غالب و چيره؛…
ميثم
ميثم : (عربي) ۱- پاي و سپل شتر كه محكم به زمين كوبيده شود؛ ۲-…
ميثاق
ميثاق: (عربي) پيمان و عهد.
مُهنّد
مُهنّد : (عربي) (در قدیم) ساخته شده در هندوستان به ویژه نوعی شمشیر، هندوانی، شمشیر…
مهدي‌رضا
مهدي‌رضا : (عربي) از نام‌هاي مركب، ( مهدي و رضا.
مَهديار
مَهديار : (عربي ـ فارسي) (مَهد = (به مجاز) سرزمين، كشور، ميهن + يار (پسوند…
مُهاجر
مُهاجر : (عربي) ۱- آن كه براي اقامت دائم از وطن خود به جاي ديگري…
موعود
موعود : (عربي) وعده داده شده يا از پيش تعيين شده.
موحد
موحد : (عربي) آن كه به يگانگي خداوند ايمان دارد، يكتا پرست.
مُنيب
مُنيب : (عربي) (درقديم) بازگشت كننده به سوي حق.
مُنعم
مُنعم : (عربي) ۱- (در قديم) داراي مال و نعمت بسيار، ثروتمند، توانگر؛ ۲- آن…
منصور
منصور : (عربي) ۱- (در قديم ) ياري داده شده، پيروز شده، پيروز و موفق؛…
مُنتَظِر
مُنتَظِر : (عربي) ۱- آن كه در حال صبر كردن براي آمدن كسي يا انجام…
مُكَرم
مُكَرم : (عربي) ۱- گرامي و عزيز كرده، عزيز و محترم؛ ۲- (در حالت قيدي)…
مقصود
مقصود : (عربي) آنچه كسي قصد انجام آن را دارد، منظور، مقصد.
مِقداد
مِقداد : (عربي) ۱- بسيار قطع كننده‌ي چيز؛ ۲- (اَعلام) نام يكي از اصحاب بزرگ…
مقتدا
مقتدا : (عربی، مقتدی) ۱- آن که مردم از او پیروی می کنند، پیشوا؛ ۲-…
مُفيد
مُفيد : (عربي) ۱- داراي فايده، سودمند، رساننده؛ ۲- (در منطق) داراي معني در مقابلِ…
مُعين
مُعين : (عربي) ياريگر، كمك كننده، ياور.
مُعظم
مُعظم : (عربي) بزرگ داشته شده، بزرگوار.
مُعِز
مُعِز : (عربي) ۱- (در قديم) گرامي دارنده؛ ۲- از نام‌ها و صفات خداوند؛ ۳-…
معروف
معروف : (عربي) ۱- آنچه در نزد دیگران یا در نزد همه شناخته شده است؛…
معرفت
معرفت : (عربي) ۱- شناخت كسي يا چيزي در آشنا شدن به ويژگي او يا…
مِعراج
مِعراج: (عربي) ۱- (در اديان) رفتن به سوي آسمان، به ويژه در مورد پیامبر اسلام(ص)؛…
مُعتصم
مُعتصم : (عربي) ۱- (در قديم) چنگ در زننده، پناه برنده؛ ۲- چنگ زننده در…
مَعاذ
مَعاذ : (عربي) ۱- (در قديم) پناهگاه؛ ۲- (اَعلام) معاذ ابن جبل: [قرن اول هجری]…
مَعاد
مَعاد : (عربي) ۱- (در ادیان) زنده شدن دوباره ی انسان بعد از مرگ تا…
مَظهر
مَظهر : (عربي) ۱- نماد، نشانه؛ ۲- محل تجلي، تجلي‌گاه؛ ۳- (در تصوف) شخص داراي…
مِرصاد
مِرصاد : (عربي) (در قديم) كمين‌گاه، گذرگاه.
مُرسَل
مُرسَل : (عربي) ۱- (در اديان) فرستاده شده (از سوي خدا)، رسول صاحب كتاب؛ ۲-…
مرتضي
مرتضي : (عربي) ۱- (در قديم) پسنديده شده، مورد رضايت و پسند قرار گرفته؛ ۲-…
مُراد
مُراد : (عربي) ۱- خواست، آرزو، مقصود، منظور، قصد؛ ۲- (در تصوف) پير؛ ۳- (در…
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
نام های ایرانی پسرانه همگی زیبا هستند. اما ما میخواهیم زیباترین ها را پیدا کینم. پس ما را همراهی کنید.
آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آرشام: بسیار قوی - پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشیآرشیت : نام نخستین فیلسوف و حکیم ایرانی
اشکان: منسوب به اشک - بنیانگذار سلطنت پارتها
بابک: پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان
پویا: رونده و دونده - نامی کردی
چابک: زرنگ ، چالاک
ساسان: سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند
شاهین: پرنده ای شکاری
کامبیز: صورت فرانسوی ((کمبوجیه)) پسر کورش است
گودرز: از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانیگوماتو: انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی لری بسیار زیبا هستند . ما تعدادی از این اسم ها را آورده ایم .بیایید و در تکمیل این اسامی به ما کمک کنید.
اسم تلفظ ریشه معنی


آ
آروان arvan فارسی-
آرین (ایرانی ، آریایی ، ایران) ؛ نام روستایی در قزوین ؛ نام یکی از طایفه‌های لرستان .
آسام asam
سام ، داستان خوشایند ، حدیث خوش ،همچنین از شخصیتهای شاهنامه و نام پهلوان ایرانی پسر نریمان و پدر زال و جهان پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی ، همچنین نام یکی از ایالتهای مرزی شمال شرقی هند که مجاور بنگلادش است
ا
ارسام arsam فارسی-
نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی. در گویش لری به معنای "اشکهایم"

تیام tiyam
در گویش لرستان به معنی چشمانم ، بسیار عزیز و دوست داشتنی
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی دخترانه لری بسیار زیبا هستند. در اینجا ما چند نمونه از آن را آورده ایم.شما هم در تکمیل کردن این اسامی به ما کمک کنید.
آبرنگ abrang
دختری که دارای پوستی لطیف و نرم است
آساره
Āsāre ستاره


ب
برگام bargam به ضم ب ، ابروهایم


ت
تیارا tiyara فارسی-
تیه(در گویش لری به معنای چشم)آرا(آراینده )چشم آرا .زیبا


س
سایدا sayda
سایه مادر، پناه مادر
سوتیام sotiyam
نور چشمانم مرکب از سو به معنای نور و روشنایی و تیام به معنای دو چشم است


گ
گوطلا gotala
چیزی با ارزش همچون طلا ، آنچه به زیبایی طلا باشد
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ترکی یکی از زیباترین اسامی در دنیا هستند.ما تعدادی از این اسم ها را اینجا آورده ایم.شما هم بیایید و این اسامی را تکمیل کنید.
آبا …..مادر….. ABA
آدای …..نامزد ، کاندید….. ADAY
آذر….. آتش….. AZƏR
آنا دولو….. دارای ریشه اصلی ، مملو از مادر….. ANADOLU
آی اولدوز….. ماه و ستاره ، ستاره زیبا….. AYULDOZ
آی ایشیق….. نور ماه ، پرتو ماه….. AYIŞIQ
آیوز….. ماه رخ….. AYÜZ
آیپارا….. پاره ماه ، مهپاره….. AYPARA
آیتای….. عین ماه ، ماه وش ، لنگه ماه….. AYTAY
آیتک….. ماهوار،زیبا….. AYTƏQ
آیدا….. در وجود ماه ، ماه صفت….. AYDA
آیتن….. نزد ماه،در وجود ماه….. AYTƏN
آیچین….. برای ماه،مثل ماه….. AYÇIN
آیسان….. مثل ماه،دارای گذشته درخشان….. AYSAN
آیسو….. شبیه ماه،نور ماه….. AYSU
آی سئل….. سیل ماه،سیل زلال و شفاف….. AYSEL
آیشن….. ماه خندان، ماه شاد….. AYŞƏN
آیفر….. ماه صفت، با شکوه….. AYFƏR
آی گول….. گل سفید،گل خوشبختی….. AYGÜL
آیلا….. هاله ماه….. AYLA
آیلار….. خوبرویان، زیباها، ماه ها….. AYLAR
آیلی….. ماه وش،ماه صفت،ماهرخ ….. AYLI
آیلی سئل….. سیل دارای ماه، سیل زلال….. AYLISEL
آیلین….. هاله اطراف ماه….. AYLIN
آیمان …..تمثیل کننده ماه،مثل ماه….. AYMAN
آینار …..انار سفید،انار زیبا….. AYNAR
آینور….. نور ماه، دارای انوار ماه….. AYNUR
آیسوی …..پاکنژاد….. AYSOY
آیشین …..ماه پاره….. AYŞiN
ائل ایستر….. محبوبه خلق….. ELISTƏR
ائل بزر….. زینت دهنده خلق،مردم آرا….. ELBƏZƏR
ائل چیچک….. گل مردم….. ELÇIÇƏK
اینجه بئل….. کمر باریک….. INCƏBEL
اینجه تئل….. دارای موهای ظریف….. INCƏTEL
اینجه گول …..گل ظریف،گل نازک….. INCƏGÜL
اینجی …..مروارید،صدف….. INCI
اینجی قیز….. دختر زیبا،دختر مثل مروارید….. INCIQIZ
اینجی گؤز….. دارای چشمان مثل مروارید،چشم براق….. INCIGÜZ
اودئل….. خلق آتش….. ODEL
اودسان …..آتشین….. ODSAN
اودمان….. آتشپاره،نشانگر آتش….. ODMAN
اورمان….. جنگل….. ORMAN
اولماز….. بی همتا،نشدنی،غیر ممکن….. OLMAZ
اؤزگور….. مستقل….. ÖZGÜR
اؤزلم….. حسرت….. ÖZLƏM
اولدوز….. ستاره….. ULDUZ
اوزگون….. متاسف،غمگین….. ÜZGÜN
اوستون …..برتر،والا….. ÜSTÜN
اولکر….. ستاره سحری….. ÜLKƏR
بالسان….. مثل عثل،شیرین….. BALSAN
باللی….. شیرین،مثل عسل….. BALLI
بورچین….. غزال….. BURÇIN
بورلا….. بلند قامت،دارای گسوان بلند….. BURLA
بیرجه….. یگانه….. BIRCƏ
بیلگین …..دانا و دانشمند….. BILGIN
جوشار …..جوشان،شور انگیز….. COŞAR
چاغلار …..متلاتم….. ÇAĞLAR
چیلغین….. عاشق،واله،مجنون….. ÇILĞIN
چیچک….. شکوفه،گل….. ÇIÇƏK
دالغا….. موج….. DALĞA
داملا….. قطره….. DAMLA
دورنا….. درنا….. DURNA
دویغو….. احساس….. DUYĞU
دورو….. صاف،بی آلایش،شفاف….. DURU
دیلغم….. نام آهنگ….. DILĞƏM
دیلر….. آرزومند و دارای آرمان….. DILƏR
گول گون….. گل روز….. GÜLGÜN
گولنار….. گل انار….. GÜLNAR
گولناز….. گلناز،گل محبوب….. GÜLNAZ
گول یاناق….. گل گونه،گل رخ….. GÜLYANAQ
گول یانار….. گل سوزان،گل سرخ….. GÜLYANAR
گول یاز….. گل بهار….. GÜLYAZ
گوموش تئل….. دارای گیسوان نقره ای،نقره فام….. GÜMÜŞTEL
گون آی …..ماه و خورشید،روز روش….. GÜNAY
گون ار….. قهرمان روز،همیشه قهرمان….. GÜNƏR
گونش….. خورشید….. GÜNƏŞ
گونئی….. جنوب،آفتابگیر….. GÜNEY
گوندش …..همزاد،همزمان زاده شده….. GÜNDƏŞ
لاچین….. عقاب،شاهین….. LAÇIN
لاله….. لاله….. LALƏ
لیلپار….. گل چشمه،گل همیشه سبز در آب….. LILPAR
لیمان….. بندر….. LIMAN
مارال….. آهو،غزال،زیبا….. MARAL
ماوی….. نیلی،آبی….. MAVI
ماراق….. علاقه….. MARAQ
ناردانا….. دانه انار….. NARDANA
نارگیله….. دانه انار….. NARGILƏ
ناریش….. مثل انار،نارنج….. NARIŞ
نازلی….. پر عشوه….. NAZLI
پارلار….. منور میشود،نورانی میشود….. PARLAR
پارلاق….. درخشان،نورانی….. PARLAQ
پینار….. چشمه….. PINAR
قارا گیله….. سیاه چشم،دارای مزدمک سیاه….. QARAGILƏ
قوقوش….. پرنده قو….. QUQUŞ
قومرال….. خاکستری،خاکی….. QUMRAL
قیز خانیم….. دختر خانوم….. QIZXƏLIN
قیل باش….. دارای موهای دراز….. QILBAŞ
قیزیللی….. طلائی….. QIZILLI
قیزیل تئل….. مو طلائی….. QIZILTEL
ساچلی….. دارای موهای دراز و پرپشت….. SAÇLI
ساناز….. بی نظیر،بی همتا….. SANAZ
سانای….. محترم،شهره پاکی….. SANAY
سانلی….. معروف،مشهور؛نامدار….. SANLI
سایین….. عزیز،محترم….. SAYIN
سولماز….. همیشه شاداب….. SOLMAZ
سونای….. آخرین ماه،پرنده مانند….. SONAY
سونر….. آخرین قهرمان،آخرین دلاور….. SONƏR
سونگول …..آخرین گل….. SONGÜL
سونییا….. سونیا….. SONYA
سیرداش….. همراز….. SIRDAŞ
سیبل….. مو طلائی….. SIBEL
سئوین….. شاد باش….. SEVIN
سئلجان….. سیل جان….. SELCAN
سئون….. دوست دارنده….. SEVƏN
سئودا….. عشق….. SEVDA
سئوگی …..عشق،محبت….. SEVGI
سئوگی ناز….. عشق ناز،پر محبت….. SEVGINAZ
سئوگول….. گل دوست….. SEVGÜL
تامای….. ماه تمام….. TAMAY
تانسو….. نور سحری،سوی فجر،شبنم….. TANSU
تای سیز….. بیتا،بی مثل….. TAYSIZ
ترکان….. ملکه….. TƏRKAN
توران….. نام کشور،ترکستان….. TURAN
تومروس …..اسم خاص….. TUMRUS
توووز….. طاووس،منطقه در آذربایجان….. TOVUZ
تویغون….. مسرور….. TOYĞUN
تویگون….. شادزی،دارای روزگار خوش….. TOYGÜN
تئللی….. دارای موهای بلند و پر پشت….. TELLI
تئلمان….. ظریف،مثل مو….. TELMAN
تئلناز….. دارای موهای زیبا….. TELNAZ
خانیم بال…..ا خانوم کوچک….. XANIMBALA
خاتین….. زن خان،خاتون….. XATIN
یاز گل….. گل بهار….. YAZGÜL
یاغیش….. بارش باران،حالت بارش،باران….. YAĞIŞ
یاغمور….. باران….. YAĞMUR
یانار گول….. گل سوزان،گل سرخ YANARGÜL…..
یایقاش….. اسم خاص،ابرو کمان….. YAYQAŞ
یئتر….. کافی….. YETƏR
یوکسل….. سر بلند باش….. YÜKSƏL
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی اصیل ترکی دارای معنا و مفهوم زیبایی هستند. بیایید با هم هرچه بیشتر با این نام ها آشنا شویم.در این راه لطفا به ما کمک کنید.
آبی….. برادر بزرگ
آبیتن….. برادروار،عین برادر
آتا….. پدر،بزرگ،سرپرست
آتابی….. مربی،معلم،اتابک
آتاخان….. خان بزرگ،خان پدر
آتامان….. تمثیل کننده ی پدر،پدرانه
آتیللا،آتیلا….. چابک سوار،تیزپا
آتیش….. پرتاب،شلیک
آتیشماز صلح….. دوست،بی طرف
آخار….. جاری،روان،جهت دار
آدای….. نامزد،کاندید
آذر….. آتش
آراز….. آراز.،قهرمان منصوب به طایفه آس
آرال….. متوسط،نام کوه
آرامان….. سنبل پاکی
آران….. دشت نسبتا گرم و صاف
آرتان….. پر برکت،افزاینده
آرسالان …..شیر،مرد افکن
آرغین….. پاک شده،منزه
آرمان….. قابل جستجو
آشقین….. آشقین،متلاطم،رد شونده،برتر
آغ بی….. سفید بیک،مرد رو سفید
آلای….. دسته،گروه
آلپ….. قوی،جسور،نام کوه
آلپ آسلان….. شیر قوی،شیر جسور
آلپای….. تمثیل کننده دلیری و زیبایی
آلپر….. قهرمان جسور،دلاور،سلحشور
آلتای….. نام سلسله جبال
آ لخان….. خان سرخ،اسم خاص
آلقیش….. تشویق،پیشواز
آلوو….. آتش،شعله
آلیشان….. آتش گیرنده،انس گیرنده
آوجی….. شکارچی،صیاد
آیبک….. سفیدرو،ماه رو
آیتای….. مثل ماه،ماه وش
آیچین….. برای ماه،چین ماه
آیدین….. روشن،پاک
آی دمیر …..پلاتین،فلز درخشان
آیشین….. ماهرو،نقره فام
آیمان….. ماه وش،تمثیل کننده ماه
آییق….. بیدار،دوراندیش،هشیار
آیسوی….. پاکنژاد
آتروپات….. اسم خاص
آردا….. یادگار
آیتان….. ماه صفت
آی دوغان….. شاهین زیبا
آناج….. مجرب،با تجربه

ائدیل….. آسان،قابل حل
ائل اوغلو….. فرزند خلق،مردمی
ائل بان….. صدای مردم
ائل بی….. سرپرست مردم،بزرگ قوم
ائل تن….. پاره تن مردم
ائل جان …..جان مردم
ائلجه بیل….. دانا،دانشمند
ائلچی….. سفیر،نماینده
ائلچین….. برای مردم، بخاطر مردم
ائلخان….. رهبر مردم
ائل داش….. هم ملیت،هم نژاد
ائلده تک….. بی تا،بی مثل،دردانه خلق
ائل دنیز….. دریای خلق
ائل سس….. صدای مردم
ائل سئور….. مردم دوست،ملی
ائل سئون….. دوستدار مردم
ائل شن….. شادی مردم،مردم شاد
ائمیل….. ساکت،آرام،بی آزار
ائل مان….. تمثیل کننده مردم
ائل یانار….. مردم روشن ضمیر،انسان دوست
ائل یورد….. سرزمین مردم،خانه مردم

ارن….. مرد غیور و سلحشور
ارول….. قهرمان باش، انسان باش
اروستون….. مرد برتر،والا مقام
ارجان….. مردجانانه
ارخان….. خان سلحشور
ارکین….. آزاد،مستقل
افراسیاب….. افراسیاب،اسم خاص
الدمیر….. آهن پنجه،قدرتمند
افشین….. سردار،فرمانده
ارسلان….. مرد افکن،شکست ناپذیر

ایشیق….. نور ،روشنایی،افق
ایگید….. قهرمان،ساحشور
ایلدیریم …..تندر،آذرخش
ایلقار….. عهد وپیمان
ایلکین….. ائلین،نخستین
ایل یاز….. بهار سال
ایمراه….. امیر،رئیس،فرمانده
اینال….. باور کردنی،مورد باور
اینانج….. عقیده،ایمان،باور
اوختای….. تیرمانند،تیروش،تیزپا
اودآلوو….. آتش پاره،شعله آتش
اودمان….. مثل آتش،تمثیل کننده آتش
اورهان….. مناسب،اوغورخان
اوغوز….. اسم خاص
اووچو….. شکارچی
اؤتگون….. برتر،نافذ
اؤزقان….. هموطن
ازگور….. مستقل،متکی به خود
اوجال….. سرافرازباش
اوغور….. پیروز،موفق
اولدوز….. ستاره
اوزای….. روسفید،سفید بخت
اوستون….. برتر،غالب،پیروز
باباخان….. باباخان،خان بزرگ
بابک….. بابابی،خان خانان،بابک
باریش….. صلح،دوستی
باریشماز….. سرسخت،محکم
باشقان….. رئیس،صدر
بایات….. نام طایفه ای از تورکان/ثروتمند
بایدار….. سر سلسله
باییندیر….. نام یکی از قبایل تورکان
بکداش….. عزیز/ارزشمند
بیلگین….. دانا/دانشمند
بولود….. ابر
بوران….. بوران/مه غلیظ
بوغاج….. قدرتمند/قوی
باتور….. دلیر/جسور
جومای….. غرق در ماه
جوشور….. همیشه متلاطم
جوشگون….. جوشان
چاپار….. پیک/فرستاده
چاپای….. چابک/چاپگر
چالار….. سوزان/شبیه/تیز
چووغون …..چدن/کولاک
چئویک….. چابک/زرنگ
چیریک….. چابک/سرباز
چیلغین….. واله/عاشق/شیفته
دالغین….. متفکر/ژرف نگر
دمیر ال….. پنجه آهنین/قوی
دومان….. مه
دویغون….. احساس کننده/فهیم
دومرول….. اسم خاص
دیلک….. آرزو/آمال
دونوش….. عطف
دؤنمز….. قاطع/بران
فرخان….. خان مقتدر/خان با فراست
گنج بی….. جوانمرد/جوان بزرگ منش
گورسئل….. سیل خروشان
گونای….. ماه خورشید
گووه ن….. فخر/اعتماد/افتخار
هاکان….. خان خانان/امپراطور
هارای….. فریاد/نعره
هایدی….. زرنگ/چابک/همصدا
لام….. ساکت/آرام
نریمان….. قدرتمند/نرمانند
پاشا….. خان،آقا
پولاد….. فولاد
قارا اووجو….. صیاد بزرگ
قارامان….. قهرمان/مثل بزرگان
قارتال….. شاهین/عقاب
قافلان….. پلنگ
قاییم….. محکم/استوار
قوتاز….. گل سر
قوچاق….. قهرمان/همیشه شجاع
قوچ ار….. دلیر مرد/مرد شجاع
قورقود….. ریش سفید/بزرگ قبیله
قوشار….. سازنده/اتصال دهنده
قیزیل آسلان….. شیر طلائی
قیزیل باش….. مو طلائی/رهبر
قیلینج….. خنجر/شمشیر
قیوراق….. چابک/زرنگ
سابوتای….. اسم خاص
سادای….. حساب شده/شمرده شده
ساوالان …..نام کوه/باج گیر
ساواش …..جنگ/نبرد
سهند….. نام کوه
سونار….. تقدیم کننده/معرف
سونقور….. شاهین/عقاب
سیرداش….. همراز/هم سر
سیلدیریم….. سخت/محکم
سؤنمز….. روشن/همیشه سوزنده
سئون….. دوست دارنده
سئور….. دوستار
شاخار….. همیشه آتش زن
شانلی….. دارای اعتبار و مقام و منزلت
شان آی….. ماه خندان/ماه شاد
شان سس….. خوش صدا
شان یاز….. بهار شاداب
شونقار….. شاهین/عقاب
تانیش….. آشنا/فامیل
تایماز….. بی نظیر/بی همتا
تایسیز….. بی نظیر،بی همتا
توراج….. نام پرنده
تورال….. مجهول
تورغای….. مرغ ماهی خوار
توماج….. تیماج/چرم دباغی شده
توغان….. شاهین
توغای….. ببر
توغرول….. طغرل
تورکای….. اسم مرکب از ماه و تورک
تئلمان….. مثل مو/ظریف
تئمو….. آهن
خزر….. شمال/نام یکی از قبایل تورک
یارار….. به درد بخور/شکافنده
یاغمور….. باران
یالچین….. تخته سنگ/صخره
یانار….. سوزان/همیشه سوزنده
یاووز….. جسور/دلیر/شجاع
یورداغلو …..فرزند میهن/وطن پرست
یوردچو….. ولیعهد/جانشین
یوردمان….. نشانگر میهن
ییلماز….. شجاع/جسور/نترس

——————————————————————–
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی کردی منحصر به فرد و زیبا هستند.بیایید و با کمک هم این اسامی را تکمیل کنیم.

دیان :پاشا . حاکم

میدیا: دشت . س پادشاه ماد کی خسرو

شاهو : شاه بسیار با عظمت و رشته کوهی در کردستان

دیمن : دشت .دمن

سانل:شبیه ومانند

سوما:اب دیده .اشک

بریوان :به معنی دختر شیردوش.دختران همراه چوپان

که زوان:کوه نورد.مردکوه.(شاخه وان

روژينا : مانند روز . دختر

وريا : آگاه و بيدار
فرمیسک . اشک
فینک . خنک و دلچسب
گه‌لاویژ . ستاره شباهنگ
گولاله‌ . لاله‌
گزنگ . پرتو خورشید
ژینو .
ژیار . از اسماءپسرانه
کالێ . دختر چشم آبی با گیسوان طلایی
کانی . چشمه
که‌ژال .آهو، گونه‌ای از واژه خه‌زال . غزال
کویستان . کوهستان
کوردستان . کردستان
میدیا . سرزمین ماد
مه‌هاباد . مهاباد . شهر بسیار زیبا در کردستان ایران
نالین .همیشه گریان
ناسکی . زریف
نه‌شمیل . خرامان
نه‌رمین . دلپذیر . مهربان
نه‌خشین . آراسته ‌. دارای نقش و نگار
نیاز . دعا . احتیاج
نیان . لطیف . دلپذیر
نیشتمان . میهن . مام هم معنی می دهد
په‌ریخان .خانم پری /فرشته خانم
چیروک . افسانه . داستان به زبان شیرین کردی

آریوان . نام قبیله ای در قوم ماد

چیاکو . کوه بلن

پشیو . پریشان حال

میشواک . منطقه ای در کردستان

تالان. زیبائی محسورکننده

پاریز . نگهدارنده . نگهبان

پرسیار . جویا . پرس و جو

بریار. عهدوپیمان

میدیا. دشت

آوان . سرسبزی . شادابی

آروکو . نام یکی ازسرداران کردستان

چاوش . اوازخوان

چرو . نام درختی

آلانه. شاهین . نوعی پرنده

چیمن . خرمی وابادانی

دیا . بینائی و نورچشم

آرا . دلپذیر. خوشمزه

آریاس . نام یکی از شاهان ولایات ماد

به فرين: بفرين .برفی. کنايه از سفيدی و پاکی/ دختر

به ناز : بناز .نازنين / دختر

به يان : بيان . سپيده دم. بامداد / پسر

به يانه : بيانه . ميوه ی به / دختر

پاکو : پاک . دسته گياه بسته نشده / پسر

پشکو : پشک . اخگر/ پسر

پيشه وا : پيشوا . رهبر/ پسر

په پرووک : پپروک .شکوفه. تنها در کردی ايلامی رواج دارد./ دختر

په رژان : پرژان . کار / دختر

په ره نگ : پرنگ . گوشواره / دختر

په ژاره : پژاره .نگرانی / عمومی

په ژماره : پژماره .فکر و خيال . تنها در کردی ايلامی کاربرد دارد. / عمومی

په شيو : پشيو . افسرده / عمومی
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
به نظر شما قشنگترین اسم چیست؟ برای کمک به ما نظرات خود را بگذارید.
آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آریا: آزاده نجیب - یکی از پادشاهان ماد - مهمترین نژاد هند و اروپائی
ارسلان: شیر، دلیر و شجاع - نام پادشاه سلجوقی
آزاده: دلیر و بی باک ، رها
آزیتا: آزاده
پریسا: همچون پری
پژمان: افسرده ، غمگین
سام: سیه چرده - جهان پهلوان ایرانی وجد رستم
سینا: مرد دانشمند ، نام پدر شیخ ابوعلی سینا
شهره: مشهور و نامی
فروغ: روشنائی ، تابش
گلناز: کسی که ناز و غمزه اش مثل گل است
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
به نظر شما قشنگترین نام دخترانه چیست؟ با نظرات خود ما را همراهی کنید.
آتوسا: قدرت و توانمندی - دختر کورش وزن داریوش اول
آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است
آیدا: شاد، ماه - نام تذکمنب
افسانه: داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان
افسون: سحر و جادو ، حیله و تزویر
بهار: شکوفه و گل - سه ماه اول سال شمسی
بهنوش: کسی که نیک مینوشد
بیتا: بی همتا ، بی مانند
پردیس: بهشت ، باغ و بستان
پری: فرشته ، جن ، همزاد
پریچهر: زیبا روی - نام زن جمشید شاه
ترانه: زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه
تناز: نازنین ، با ناز و کرشمه - نامی کردی
جیران: آهو ، نامی ترکی
خورشید: درخشنده آفتاب - معشوقه جمشید درداستان جمشید و خورشید
دنیا: عالم و گیتی
رامیلا: خدای بزرگ ، نامی آشوری است
ژاله: شبنم ، قطره
ژالان: گلهای دارای قطره و شبنم - نامی کردی
سیما: چهره ، رخ
سیمدخت: دختر نقره ای و سفید
شهربانو: بانوی شهر ، ملکه
شهرزاد: شهرزاده ، بومی - نقال قصه های هزار و یک شب
شهرناز: خواهر جمشید و همسر ضحاک ماردوش
فرشته: فرستاده الهی و آسمانی
فریبا: زیبا و فریبنده
گل آذین: حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها
گل آرا‌:‌ آراینده گل
گلاره: تخم چشم ، نامی کردی
گل افروز: فروزنده گل
گلاله: دسته گل
گل اندام: آنکه اندامش مانند گل است
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
قشنگترین اسم پسرانه ایرانی از نظر شما چیست؟منتظر نظرات شما هستیم.
آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آرشام: بسیار قوی - پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشیآرشیت : نام نخستین فیلسوف و حکیم ایرانی
بزرگمهر: خورشید بزرگ - نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی
بهرام: پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی
پارسا: پاکدامن ، زاهد
پاکان: پاکها - نامی کردی
پیام: الهام ، وحی ، پیغام
پیروز: کامیاب ، فاتح ، نام چند نفر از پادشاهان ساسانی
پیمان: عهد ، قول وقرار - عنوان اسامی مردان در فارسی دری
جمشید: پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی
خسرو: مشهور ، نیک نام - لقب چند تن از پادشاهان ساسانی
رامتین: آرامش تن - موسیقی دان عهد ساسانیان
رهام: نام پسر گودرز
رهی: راهی شده ، روان ، مسافر
ساسان: سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند
سهراب: سرخ روی ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود
شوان: شبان ، چوپان - نامی کردی
شهاب: شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار
فرامرز: شکوه مرزداری - نام پسر رستم دستان
کامبیز: صورت فرانسوی ((کمبوجیه)) پسر کورش است
کیارش: شهریار بزرگ
کیان: پادشاه ، امیران
گودرز: از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانیگوماتو: انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
به نظر شما قشنگ ترین اسم ها و نام های پسرانه کدامند؟
آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان - پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر
آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
آرتام: والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی
آرتمن: نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه
آرشام: بسیار قوی - پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشیآرشیت : نام نخستین فیلسوف و حکیم ایرانی
آرمان: آرزو - خواهش - امید
آرمین: آرام گرفتن - پسر کیقباد پادشاه پیشدادی
اسفندیار: پاک آفریده شده - پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد
اشکان: منسوب به اشک - بنیانگذار سلطنت پارتها
بابک: پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان
باپوک: کولاک ، نامی کردی
باربد: پرده دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز
بارمان: لایق - نام سردار افراسیاب
بامداد: پگاه ، سپیده دم - نام پدر مزدک
بامشاد: کسی که در سحرگاهان شاد است - نوازنده مشهور دربار ساسانیان
بهداد: نیک آفریده شده
بهرام: پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی
پارسا: پاکدامن ، زاهد
پاکان: پاکها - نامی کردی
پویا: رونده و دونده - نامی کردی
پیروز: کامیاب ، فاتح ، نام چند نفر از پادشاهان ساسانی
پیمان: عهد ، قول وقرار - عنوان اسامی مردان در فارسی دری
تورج: دلاور ، یکی از سه پسر فریدون شاه
تیر داد: داده تیر ، اشک دوم پادشاه اشکانی
جاوید: پایدار ، همیشگی
جریره:‌ نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.
جمشید: پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی
جوان: برنا ، دلیر ، شاداب
جویا: جوینده - پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.
جهان: دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان
جهانبخت: شانس و اقبال جهان
جهانبخش: بخشنده جهان
جهاندار: نگهبان جهان
جهانگیر: فاتح جهان - نام پسر رستم
چاوش: پیشرو و پیش قراول کاروان
خداداد: خدا داده
خدایار: دوست خدا - فرمانروای بخارا بوده است
خرم: شاد و خندان - پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است
دادمهر: زاده آتش ، نام استاندار پارسی طبرستان
دارا: مالدار، ثروتمند ، از نامهای خداوند
داراب: نام پسر بهمن پادشاه کیانی
داریا: دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است
داریوش: نگهبان نیکی - فرزند ویشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشی
دانوش: از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است
داور‌:‌ حاکم عادل ، قاضی
رادمان (رادمن): نام سپهسالار خسرو پرویز ساسانی
رازبان: راز دار - عنوان مردان بزرگ در پارسی دری
روزبه: خوشبخت: بهروز، از موبدان بهرام گور ساسانی
سام: سیه چرده - جهان پهلوان ایرانی وجد رستم
سامان: ترتیب ، نظام ، زندگی
سهند: کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان
سیامک: مجرد - نام پسر کیومرث
سیاوش: دارنده اسب سیاه ، فرزند کیکاووس که ناجوانمردانه و بی گناه به قتل رسید
سیبوبه ‌: مانند سیب ، دانشمند شهیر ایرانی ، منصف الکتاب
شهاب: شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار
شهرام: رام و مطیع شاه
طهماسب: دارای اسب قوی - نام پسر منوچهر
طهمورث: روباه تیزرو و قوی ، پادشاه پیشدادیان و پدر جمشید
فرین: یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار
فرزاد: زاده فرو شکوه
فرزام: شایسته و لایق - نامی کردی
فرزان: عاقل ، حکیم ، دانشمند
کامبخت: کسی که بخت به کام اوست
کامبخش: آرزو دهنده ، مراد بخش
کامبیز: صورت فرانسوی ((کمبوجیه)) پسر کورش است
کامجو: کامجوینده
کامدین: یکی از دانایان دین زردشت
کامران: سعادتمند و خوشبخت
کامراوا: به مقصود و مراد رسیدن
کیاوش: بزرگوار - نام پدر کیقباد
کیخسرو: پادشاه نیکنام ، نام پسر سیاوش و سومین پادشاه کیانیان
کیقباد: پادشاه محبوب - پدر کیکاوس و سر سلسله کیانیان
کیکاووس: سیاه چرده ، سبزه ، نام پسر کیقباد و پدر کیاوش
کیوان: سیاره زحل و دومین سیاره منظومه شمسی پس از مشتری است .
گودرز: از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانیگوماتو: انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد
گشتاسب: صاحب اسب رمنده ، پدر داریوش هخامنشی
گشسب: دارنده اسب نر
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
به نظر شما قشنگ ترین اسم و نام ایرانی دخترانه چیست ؟
آیدا: شاد، ماه - نام تذکمنب
اختر: ستاره ، علم ، درفش
ارغوان: نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ
ارمغان: هدیه ، تحقه ، سوغات
ایران: محل زندگی آریائیها
ایراندخت: دختر ایران
بهار: شکوفه و گل - سه ماه اول سال شمسی
بهارک: بهار کوچولو
بهاره: بهاری
بهتاش: خوب ومانند
پرتو: روشن ، تابش ، فروغ
پرستو: پرنده مهاجر
پریسا: همچون پری
پرناز: پری ناز دار
پریوش: پری روی ، فرشته روی
پریا: کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه می گردد.
پوپک: هدهد
پوران: جانشین ، یادگار
تارا: ستاره
توران: نام دختر خسروپرویز - سرزمین تور
جهان بانو: بانوی جهان ، ملکه جهان
جهاندخت: دختر گیتی
جهان ناز: مایه فخر عالم
جیران: آهو ، نامی ترکی
چهرزاد: نام دختر بهمن است که سی سال پادشاهی کرد
خورشید: درخشنده آفتاب - معشوقه جمشید درداستان جمشید و خورشید
دریا: بحر ، نام فرزند علاالدین عماد شاه
دل آرا: محبوب و معشوق
دل آویز: دلچسب ، دلکش ، آویزه دل
دلارام: مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور
دل انگیز: گوارا ، مطلوب
دلبر: برنده دل ، یار و معشوق
دلبند: عزیز و گرامی
دلربا: رباینده دل ، محبوب
رخسار: چهره ، سیما
رخشانه: منسوب به رخش
رخشنده: تابان ، کنایه از خورشید است
رهی: راهی شده ، روان ، مسافر
زیبا: خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو
زیبار: قبیله ای از کردها ، نامی کردی
سانا: سهل و آسان
ساناز: کمیاب ، نادر، نام گلی است
سیما: چهره ، رخ
سیمدخت: دختر نقره ای و سفید
شکوفه: گل درختان میوه دار ، شکفته
شکفته: خندان ، بشاش
شمشاد: درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است
شمین: خوشبو، خوش عطر
شهربانو: بانوی شهر ، ملکه
شهرزاد: شهرزاده ، بومی - نقال قصه های هزار و یک شب
شهرناز: خواهر جمشید و همسر ضحاک ماردوش
شهرنوش: شیرینی شهر
شهره: مشهور و نامی
غوغا: آشوب ، هیاهو
غنچه: گل نشکفته ، کنایه از دهان معشوق
فرخ رو: دارای صورت زیبا
فرخ زاد: مبارک زاد ، خجسته زاد ، رستم فرخزاد سردار معروف ساسانیان است
فرخ لقا: درای چهره زیبا ، خوشگل
فرخ مهر: زیبا چون خورشید
فریناز: عشوه گر ، پریناز
فرینوش: شکوه شیرین
فریوش: زنگ ، همان پریوش هم هست
کتایون: جهان بانو ، دختر قیصر روم و مادر اسفندیار
کرشمه: ناز و غمزه
کیانا: فرستاده ، نامی کردی
کیانچهر: دارای چهره پادشاهان
کیاندخت: شاهدخت ، دختر شاه
گلپاره: تکه گل ، پاره ای از گل
گلپر: برگ گل ، پر گل
گلپری: پری همچون گل
گلپوش: پرازگل ، پوشیده از گل
گل پونه: کسی که چهره اش به لطافت گل است
گلچین: باغبان ، عاشق گل ، کسی که گل می چیند .
گلدخت: دختر گل
گلدیس: به رنگ گل ، مانند گل
گلربا: رباینده گل
گلرخ: بسیار زیبا همچون گل
گلرنگ: به رنگ گل ، شرابی رنگ
گلرو: زیبا و سرخ رو
گلشن: گلزار و گلستان
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
نام های ایرانی بسیاز زیاد هستند.ما فقط تعدادی از آنها را اینجا آوردیم.شما هم در تکمیل کردن این اسامی به ما کمک کنید.

آبان دخت: دخترآبان ، نام زن داریوش سوم
آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آتوسا: قدرت و توانمندی - دختر کورش وزن داریوش اول
آفر: آتش - ماه نهم سال شمسی
آفره دخت: دختر آتش - دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .
آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز
آذین: زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش
آراه: نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت
آرزو: کام ، مراد ، معشوق ، امید
آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان - پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر
آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
آرتام: والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی
آرتمن: نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه
آرشام: بسیار قوی - پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشیآرشیت : نام نخستین فیلسوف و حکیم ایرانی
آرمان: آرزو - خواهش - امید
آرمین: آرام گرفتن - پسر کیقباد پادشاه پیشدادی
آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است
آریا فر: دارن
بامداد: پگاه ، سپیده دم - نام پدر مزدک
بامشاد: کسی که در سحرگاهان شاد است - نوازنده مشهور دربار ساسانیان
بانو: خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب
بختیار: خوشبخت ، خوش اقبال - استاد رودکی در موسیقی
برانوش: مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی
بردیا: پسر کورش و برادر کمبوجیه
برزو: بلند قامت - پسر سهراب و نوه رستم دستان
برزویه: طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله ودمنه از هندی به پهلوی
برزین: بلند و تنومند - ازپهلوانان ایران - نام پسر گرشاسب
برمک: از وزیران ساسانی - نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ
بزرگمهر: خورشید بزرگ - نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی
بنفشه: گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی
بوژان: رشد کرده - نامی کردی
بویان: خوشبو - مامی کردی
بهار: شکوفه و گل - سه ماه اول سال شمسی
بهارک: بهار کوچولو
بهاره: بهاری
پاکدخت: دختر پاک
پانته آ: همسر آرتاداس که مادها او را به کورش هدیه کردند امانپذیرفت
پدرام: آراسته ، نیکو ، شاد
پرتو: روشن ، تابش
پرشنگ: تابش ، آتشپاره
پرتو: روشن ، تابش ، فروغ
پرستو: پرنده مهاجر
پرویز: پیروز - لقب خسرو دوم ، پادشاه ساسانی
پردیس: بهشت ، باغ و بستان
پرهام: ازاشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور
پژمان: افسرده ، غمگین
پژوا: بیم و هراس
پرنیا: پارچه حریر
پشنگ: میله آهنی - نام پدرافراسیاب
پروانه: حشره ای زیبا که خود را به شعله می زند
پروین: ثریا ، ستارگان کوچک نزدیک به هم
پری: فرشته ، جن ، همزاد
پریچهر: زیبا روی - نام زن جمشید شاه
پریدخت: دختر پری ، همسر سام نریمان و مادر زال
پریسا: همچون پری
ترانه: زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه
تناز: نازنین ، با ناز و کرشمه - نامی کردی
توران: نام دختر خسروپرویز - سرزمین تور
توراندخت: دختری از توران
تورج: دلاور ، یکی از سه پسر فریدون شاه
تورتک: خروس صحرایی ، قرقاول
توفان: باد سخت
توژال: برف اندک - نامی کردی
تیر داد: داده تیر ، اشک دوم پادشاه اشکانی
جاوید: پایدار ، همیشگی
جریره:‌ نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.
جمشید: پسر طهمورث چهارمین پادشاه پیشدادی
جوان: برنا ، دلیر ، شاداب
جویا: جوینده - پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.
جهان: دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان
جهانبخت: شانس و اقبال جهان
جهانبخش: بخشنده جهان
جهاندار: نگهبان جهان
چاوش: پیشرو و پیش قراول کاروان
چترا: دوازدهمین پادشاه سلسله ماد
چوبین: کنیه و لقب بهرام چوبین سردار انوشیروان
چهرزاد: نام دختر بهمن است که سی سال پادشاهی کرد
خاوردخت: دختر مشرق زمین
خداداد: خدا داده
خدایار: دوست خدا - فرمانروای بخارا بوده است
خرم: شاد و خندان - پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است
خرمدخت: دختر شاد و خندان
داراب: نام پسر بهمن پادشاه کیانی
داریا: دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است
داریوش: نگهبان نیکی - فرزند ویشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشی
دانوش: از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است
داور‌:‌ حاکم عادل ، قاضی
دایان: ماما ، نامی کردی
دریا: بحر ، نام فرزند علاالدین عماد شاه
دل آرا: محبوب و معشوق
دل آویز: دلچسب ، دلکش ، آویزه دل
دلارام: مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور
دل انگیز: گوارا ، مطلوب
راژانه: رازیانه - نامی کردی برای دختران
راسا: هموارو صاف - نامی کردی
رامتین: آرامش تن - موسیقی دان عهد ساسانیان
رامش: فراغت ، آسودگی ، راحتی ، نام هیربد زردشتی
رامشگر: خواننده و نوازنده ، خنیاگر
رامونا: نگهبان عاقل
رامیار: چوپان و گوسفند چران
رامیلا: خدای بزرگ ، نامی آشوری است
رامین: معشوقه ویس ، نام یکی از سرداران ایران
راویار: شکارچی - نامی کردی
رژینا: مانند روز - نامی کردی
رخپاک: دارای چهره پاک
رخسار: چهره ، سیما
رخشانه: منسوب به رخش
رخشنده: تابان ، کنایه از خورشید است
رزمیار: رزمنده ، مبارز
رستم: تنومند و قوی اندام ، جهان پهلوان ایرانی و قهرمان بزرگ شاهنامه
رکسانا: نورانی ، روشن
روبینا: یاقوت سرخ
رودابه: فرزند تابان ، زن پسرزا ، نام قلعه ای در غرب ایران
روزبه: خوشبخت: بهروز، از موبدان بهرام گور ساسانی
روشنک: مشعل دار ، همچنین نام دارویی گیاهی است
زاوا: داماد ، نامی کردی
زردشت: صاحب شتر زرد و زرین ، پیامبر ایران باستان
زرنگار: طلا کوب ، زرین
زری: طلائی ، زربفت
زرین: طلائی رنگ ، منصوب به زر
زرینه: آنچه منسوب به زر است
زمانه: روزگار ، دهر
زونا: گیاهی با گل کبود رنگ ، نامی کردی
زیبا: خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو
زیبار: قبیله ای از کردها ، نامی کردی
ژاله: شبنم ، قطره
ژالان: گلهای دارای قطره و شبنم - نامی کردی
ژیار: زندگی ، زندگی شهری - نامی کردی
ساره: بامداد ، فردا - نامی کردی
ساسان: سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند
ساغر: پیاله شرابخوری ، جام
سام: سیه چرده - جهان پهلوان ایرانی وجد رستم
سامان: ترتیب ، نظام ، زندگی
سانا: سهل و آسان
ساناز: کمیاب ، نادر، نام گلی است
سانیار: حامی و یار و پشتیبان - نامی کردی
ساویز: خوش اخلاق ، مهربان - نامی کردی
ساهی: آسمان صاف - نامی کردی
ساینا: خاندانی از موبدان زردشتی ، سیمرغ
سوبا: شناگر ، فردا
سوبار: اسب سوار - لغت زند و پازند
سنبله: یک خوشه گندم
سودابه: دختر زا - سود ده
سوری: سرخ رو ، نام دختر اردوان پنجم
سورن: خانواده ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند
سورنا: سردار دلیر و خردمند پارتی
سوزان: سوزنده ، ملتهب
سوزه: سبزه ، نامی کردی
سوسن: گلی به رنگهای سفید، کبود ، زرد و حنایی
سومار: نام قبیله ای از کردها
سولان: نام گلی است ، نامی کردی
سولماز: زنی که پیرو پژمرده نمی شود
سوگند: شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند
سهراب: سرخ روی ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود
سهره: پرنده ای خوش آواز، با پرهای سبز و زرد
سهند: کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان
سیامک: مجرد - نام پسر کیومرث
شاهپور: پسر شاه ، شاهزاده - نام چند تن از شاهان ساسانی
شاهدخت: دختر شاه ، شاهزاده خانم
شاهرخ: شاه منظر ، کسی که رخساری همچون شاه دارد
شاهین: پرنده ای شکاری
شاهیندخت: دخت شاهین
شایسته: سزاوار ، لایق
شباهنگ: بلبل ، ستاره کاروان کش
شب بو: نام گلی است که شب هنگام باز می شود
شبدیز: سیه فام ، سیه چرده ، نام اسب خسروپرویز
شبنم: رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند
شراره: گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی
شرمین: شرمسار ، خجل
شروین: یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی
شکوفه: گل درختان میوه دار ، شکفته
شکفته: خندان ، بشاش
شمشاد: درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است
شمین: خوشبو، خوش عطر
شوان: شبان ، چوپان - نامی کردی
شمیلا: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی بانوی بزرگوار
شورانگیز: فتنه انگیز ،‌ ایجاد کننده شور و شوق
شوری: خوش قیافه ، قد بلند- نامی کردی
شهاب: شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار
طوس: فرزند نوذر پهلوان ایرانی شاهنامه
طوطی: پرنده سبز رنگ و سخنگوست و نام برخی زنان در فارسی دری است .
طهماسب: دارای اسب قوی - نام پسر منوچهر
طهمورث: روباه تیزرو و قوی ، پادشاه پیشدادیان و پدر جمشید
فدا: قربانی ، نامی کردی
فراز: بلندی و شکوه
فرامرز: شکوه مرزداری - نام پسر رستم دستان
فرانک: سیاه گوش ، نام مادر فریدون ، نام همسر بهرام گور ساسانی
فراهان: محل شکوه و جلال
فربد: مناعت ، بزرگی
فربغ: شکوه خداوند
فرجاد: دانشمند و فاضل
فرخ: تابان و زیبا - نام یکی از امیران سیستان در عهد سلجوقیان
فرخ پی: نیک پی و نیک قدم
فرخ داد: مبارک آفریده شده
فرخ رو: دارای صورت زیبا
فرخ زاد: مبارک زاد ، خجسته زاد ، رستم فرخزاد سردار معروف ساسانیان است
فرخ لقا: درای چهره زیبا ، خوشگل
فرخ مهر: زیبا چون خورشید
فرداد: داده شکوه وزیبائی
فرود: پائین - نام پسر سیاوش ، نام پسر کیخسرو نام پسر خسرو پرویزو شیرین
فروز: روشنائی ، روشنی
فروزان: تابان ، درخشان
فروزش: روشنی ، تابناک
فروزنده: درخشان ، درخشنده
فروغ: روشنائی ، تابش
فرهاد: عاشق افسانه ای شیرین
فرهنگ: شکوه ، ادب ، تربیت
فرهود: صداقت و راستی در دین
فربار: همراه خوب و شایسته
فریبا: زیبا و فریبنده
فرید: بی همتا، نامی کردی
فریدخت: دختر بی همت
فریدون: دارای شکوهی اینچنین ، پادشاه پیشداری که بر ضحاک ماردوش غلبه کرد
فریمان: فر و شکوه ایمان
فریناز: عشوه گر ، پریناز
فرینوش: شکوه شیرین
فریوش: زنگ ، همان پریوش هم هست
فیروز: پیروز و مظفر
فیروزه: سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای

قابوس: معرب کاووس است
قباد: سرور گرامی ، شاه محبوب ، پدر کیکاوس از پادشاهان کیانی
قدسی: بهشتی ، روحانی
کارا: فعال و کوشا
کارو: از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده
کاراکو: نام یکی از سرداران ماد
کامبخت: کسی که بخت به کام اوست
کامبخش: آرزو دهنده ، مراد بخش
کامبیز: صورت فرانسوی ((کمبوجیه)) پسر کورش است
کامجو: کامجوینده
کامدین: یکی از دانایان دین زردشت
کامران: سعادتمند و خوشبخت
کامراوا: به مقصود و مراد رسیدن
کامک: آرزو و خواهش کوچک
کامنوش: کامروا ، خوشبخت
کامیار: کامروا و پیروز
کانیار: معدن شانس ، نامی کردی
کاووس: پادشاه توانا - از پادشاهان کیانی و پسر کیقباد
کاوه: آهنگر معروف ایران باستان که علیه ضحاک قیام کرد
کتایون: جهان بانو ، دختر قیصر روم و مادر اسفندیار
کرشمه: ناز و غمزه
کسری: معرب خسرو است
کلاله: موی پیچیده ، دختری با موهای مجعد
کمبوجیه: نام پسر کورش کمبوجیه است
کوشا: کوشنده ، ساعی
کهبد: خداوند کوه ، عابد
کهرام: رام شده کوه نام برادر و سردار افراسیاب
کهزاد: زاده کوه ، کسی که در کوه زائیده شده است
کیارش: شهریار بزرگ
گرگین: منسوب به گرگ ، پسر میلاد از پهلوانان زمان کیخسرو
گزل: زیبا ، نامی ترکمنی است
گشتاسب: صاحب اسب رمنده ، پدر داریوش هخامنشی
گشسب: دارنده اسب نر
گشسب بانو: دختر رستم و زن گیو
گل: گیاهان رنگی کوچک که دستمایه شاعرانند
گل آذین: حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها
گل آرا‌:‌ آراینده گل
گلاره: تخم چشم ، نامی کردی
گل افروز: فروزنده گل
گلاله: دسته گل
گل اندام: آنکه اندامش مانند گل است
گلاویز: گیاهی برای زینت گل
گلباد: داری بوی گل
گلبار: پرگل ، گل افشان
گلبام: گلبانگ
گلبان: نگهدارنده گل
گلبانو: بانوی چون گل
گلبرگ: هر یک از برگهای یک گل ، مثل برگ گل
گلبو: معطر ، خوشبو
گلبهار: مثل گل بهاری
گلبیز: گل افشان
ورتا : نام نخستین فیلسوف و متفکر زن ایران

link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
بانو: خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب
بنفشه: گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی
بهار: شکوفه و گل - سه ماه اول سال شمسی
بهارک: بهار کوچولو
بهاره: بهاری
بهتاش: خوب ومانند
بهنوش: کسی که نیک مینوشد
دوستان عزیز شما حتما اسامی بیشتری میدانید.پس بیایید برای ما و دوستانتان این اسامی را بنویسید .
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
بابک: پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان
باپوک: کولاک ، نامی کردی
باربد: پرده دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز
بارمان: لایق - نام سردار افراسیاب
بامداد: پگاه ، سپیده دم - نام پدر مزدک
بامشاد: کسی که در سحرگاهان شاد است - نوازنده مشهور دربار ساسانیان
بردیا: پسر کورش و برادر کمبوجیه
برزو: بلند قامت - پسر سهراب و نوه رستم دستان
برزویه: طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله ودمنه از هندی به پهلوی
برزین: بلند و تنومند - ازپهلوانان ایران - نام پسر گرشاسب
برمک: از وزیران ساسانی - نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ
بزرگمهر: خورشید بزرگ - نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی
بهمن: نیک اندیش - برف انبوه که از کوه فرو ریزد - جانشین اسفندیار
شما حتما اسم های دیگه ای هم میشناسید .پس برای ما اسامی دیگری که میشناسید را بفرستید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
آبان دخت: دخترآبان ، نام زن داریوش سوم
آتوسا: قدرت و توانمندی - دختر کورش وزن داریوش اول
آفر: آتش - ماه نهم سال شمسی
آفره دخت: دختر آتش - دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .
آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز
آزاده: دلیر و بی باک ، رها
آزیتا: آزاده
آناهیتا: الهه آب
ارغوان: نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ
ارمغان: هدیه ، تحقه ، سوغات
افسانه: داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان
افسون: سحر و جادو ، حیله و تزویر
دوستان اگر شما هم اسمهای دیگری را میشناسید با معانی آن لطفا برای ما بفرستید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
اسامی ایرانی از فرهنگ و ریشه های ما هستند.اما قبل از گذاشتن اسم بر روی فرزندمان ابتدا بیایید معنی آن را مطالعه کنیم.اینجا بعضی از نام ها با معانی آنها آورده شده است.
آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان - پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر
آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
آرتام: والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی
آرتمن: نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه
آرشام: بسیار قوی - پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشیآرشیت : نام نخستین فیلسوف و حکیم ایرانی
آرمان: آرزو - خواهش - امید
آرمین: آرام گرفتن - پسر کیقباد پادشاه پیشدادی
آریا فر: دارنده شکوه آریائی
آریا: آزاده نجیب - یکی از پادشاهان ماد - مهمترین نژاد هند و اروپائی
آریا مهر: دارنده مهر ایران - از سرداران داریوش سوم
آرین: سفید پوست آریائی
اُرد بزرگ: نام بزرگترین فیلسوف ایرانی جهان
ارد شیر: شیر زیبا - اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان
اردوان: نام پادشاهان معروف اشکانی
ارژن: درختی با چوب بسیار سخت و محکم - نام کردی
ارژنگ: آرایش - کتاب مانی نقاش - دیوی که رستم در هفتخوان اورا کشت
ارسلان: شیر، دلیر و شجاع - نام پادشاه سلجوقی
اگه شما هم اسن پسر ایرانی با الف میشناسید اینجا میتونید پست بذارید.
link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
  • 5 6
  • آژانس مسافرتی فلات پارس
1,790,000
  • 5 6
  • آژانس مسافرتی رامیار گشت
2,190,000
  • 7 8
  • آژانس مسافرتی رامیار گشت
1,990,000
  • 4 5
  • آژانس مسافرتی رامیار گشت
2,490,000
  • 2 3
  • آژانس مسافرتی فارا گشت
370,000
  • 6 7
  • آژانس مسافرتی رامیار گشت
2,790,000
آژانس مسافرتی بال طلایی آژانس مسافرتی زیما سفر پارس آژانس مسافرتی طاها پرواز محل تبلیغات بنری شما آژانس مسافرتی مرداس گشت
گزارش تخلف
در صورت مشاهده هر گونه تخلف در سایت یا تناقض اطلاعات تورها و آژانس ها آن را گزارش دهید
عنوان تخلف
نام
ایمیل
موبایل
توضیحات
telegram icon