Icon
  • ناشناخته ها و عجایب دنیا را برای ما ارسال کنید و یا در بخش نظرات بنویسید
مـــــــــنو
در عمیق ترین استخر جهان غواصی کنید اگر دوست دارید لباس غواصیبه تن کنید و در استخری عمیق شیرجه بزنید با ما همراه باشید. در استخر ( The Deep Joy ) در هتل چهار ستاره ” مونتگروتو ترمه ی “ ایتالیا میتوانید لذت غواصی در عمق 40 متری را تجربه کنید اما تنها برای غواصان حرفه ای این تجربه امکان پذیر است.
این هتل داراری حوضچه های آموزشی برای غواصان مبتدی تا پیشرفته می باشد که در نوع خود خاص است. فراد بسیاری نیز، برای به چالش کشیدن مهارت غواصی خود به این مکان آمده و تحت نظر مربیان حرفه ای مشغول به فعالیت می شوند.
تمرین نفس گیری و تسلط بر اعصاب و ماهیچه و … تنها جزئی از آموزش های گسترده ای است که این مکان برای ارئه به شناگران فراهم آورده است.
استخر Y-40، برنامه های فوق العاده ای برای زنان باردار، مادران به همراه نوزادان و حتی بیمارانی که نیاز به آب درمانی دارند فراهم آورده است.
شما می توانید در اینجا، ورزش ها قبل از زایمان خودتان را تحت نظر پزشک با خیالی آسوده انجام دهید، هم دمای آب برای شما و جنین مناسب است و هم بهداشت آن.
اگر هم به فکر آموزش شنا برای نوزاد تازه متولد شده خود هستید، پیشنهاد می کنیم تا کار را به حرفه ای ها بسپارید.
علاوه بر تمام این ها، درمانگر ها و ماساژور های حرفه ای نیز، در استخر حضور دارند تا جلسات آب درمانی شما مفید و کاربردی انجام شود.
همچنین استخر Y-40، برای علاقه مندان به غواصی تکنیکال، سیستم های غاری را تا عمق ۱۰ متر بوجود آورده تا آنان مهارت خود را در این دالان های تنگ و تاریک بسنجند.
غواصی در گودال ۴۰ متری این استخر، به دو صورت آزاد ( یعنی بدون استفاده از کپسول اکسیژن ) و یا با استفاده از تجهیزات کامل انجام می شود.
قبلا هم گفتیم که تنها تصمیم و جسارت شما برای انجام این کار کافی نیست و شما باید مهارت هایی را برای مقابله با فشار آب در این عمق بدست بیاورید.
و تمامی این تجارب و مهارت،به صورت کلاس های مبتدی تا پیشرفته، بسته به آمادگی جسمانی شما ارائه می شود.
هر چند که اگر شما مدرک غواصی آزاد داشته باشد، تنها با کمی تمرین و انجام تست های مقدماتی می توانید به درون این گودال شیرجه بزنید.
در اعماق این استخر نیز، سکو های مختلفی از عمق ۱.۳ تا ۱۸ متری وجود دارد .
و شما در صورتی که مجهز به کپسول اکسیزن باشید، می توانید در هر کدام از این عمق ها توقف کنید تا بدنتان با فشار آب هماهنگ شود.
اما بعد از این ۱۸ متر تونلی باریک ۲۱ متری و استوانه یا شکل در انتظارتان است تا به انتهای آن برسید جایی که Y 40 بر کف آن نوشته شده است.
همچنین اگر علاقه ای به خیس شدن ندارید باز هم میتوانید از این استخر عمیق لذت ببرید، شما میتوانید از خشکی شاهد اعماق این استخر باشند، بدین ترتیب که از طریق تونلی شیشه ای و شفاف تجربه ای مشابه را لمس کرده و شاهد شناگران و غواصان ماهر باشند.
همچین ایستگاه ها و طبقاتی در اعماق مختلف وجود دارد که بازدید کنندگان میتوانند درون استخر و اعماق را از پنجره های شیشه ای تماشا کنند.
اگر علاقمند به رفتن به این هتل و تجربه غواصی در استخر آن را دارید ما آدرس این هتل را در اختیار شما می گذاریم.
آدرس : ایتالیا، شهر پادووا، هتل مونتگروتو ترمه
Address : Montegrotto Terme
تاریخ ثبت :1395/12/01 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:462 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
سومین دیوار تاریخی جهان در گرگان دیوار بزرگ اسکندر یا دیوار سرخ که در متون قدیمی با نام مار سرخ نیز نامیده شده است دیواری تاریخی است که از کنار دریای خزر در ناحیه گمیشان آغاز شده و تا کوه‌های گلیداغ در شمال شرق کلاله ادامه می‌یافته‌است. هم‌اکنون تقریباً تمام این دیوار از میان رفته‌است و تنها بخش‌های کوچکی از آن که در زیر خاک مدفون مانده، باقی است. دیوار تاریخی گرگان پس از دیوار چین (به طول شش هزار کیلومتر)، بزرگترین دیوار دفاعی جهان است.این دیوار عظیم تاریخی که ۲۰۰ کیلومتر طول دارد در ۲۹ تیرماه سال ۱۳۷۸ به ثبت ملی رسیده‌است.
عکس این دیوار نخستین بار توسط اریک اشمیت خلبان آمریکایی ثبت شد. آقای اشمیت خبرنگار آمریکایی که با هواپیمای خود در سال ۱۳۱۶ از نقاط باستانی ایران عکاسی می‌کرد، در منطقه گرگان دیوار قرمز رنگی را دید که از سمت دریای خزر به طرف کوه‌های گلیداغ امتداد دارد. او از این دیوار عکس گرفت و این عکس‌ها سندی برای تحقیقات باستان شناسان ایرانی و خارجی بر این دیوار شد.
دیوار گرگان به لحاظ بهره‌گیری از مصالح بوم‌آورد و تولید خشت و پخت در کوره‌های آجرپزی حاشیه دیوار، نسبت به سایر دیوارهای ساخته شده در سالهای دور، کم نظیر است به طوریکه می‌توان گفت مستحکم‌ترین دیوار دفاعی بوده که به دست معماران ایرانی ساخته شده است.
تاریخ ثبت :1395/10/26 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:573 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
روستایی که شش ماه از سال پشت برف مخفی میشود این روستا که نام آن روستای سرآقا سید است از معدود روستاهایی است که مردم آن بخصوص زنان و دختران از پوشاک کامل محلی استفاده می کنند.
در این روستا هنوز زن و دختر عزم کوه و صحرا کرده و پشته های سنگین هیمه (هیزم) را بر دوش گرفته و به روستا می آورد. هنوز به جای کپسولهای گاز و چراغهای نفتی، چاله های آتش (اجاق) گرما بخش خانه‌ و تأمین کننده حرارت غذای خانواده اند.
هنوز فرهنگ شهرنشینی رسوخ چندانی به اینجا نکرده است، اگر چه این تمدن با سرعت عجیب خود ره می پیماید و در اندک زمانی همه را ناگزیر به پذیرش خود خواهد نمود.
جاده مواصلاتی این روستا با بارش اولین برف زمستانی قطع شده و مردمی که در این روستا ماندگار شده اند و به روستاهای اطراف فریدونشهر اصفهان یا خوزستان نرفته اند، حداقل ۶ماه از سال را در پشت برف زندگی می کنند.

این روستا با معماری زیبا و سنتی پلکانی یکی از روستاهای شگفت کشور است. خانه های این روستا از خشت و گل ساخته شده و فضایی ساده و صمیمی را بوجود آورده است. معماری این روستا به گونه‌ای است که حیاط هر خانه پشت بام خانه زیرین می باشد. منازل به صورت زنجیر به هم متصلند و پیوستگی خاصی بر آنها حاکم است.
تاریخ ثبت :1395/10/23 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:592 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
عاشقان بستنی، بستنی هم موزه دار شد عاشقان و طرفداران بستنی، رویاها به حقیقت پیوسته، موزه بستنی از 29 ژانویه امسال در نیویورک امریکا افتتاح می شود.
این موزه که عملا از 29 ژانویه گشوده می شود، از 11 صبح تا 9 بعدازظهر به استثنای یک شنبه ها که ساعت 8 بسته میشود، پذیرای بازدیدکنندگان است.

قیمت بلیط برای بزرگسالان 18 دلار و برای کودکان 12 دلار و البته به علاوه بستنی است.
محل برگزاری موزه بستنی: در خیابان GANSEVOORT و درست در کنار موزه هنرهای WHITNEY آمریکا و ورودی HIGH LINE است که مناسب ترین مکان برای برگزاری همچین موزه ایست.
مهم ترین و البته خوشمزه ترین بخش این موزه یعنی بستنی از محبوب ترین فروشگاه های شهر نیویورک نظیر BLACK TAP و ODDFELLOWS ICE CREAM CO تامین می شود.


تاریخ ثبت :1395/10/22 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:682 link می پسندم 1
اطلاعات بیشتر
بستن
سری به رستوران کلینیک سنگاپور بزنید شاید باور نکردنی باشد اما خیلی ها فقط به خاطر دیدن و غذا خوردن توی این رستوران به سنگاپور میرن. رستورانی که تمامی دکوراسیونش شبیه تجهیزات بیمارستانه و حتی پیشخدمت هاش هم با لباس پرستاری از مشتریان پذیرایی می کنن. همه چیز توی این رستوران خیلی جالبه، از نوشیدنی هایی که توی کیسه خون ریخته میشه تا سس هایی که توی سرنگ وجود داره و ... همه و همه باعث شده که این رستوران طرفداران زیادی برای خود جمع کند.
اگر شما هم علاقمند به رفتن به این رستوران هستید در سفر خود به سنگاپور حتما به این مکان سر بزنید و از تجربیات خود برای ما بنویسید.
تاریخ ثبت :1395/10/21 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:600 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
دره قدیسان سنگی ...! بالای دامنه کوه های شیب دار کمون کارنوت در در بریتانی در شمال غرب فرانسه، یک پروژه بزرگ مقیاس در جریان است، پروژه ای که امیدوار است کل دامنه کوه را با هزاران مجسمه گرانیتی که قدیسان بریتانی را نشان می دهد بپوشاند. بیش از هفت هزار قدیس در سراسر بریتانی مورد احترام هستند، اگرچه تعداد کمی از آن ها رسما توسط کلیسای کاتولیک روم شناخته شده اند.
این پروژه در سال 2008 آغاز شد و تاکنون بیش از 60 مجسمه 3 متری توسط شهرداری اهدا شده است و باوجودی که سایت یک تپه است، نام گمراه کننده «دره سنت ها» را روی آن گذاشته اند. هریک از مجسمه های این دره، یک قدیس مرتبط با افسانه های محلی است که به نوبه خود ترکیبی از سلتی، گالو رومی و فرهنگ مسیحی هستند. به لطف تنوع هنرمندانی که در این پروژه به کار گرفته شدند، ظاهر هر مجسمه کاملا منحصربفرد است.

این پروژه عظم توسط فیلسوف بریتانی «فیلیپ ابجین» پایه گذاری شد و هزینه آن تماما توسط کمک های مالی جوامع و سازمان های محلی تامین می شود. هرکسی می تواند اسپانسر یک مجسمه باشد، قدیس حامی خود را انتخاب و محل قرارگیری آن را در دامنه انتخاب کند. ساخت هر مجسمه حدود 12 هزار یورو هزینه دارد.
تاریخ ثبت :1395/10/20 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:632 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
‏جزیره لوزون ‏Luzon‏ در شمال مجمع الجزایر فیلیپین کمی از سایر جزیره ها متمایز است. در این جزیره دریاچه ای به نام دریاچه ‏تال ‏Taal‏ وجود دارد که یکی از دو دریاچه در جهان است که علاوه بر اینکه در یک جزیره قرار دارد ، درون خود نیز یک ‏جزیره دارد.
در حقیقت می توان اینطور گفت که دریاچه تال که در جزیره لوزون است یک جزیره به نام ولکانو ( آتشفشان) دارد ‏، جزیره آتشفشان نیز خود دارای یک دریاچه است ( دریاچه ‏Crater ‎‏ یا دهانه آتشفشان ) که داخل آن نیز یک جزیره بسیار ‏کوچک به نام ‏Vulcan Point‏ قرار دارد. ‏‏ ‏
شاید عجیب به نظر برسد ، اما جزیره کوچک ولکان پوینت تنها جزیره ای نیست که در جزیره ای قرار دارد که خود در یک ‏جزیره دیگر است!
در سال 2012 ، جزیره ای با نام نامشخص در کانادا با چنین شرایطی کشف شد که مساحت بزرگتری نیز ‏نسبت به این جزیره کوچک دارد. شاید جزایر دیگری نیز با این مشخصات در سراسر دنیا وجود داشته باشند که هنوز کشف نشده ‏اند.‏‏‏
جزیره ولکانو ، همانطور که از نامش پیداست در اثر فوران آتشفشان تال در گذشته به وجود آمده است و مسئول ‏محتویات سولفوریک دریاچه نیز می باشد.
تال ۳۳ بار فوران آتشفشانی داشته و دومین کوه فعال آتشفشانی در فیلیپین به‌شمار ‏می‌آید. تمامی این فوران‌ها در جزیره آتشفشان متمرکزند که در میانه دریاچه تال قرار دارد.
تاریخ ثبت :1395/10/19 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:606 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
جزیره ای در دل ماسه ها کویر مصر و روستای مصر یه جای خیلی دور از شهرهای شلوغه که میان شن های روان قرار گرفته است.
این مکان پر از شگفتی، توسط رشته کوه هایی از طرف غرب و جنوب غرب و جنوب شرق محاصره شده و جزء کوه های فلات مرکزی ایران به حساب میاد. این کویر در گودال هایی طبیعی در کوهپایه های این کوه، تپه های ماسه ای خیلی زیبا و شگفت انگیزی تشکیل داده که این تپه ها که بهش"رمل" هم گفته میشه یکی از اهداف گردشگری برای علاقه مندا به جاذبه های مناطق کویریه.
شبهای کویر هم فوق العاده لذت بخشه. برای دیدن ستاره ها می شه روی رمل ها نشست و بدون اینکه گذر زمان رو فهمید ساعتها به آسمان خیره شد و لذت برد. افسون آسمان کویر مصر تا پایان عمرتون، بارها و بارها شما رو به سمت خودش می کشه. تنها مهمان مردمان کویرنشین همین ستاره ها هستن. سکوتی که تو شبها حکفرما میشه و آسمان پر از ستاره باعث میشه که ذهن هر شخصی رو درگیر کنه.
دکتر آلفونس گابریل جغرافیدان و جهانگرد اتریشی (متولد 1982) می‌گوید: «کویر کسی را که یک‌بار اسیر افسونش شده باشد هرگز رها نخواهد کرد.» این جمله‌ای است که پس از سفر به کویر مصر ایران به آن ایمان پیدا خواهید کرد. افسون آسمان کویر مصر تا پایان عمرتان بارها و بارها شما را به آنجا خواهد کشید.
از نقاط دیدنی این منطقه : دریاچه نمک خور، چال سلکنون، نیزار مصر، تخت عباسی و تخت عروس اشاره کرد که باعث میشه هیجان سفرتون چند برابر بشه.
تاریخ ثبت :1395/10/18 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:605 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
هشتمین عضو عجایب دنیا،باغ گل دبی دبی شهری شگفت انگیز در امارات متحده عربی تاریخ ثبت :1395/06/08 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:747 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
معبدی با 20،000 موش مقدس !! تنوع مذاهب در هندوستان بی‌نظیر است. چیزهای بسیار عجیبی درباره‌ی مذاهب آن‌ها وجود دارد که هیچ جای دیگر دنیا پیدا نمی‌شود. ازجمله در شهر «دشونکا». این شهر در بیابان «تار» یا «تهار» قرار دارد، در کنار خط آهنی که از این شهر عبور می‌کند معبد کوچکی وجود دارد که وقف الهه محبوب مردم راجستان به نام «کارنا میتی» شده است.

در این معبد 20،000 موش مقدس زندگی می‌کنند که به آن‌ها کَبَس (Kabbas) گفته می‌شود. دو افسانه درباره این موش‌ها وجود دارد: یک داستان می‌گوید تمام فرزندان این الهه به‌صورت موش زاده شدند و یک داستان می‌گوید این موش‌ها سربازان این معبدند.
تاریخ ثبت :1395/05/21 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:661 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
جویبار مرگ بولتن استرید بین قلعه‎ی باردن (Barden Tower) و کلیسای بولتُن (Bolton Abbey) در شهرستان يورك شاير (در شمال انگليس) یکی از خطرناک‎ترین تله‎های طبیعی قرار گرفته است. جریان رودی که ظاهرا بی‎خطر به نظر می‎رسد و از کوه نشات گرفته و در حدود ۶ فوت عرض دارد و با نام بولتُن استرید یا همان استرید شناخته می‎شود
اما در زیر سطح آرام و بی‎خطر این آب‎ها شکاف‌‏های عمیقی با جریان‎های عمقی (جريان آب يا هوا كه زير جريان ديگر حركت مي‎كند) قدرتمند وجود دارد که هرگاه کسی در عمق معینی از آن بیفتد با قدرت و بی‎رحمی او را به کام مرگ می‏کشد. این باور وجود دارد که، تا به حال هرکسی در این تله افتاده زنده بازنگشته است و حتی جسد آن‎ها را هم پیدا نکرده‎اند.

برای اینکه درک کنیم چطور یک رود کوچک که از کوه نشات می‎گیرد، می‌‏تواند تا این حد خطرناک باشد و با نام تله‎ی مرگ مشهور شود، باید نگاهی به سمت بالای این جویبار داشته باشیم. این رود نسبتا کم عرض در حدود ۱۰۰ یارد بالاتر از سطح خود رودخانه‎ای با عرض ۳۰ فوت است که این رودخانه را Wharfe می‎نامند. این رودخانه از شهرستان یورک شایر عبور می‎کند و هنگامی که به منطقه‎ی Bolton Abbey می‎رسد، مجبور می‎شود از یک شکاف بسیار باریک عبور کند و این موضوع باعث می‎شود که سرعت جریان و عمق آب بشدت زیاد شود. این شکاف باریک در ابتدای رود استرید باعث شده که توهم‌انگیز به نظر برسد و به علت عرض کم همه فکر کنند که عمق آن نیز کم است. اما دره‏‌ها و حفره‌‏های عمیقی در بخش‎های مختلف این رود وجود دارد و هیچ‎کس نمی‌‏تواند برآورد کند که عمق واقعی یک نقطه‏‌ی خاص از آن چقدر است.
جریان آب سطح این رود بسیار آرام به نظر می‏‌رسد و به علت نزدیک بودن دو طرف آن مردم فکر می‏‌کنند که به راحتی می‏‌توانند از این طرف رود به طرف دیگر بپرند، و حتی روی سنگ‏‌های لبه آن با آرامش راه بروند زیرا همانطور که گفتیم خیلی کم‏‌عمق به نظر می‌‏رسد. اما در واقع، نام استرید از واژه‏‌ی “stride” به معنای " قدم بلند برداشتن" گرفته شده است.

علایم هشداری زیادی روی درخت‏‏‌های این منطقه نصب شده و به مردم گفته که سعی نکنند از روی این رودخانه بپرند. با همه‌ی این هشدارها و توضیحات هنوز هم خبرهایی از لغزش پای انسان‏‌ها و بی‌رحمانه بلعیده شدن توسط تونل‏‌های عمیق این رود به ظاهر آرام، به گوش می‏‌رسد.

یکی از قربانیان رود استرید پسرجوانی به نام ویلیام دی رومیلی پسر خانم آلیس دی رومیلی بود که در سال ۱۱۵۴ اقدام به پرش از این رود داشت و جان خود را از دست داد. پس از فوت ویلیام مادرش از مرگ ناگهانی او بسیار غمگین شد و تصمیم گرفت برای شادی روح پسرش زمین‏‌های اطراف آن رود را به کلیسای بولتُن ببخشد. سال‌ها بعد ویلیام وُردزوُرث شعری با نام “The Force of Prayer” (نیروی دعا) برای این واقعه سرود و باعث غم انگیزتر شدن این اتفاق شد. ترجمه‎ بخشی از این شعر حزن‌انگیز و زیبا را برای شما آورده‌ایم:
استرید، جایی برای برداشتن گام‎های بزرگ

نامی که از سال‎های دور برایش مانده:

هزاران سال است که این نام را یدک می‏‌کشد

و باید هزاران سال دیگر آن را با همین نام بخوانیم.



جایی که رومیلی جوان هنوز به آنجا می‏‌آید

و حالا چه چیزی برایش ممنوع است؟

شاید حالا برای هزارمین بار از این جویبار می‎پرد...

کسی می‎تواند قدم بلند برداشتن در استرید را برایش منع کند؟



او با سرور شادی می‎جهد...بدون اینکه مواظب چیزی باشد

جویبار قوی بود؟ سنگ‌های آن محکم بودند؟

(اینطور نیست) رومیلی همچون اسب سرکش

با جهش‏‌هایی بلند از قبل

برگشته و می‎جهد...

این پسر جوان در آغوش رودخانه‌ی وارف آرام می‏‌گیرد

نیرویی بی‎رحم او را غرق خود کرده

سال‎ها بود کسی رومیلی جوان را ندیده بود

تا اینکه دیروز کنار رودخانه گل سرخ بی‎جانی را دیدم...

تاریخ ثبت :1395/05/20 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:748 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
دریاچه مرگ کجاست؟ گاه همه‌ جاذبه‌ها به دلیل زیبایی معروف نمی‌شوند. مکان‌هایی در دنیا وجود دارند که دلیل محبوبیت‌ آنها نه تنها زیبایی و خانوادگی بودن آن‌ها نیست بلکه ترسناک نیز هستند. در شمال تانزانیا یکی از مخوف‌ترین نقاط دنیا قرار دارد.
معرفی
دریاچه‌ی نمک ناترون در شمال تانزانیا مکانی مرموز است که شاید به راحتی بتوان به آن لقب گورستان پرندگان را داد. در سفر به این دریاچه پرنده‌هایی را می‌بینید که بر اثر مواد مذاب درون آب دریاچه به مومیایی‌های شبیه سنگ تبدیل شده‌اند. مواد درون این دریاچه در واقع خاکستر آتش‌فشان است. سدیم کربنات موجود در آب ناترون از تپه‌های مجاورش وارد آب آن شده و رنگ قرمزی به آب دریاچه می‌بخشد. می‌توان گفت مواد موجود در آب دریاچه همان موادی است که مصریان باستان برای ساخت مومیایی‌ها از آن بهره‌ می‌گرفتند.

به گفته‌ی اغلب کارشناسان آب ناترون بسیار قلیایی ( PHبین ۹ تا ۱۰/۵ ) است. مسلما زندگی در این محیط قلیایی با دمای ۶۰ درجه سانتی‌گراد و وجود مقدار قابل‌توجهی آمونیاک برای هر موجودی طاقت‌فرسا، سخت و حتی کشنده است. تنها فلامنگو‌ها، ماهی‌های قلیایی و باکتری‌های نمک دوست می‌توانند ناترون را زیستگاه امنی برای خود بدانند. طبق گفته‌ی نیک برندت عکاسی که سوژه‌هایش را از پرندگان مومیای شده این دریاچه گرفته است آب ناترون به قدر وحشتناک است که می‌تواند فیلم دوربین را در عرض چند ثانیه نابود کند. او به‌گونه‌ای خاص تعدادی از پرندگان را دوباره به آب بازگردانند که انگار دوباره به زندگی برگشته‌اند.
تصور اغلب مردم از عکس‌های تیک برندت این است که این پرندگان بلافاصله بعد از ورود به آب تبدیل به سنگ شده‌اند.
تاریخ ثبت :1395/05/19 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:789 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
شهری با جمعیت یک نفر مونووی (Monowi) شهر کوچکی است که در ایالت نبراسکا و در کشور آمریکا واقع شده است. تنها سکنه‌ی باقی مانده در این شهر، پیرزنی به نام السی آیلراست. این زن سالخورده که ۷۷ سال، سن دارد در یک کاراوان اتومبیل و در نزدیکی تنها مهمانخانه‌ به جا مانده در این شهر زندگی می‌کند.
مهمانخانه‌ی تاریک این شهر که دیوارهای آن با چوب، قاب بندی شده است توسط السی آیلر اداره می‌شود. البته السی کتابخانه‌ی شهر مونووی را نیز اداره می‌کند. ساختمان کوچک کتابخانه مملو از کتاب است که تعداد آنها به ۵۰۰۰ جلد می‌رسد. اکثر این کتاب‌ها، کتاب‌های به جامانده از شوهر مرحوم السی آیلر هستند که به کتاب و کتاب‌خوانی علاقه‌ی بسیاری داشته است. نکته‌ی جالب دیگر اینکه، خانم آیلر شهردار مونووی نیز هست.
دهه‌ی ۱۹۳۰ دورانی بوده که این شهر بیشترین جمعیت خود را داشته است. در آن زمان جمعیت شهر ۱۳۰ نفر بوده است. همانند بسیاری دیگر از شهرهای کوچک در منطقه‌ی Great Plains ، جوانان مونووی این شهر را ترک کردند و با آرزوی یافتن شغل مناسب‌تر به شهرهای بزر‌گ مهاجرت کردند. در طی سرشماری سال ۲۰۰۰ این شهر کوچک فقط دو نفر جمعیت داشت. تنها سکنه‌‌ی این شهر یک زوج بودند به نام رودی آیلر و همسرش السی. خانم آیلر بعد از درگذشت رودی، تنها فردی است که در این شهر سکونت دارد.

زندگی آیلر به عنوان شهردار و تنها فرد ساکن در این شهر کمی عجیب و غیر‌ واقعی به نظر می‌رسد. او سالی یکبار مالیات را بالا می‌برد تا اینکه بتواند روشنایی چهار خیابان اصلی شهر را تامین کند یا اینکه امکانات شهری ناچیزی را که در این شهر وجود دارد سرپا نگه دارد. او مهمانخانه‌ی مونووی را اداره می‌کند و بدین ترتیب تنها کسب و کار موجود در این شهر را ایجاد کرده است. مشتریان این مهمانخانه کسانی هستند که از بزرگراه این منطقه عبور می‌کنند یا اینکه از شهرهای اطراف به این شهر کوچک سری می‌زنند. شهر مونووی یک مورد استثنایی از اتفاقی است که در سرتاسر آمریکا رخ داده است؛ بیش از ۵۰ سال است که روستا‌ها و شهرهای کوچک در ایالت‌های غرب میانه آمریکا در حال متروکه شدن هستند. خالی از سکنه شدن شهرهای کوچک در طی این ۵۰ سال، بزرگ‌ترین مهاجرت در طول تاریخ آمریکا بوده است. هیچ منطقه‌ای به اندازه‌ی منطقه‌ی Great Plains خالی از سکنه و متروکه نشده است که شامل ایالت‌های نبراسکا، کانزاس و اوکلاهما می‌شود.
تاریخ ثبت :1395/05/19 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:752 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
تور گردشگری وحشت گردشگری وحشت (Haunted Tourism)، شاخه‌ای متفاوت از دنیای گردشگری است، شاخه‌ای که کالایی عجیب و چه بسا ترسناک برای عرضه دارد. مشتریان این حوزه نیز متفاوتند، آنها بی‌پروا به جستجوی ترس می‌روند. اینجا دیگر خبری از مسافرت در میان بهشتی زمینی یا بازدید از آثار معماری آن چنانی نیست، اینجا دلهره است که سایه می‌اندازد بر مسیر پیش روی‌تان. اما شاید لازم است قبل از سفر به دنیای وحشت، کمی بیشتر با مفهوم این بخش از گردشگری آشنا شویم.
حضور روح و باور به وجود آن امری است که بسیاری به حقانیت آن ایمان دارند، اما اینکه ارواح به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در زندگی انسان دخیل شده، حضور یافته یا نقش‌آفرینی کنند، محل تردید بسیاری است. اشباح و اجنه نیز از دیگر مخلوقات دنیای فعالیت‌های ماورایی‌اند که باز هم موجودیت آنها درگیر همین شک و تردید است. با وجود آنکه حتی در کتاب آسمانی ما، قرآن هم به حضور جن اشاره شده است، اما بسیاری باز هم در این مورد دچار دوگانگی شده‌اند.
گردشگری وحشت هم درست انگشت بر این نقطه‌ی حساس گذاشته است. این شاخه از دنیای وسیع و پر طرفدار صنعت توریسم، بازدیدکنندگان را به تماشای جاذبه‌های متفاوتی دعوت می‌کند، جاذبه‌هایی که شاید برای همه مقبول و پسندیده نباشند. در طول دهه‌های گذشته، به‌تدریج بر تعداد علاقمندان این حوزه افزوده شد. علاقمندانی که عطشی سیری‌ناپذیر برای تجربه چیزی متفاوت دارند، دنیایی که با قوانین حاکم بر دنیای گردشگری به شکل معمول تفاوت داشته و بازدیدکننده را در حال و هوایی کاملا مجزا قرار می‌دهد.
این عطش درست شبیه به همان چیزی است که شاهد مقبولیت آن در دنیای فیلم و سینما هستیم. بسیاری از بینندگان شاید فی نفسه به حضور موجودات و پدیده‌های ماورایی باور نداشته باشند، اما هیجانی که در دل ترس و تجربه‌ی تماشای آن بر پرده‌ی نقره‌ای سینما نهفته است، مقاومت‌ناپذیر بوده و لاجرم این ژانر را در شمار محبوب‌ترین‌های عالم هنر هفتم قرار داده است.
در جهان ما، زندگی درست در کنار مرگ جریان دارد و مرگ، آن چیزی است که فرا سوی دانش و معلومات ما جا خوش کرده است. کسی به درستی چیزی در مورد آن نمی‌داند، کسی از عالم دیگر بازنگشته و تجربیات خود را با ما در میان نگذاشته است. این هاله‌ی ابهام پر رمز و راز، خود همچون آهن‌ربایی قدرتمند انسان را مجذوب خود می‌کند. ما داستانی نداریم، پس شروع به داستان‌سرایی می‌کنیم و از آن جایی که لذت تجربه‌‌ی ترس، جایی در گوشه و کنار ذهن ما خانه کرده است، وحشت را نیز با این داستان‌ها در هم آمیخته و اضطراب می‌آفرینیم. اضطرابی که تجربه‌ی آن، چه بسا برای بسیاری لذت‌بخش است.
این اتفاق اما در دنیای گردشگری به شکلی دیگر رخ داده است. مکان‌های زیادی در گوشه و کنار جهان شاهد مرگ، کشتار و انواع فجایع انسانی یا طبیعی ناخوشایند بوده‌اند. همین امر سبب ایجاد پیشینه و دورنمایی ترسناک شده است، چرا که به باور بسیاری این لحظات تلخ در حافظه‌ی این مکان‌ها ثبت شده و چه بسا تکرار می‌شود. کافی است کسی هنگام گشت و گذار در این مکان‌ها، درست یا نادرست دستخوش احساس ترس شده، چیزی ببیند یا صدایی بشنود. اکنون او داستانی در چنته دارد که می‌تواند با آب و تاب برای دیگران توصیفش کند. داستان‌ها دهان به دهان می‌چرخند و در نهایت تاریخی نو می‌نویسند، تاریخی که این بار با هراس و وحشت آمیخته شده و عاشقان این دنیا را مجذوب خود می‌کند. هر چند در شماری از این مقاصد، دست کم به نقل از متخصصان و افراد خبره‌ی این حوزه، خبرهایی هست، اما شاید بسیاری دیگر تنها نمایشی پر زرق و برق از ترس واقعی ارائه کرده و تنها به لطف داستان‌ها و چه بسی خرافات، مجذوب‌کننده و پرطرفدار شده‌اند.
تا اینجا پیش در آمدی از دلایل پیدایش این شکل از گردشگری را برای شما عزیزان بازگو کردیم. اما بهتر است کمی بیشتر با نحوه‌ی لذت بردن از این گردشگری نیز آشنا شویم. گردشگری وحشت به شکلی در تعامل با «گردشگری ارواح» (Ghost Tourism) است. در واقع این دو در نهایت به یک حضور ماورایی ختم می‌شوند: روح.

این روح است که گاهی آزادانه در مکانی پرسه می‌زند یا چیزی را در تملک و تسخیر خود نگه می‌دارد. البته اجنه و شیاطین نیز می‌توانند رفتاری مشابه از خود نشان دهند، دست کم این همان چیزی است که گروهی باور دارند. اما در این عرصه بیش از هر چیز دیگر، حضور تورهای ارواح نمود پیدا کرده است.
تورهای بسیاری با موضوع ارواح وجود دارند که در یک چیز با هم مشترک هستند و آن هم داستانی ترسناک است که حول حضور یک یا چندین روح شکل گرفته است. گاهی راهنما شما را به پیاده‌روی مهیج در مکان‌های تاریخی و البته تسخیر شده می‌برد و گاهی نیز به بازدید از جایی می‌روید که به نحوی با ارواح رابطه دارد. معمولا هنگام حضور در این گونه تورها، شنونده‌ی داستان‌هایی در مورد ارواح، افسانه‌ها و رویدادهای تاریخی مرتبط هستید. بسیاری از این تورها پای پیاده برگزار شده و در قالب آن بازدیدکننده توسط راهنمای تور از یک مکان به مکان بعدی هدایت می‌شود. گاهی راهنمای تور برای جذابیت بیشتر، خود به لباس مردمان قدیم ملبس شده و گاهی هم گریم ترسناکی بر چهره دارد. البته گروهی ترجیح می‌دهند یونیفورم معقول‌تری انتخاب کرده و در عوض بار معنایی بیشتری به داستان‌های ارواح خود ببخشند.
تورهای ارواح در طول سال‌های اخیر بیش از پیش در مرکز توجه قرار گرفته‌اند، اما از اواسط دهه‌ی جاری، علاقه‌ی بیشتری معطوف این گونه از گردشگری شده است. بخشی از موفقیت و البته محبوبیت این تورها، به علاقه‌ی روز افزون مردم به موضوعات و تحقیقات ماورالطبیعه باز می‌گردد، موضوعاتی همچون شکار ارواح یا مسائل ماورایی.

در این میان حضور مجموعه‌های تلویزیونی و کانال‌های همچون «Most Haunted» و «Ghost Adventure» نیز بی‌تأثیر نبوده‌اند. به علاوه اگر شما به دنیای سریال‌های مرتبط با مسائل عجیب و ماورالطبیعه علاقمند باشید، قطعا می‌دانید که شماری از سریال‌های محبوب و پر طرفدار این روزها، با نگاهی به این گونه مسائل ساخته شده‌اند. نگاهی اجمالی به فصل‌های متوالی این گونه سریال‌ها، خود به خوبی گواه بازخورد قابل توجه و رضایت‌بخش این گونه مسائل در میان عموم مردم است. سریال‌هایی همچون «SuperNatural» در این گروه جای می‌گیرد. سریالی که روایت‌گر زندگی دو برادر به نام «سم (Sam) و دین (Dean) وینچستر» است که بخش اعظم اوقات خود را در جدال، مبارزه و پیگیری چنین پرونده‌هایی می‌گذرانند.
شاید به دلیل همین محبوبیت است که ارواح، این روزها جذابیت دیگری پیدا کرده‌اند. این مسئله از سوی دیگر، باعث همه گیرتر شدن این مبحث شده است و افرادی که شاید ۲۰ یا ۳۰ سال قبل از گفتن تجربیات خود در این زمینه واهمه داشتند، اکنون با جسارت بیشتری ماجراهای عجیب و ماورایی خود را برای دیگران شرح می‌دهند، چرا که اکنون دیگر نگران این مسئله نیستند که به‌عنوان افرادی دیوانه یا مطرود معرفی شوند.
به صورت طبیعی، برنامه‌های وابسته به روح به ویژه «نمایش شکار ارواح» مردم را تشنه دانستن ماجراهای بهتر و البته مهیج‌تری در این زمینه کرده است. اکنون علاقمندان حتی خودشان دست به کار شده و به دنبال شکار چنین لحظاتی هستند، لحظه‌ای که با چیزی عجیب، فرامادی و البته ترسناک مواجه می‌شوند. برای صنعت تورهای گردشگری با محوریت ارواح و مکان‌های تسخیر شده، این مسئله یک خوش شانسی بی‌نظیر است، چرا که اکنون آنها در حوزه‌ی کاری خود با جمعیت مشتاق بیشتری مواجه شده ‌اند که به کالای عرضه شده‌ی آنها علاقه‌ای تام دارد. این مردم ترجیح می‌دهند به جای خواندن در مورد ارواح، قدم در مسیر گذاشته و خود از نزدیک مکان‌هایی با سابقه‌ی ترسناک را مورد بازدید قرار دهند. آنها دوربین به دست این سو و آن سو رفته و سعی دارند روحی سرگردان را در قاب تصویر به دام بیندازند. این همان تجربه‌ی شگفت‌انگیزی است که ترس را چاشنی هیجان کرده و نام‌نویسی در این گونه تورها را وسوسه‌انگیزتر کرده است.
چنین تورهایی به شکلی گسترده در گوشه و کنار جهان برگزار می‌شوند که با کمی گشت و گذار در دنیای وب، بیشتر با آنها آشنا خواهید شد. از دوبلین گرفته تا «کی‌وست» (Key West) و از پراگ تا هاوایی، مردم مشتاق شنیدن داستان‌های ارواح هستند و البته صنعت گردشگری هم راهی برای ابراز وجود در این عرصه پیدا کرده و ظاهرا به بهترین شکل ممکن از آن استفاده می‌کند. برای باورپذیرتر کردن این قبیل سفرهای گردشگری، برگزارکنندگان اغلب از مستندات و تحقیقات انجام شده حول محور داستان‌های ارواح نیز بهره جسته و به نوعی بار علمی کار را بالاتر می‌برند. در کنار این گزارش‌ها، آنها از افسانه‌های محلی و تاریخی نیز برای پیشبرد مقاصد خود سود می‌جویند.
با این حساب صحبت از گردشگری وحشت آن قدرها هم عجیب، خرافی و غیرمنتظره نیست. به‌عنوان بخشی از صنعت توریسم و گردشگری، این دنیا نیز بازدیدکنندگان خاص خود را دارد که دوست دارند بیشتر با چنین مکان‌هایی آشنا شده و داستان‌های‌شان را مرور کنند. ترس، انتخاب آنها است و برگزارکنندگان و مجریان این صنعت نیز به این انتخاب احترام گذاشته و شرایط لازم را برای برآوردن این نیاز فراهم کرده‌اند.
تاریخ ثبت :1395/05/19 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:753 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
درختی که به عنوان ابزار شکنجه استفاده می شد درخت مانچینیل یکی از کشنده ترین گیاهان جهان به شمار می آید. تماس با بدنه و یا برگ آن باعث سوختگی شدید می شود و خوردن میوه شیرین مزه اش بطور بالقوه کشنده است. در گذشته از شیره ی مانچینیل به عنوان سم دارت استفاده می کردند و تا سال ها ابزاری برای شکنجه بود.
این درخت را در قدیم مانزانیلا به معنی سیب کوچک صدا می زدند. مانچینیل معمولا رشد کمی دارد اما گاهی اوقات ارتفاع آن تا حدود ۱۵ متر می رسد و اکثرا در جنوب شرقی ایالات متحده، جزایر کارائیب و آمریکای مرکزی یافت می شود. پوستش خاکستری مایل به قهوه ای، و برگ هایش سبز روشن است. همچنین میوه هایی خوش بو و وسوسه کننده دارد.

تمام قسمت های درخت مانچینیل سمی است و حتی لمس کردن آن نیز میتواند باعث مرگ شود. برگ ها و تنه ی آن حاوی نوعی سم است که باعث تحریک پوست و تاول های شدید خواهد شد و شیره ی سفید رنگش در صورت لمس شدن توانایی ایجاد سوختگی مزمن را داراست.

میوه ی مانچینیل عامل اصلی کشندگی آن بشمار می آید. این میوه ها معمولا شبیه سیب سبز، با قطری در حدود یک یا دو اینچ است. بو و طعم بسیار خوبی دارد، اما خوردن آن باعث ایجاد تاول و ترک و سوختگی در دهان و گلو می شود. بعلاوه بافت های دستگاه گوارش متورم شده و خطرات جبران ناپذیری را به دنبال دارد. البته این در صورتی است که کمی از آن خورده شود و مقدار زیاد آن باعث مرگ خواهد شد.

ایستادن زیر درخت نیز می تواند آسیب های جدی به شخص وارد کند. مسمومیت برگ ها با آب باران مخلوط شده و باعث سوختگی و درد شدید می شود. در واقع بومیان فلوریدا در قرن ۱۶، از این روش برای شکنجه فاتحان اسپانیایی استفاده کردند که باعث کوری و سوختن آن ها شد. بستن مردم به درخت نیز یکی دیگر از انواع شکنجه بحساب می آمد.

حدف کردن مانچینیل از مناطق شهری مشکلات خود را به دنبال داشت. برش درخت باعث آزاد شدن سموم در هوا می شد و سوزاندنش هم دودی آلوده تولید می کرد که باعث سوزش و کوری بود. اما جالب است بدانید امروزه از چوب آن در صنعت مبلمان استفاده می شود که ارزش بالایی نیز دارد. خشک کردن چوب بریده شده زیر نور خورشید با تجهیزات مخصوص، تا حد زیادی خاصیت سمی آن را از بین می برد. همچنین میوه اش نیز با روشی مشابه تبدیل به ماده ای پر خاصیت می شود که ارزش دارویی زیادی دارد و اغلب به عنوان دیورتیک از آن استفاده می کنند. همچنین شاخ و برگ مانچینیل محل زندگی ایگوانا است که بیشتر در مناطق آمریکای مرکزی یافت می شود.
تاریخ ثبت :1395/05/18 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:685 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
جزایر استثنائی  گالاپاگوس جزایر گالاپاگوس مجمع الجزایری در ۹۷۲ کیلومتری غرب کشور اکوادور در اقیانوس آرام میباشد و از ۵ جزیره ی اصلی که بسیار به خط استوا نزدیک هستند تشکیل شده است . نام جزایر اصلی آن عبارت است از : ایزابلا ، فرناندینا ، سان کریستوبال ، سان سالوادور و سانتاکروز . این جزایر به عنوان یکی از شگفتی های طبیعی دنیا شناخته میشوند و علاوه بر این ، گالاپاگوس از ۸ جزیره ی کوچک و حدود ۴۰ جزیره ی صخره مانند نیز برخوردار است . بزرگترین شهر مجمع الجزایر گالاپاگوس شهری با نام پورتو آی ارا میباشد که در جزیره ی سانتاکروز واقع شده است . این مجمع الجزایر به عنوان استانی در اکوادور شناخته میشود که حدود ۴۰۰۰۰ نفر جمعیت دارد و بخاطر دانشمند مشهور چارلز داروین که در قرن نوزدهم به آنجا سفر کرد و جرقه ی نظریه ی تکامل تدریجی انسان در مغزش شعله ور شد بسیار معروف است .
جزایر گالاپاگوس از گونه های قابل توجه گیاهان و جانوران کمیاب برخوردار است و بخاطر دور از دسترس بودن بشر یغماگر همچنان زیبایی طبیعی خود را حفظ کرده است . ناموفق بودن شکارچیان برای شکار در این جزایر باعث شده تا گونه های زیادی از گیاهان و حیوانات مختلف در آنجا رشد کنند . بنابر این گالاپاگوس خانه گونه های بومی و منحصر به فرد زیادی از قبیل شیر های دریایی ، پنگوئن های محلی ، لاکپشت های سبز گالاپاگوس ، دولفین ها ، ایگوآنای دریایی ، مارمولک های گدازه ای ، نهنگ ها و کوسه ها و غیره میباشد . علاوه بر این انواع پرندگان دریایی نظیر کودن های آبی پا ، فلامینگو ها و همچنین پوشش های گیاهی متنوع مانند اسکالسی بومی ، درخت سرخس ، بروملیاس نیز در این جزایر وجود دارند . بعلاوه انواع نادری از پنبه ، گوجه فرنگی ، فلفل ، گل قهر کن نیز در آنجا دیده شده است . زندگی در زیر آب نیز بسیار متنوع و جالب است . در زیر آب میتوان انواع ماهی های بومی و پوشش های گیاهی فراوانی را مشاهده نمود و همین مسئله باعث شده تا گالاپاگوس در زمره ی عجایب زیر آب معرفی شود . فاکتور مهم دیگری که در گستردگی و تکامل گالاپاگوس اهمیت دارد آب و هوای آن میباشد که جزو مناطق گرمسیری و خشک است و تنها در دو فصل درجه حرارت ۱۶ درجه ی سانتیگراد ( ۶۱ درجه ی فارنهایت ) و ۲۸ درجه ی سانتیگراد ( ۸۲ درجه ی فارنهایت ) را دارا است و این دما برای زندگی گونه های مختلف گیاهی و جانوری بسیار مناسب است . حفاظت زیادی که از منطقه میشود باعث شده تا آنجا یکی از گرانبهاترین گنجینه های طبیعی کره زمین و یکی از آخرین پناهگاه های حیات وحش باشد .
جزایر گالاپاگوس در حدود ۵ میلیون سال پیش و در اثر فوران های آتش فشانی شکل گرفته است و تا امروز هم آتش فشان های فعالی در جزایر فرناندینا و ایزابلا وجود دارد . در سال ۱۸۹۲ گالاپاگوس به افتخار کریستوف کلمب به اسم مجمع الجزایر کولون نامیده شد و در سال ۱۹۲۴ اکوادور اولین قوانین حفاظت از جزایر گالاپاگوس را بنیان نهاد . در طول جنگ جهانی دوم دولت اکوادور به ایالت متحده آمریکا اجازه تاسیس پایگاه نیروی دریایی را در یکی از جزایر گالاپاگوس داد . در سال ۱۹۶۴ ایستگاه تحقیقاتی چارلز داروین در جزیره ی سانتاکروز تاسیس شد و در سال ۱۹۷۳ شهر پورتو بارکونیزومورنو به عنوان پایتخت گالاپاگوس بنا نهاده شد . در سال ۱۹۷۸ این جزایر توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی اعلام شد و در سال ۲۰۰۱ اندوخته های دریایی در اطراف گالاپاگوس نیز به این موارد پیوست . با وجود تمهیدات انجام شده برای حفاظت از محیط ، هنوز هم تهدید هایی برای این اکوسیستم وجود دارد که از آن جمله میتوان به گونه های گیاهی و جانوری خارجی نظیر گربه ها و بز های وحشی ، گله ی گاو ها و بز ها و موش های سیاه که به لانه ی لاکپشت ها حمله میکنند و گیاهان را میخورند اشاره نمود . از سال ۲۰۰۷ به بعد تلاش ها برای حفظ مجمع الجزایر گالاپاگوس دو چندان شد تا این اکوسیستم منحصر به فرد برای همیشه از خطر نابودی حفظ باشد .
تاریخ ثبت :1395/05/18 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:681 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
غول رودس یونان غول رودس یکی از عجایب دوران باستان بشمار میآید و در جزیره ای به همین نام در یونان واقع شده است. این مجسمه به عنوان نماد هلیوس، یکی از خدایان یونان، در قرن سوم قبل از میلاد ساخته شد. جزیره رودس بر اساس افسانه ها عمدتا به ماشین های جنگی اش شهرت داشت. غول رودس در ورودی بندرگاه جزیره رودس و روی پایه های ۱۵ متری از جنس سنگ مرمر سفید، قرار گرفته بود. در ابتدا مجسمه را از سنگ تراشیدند و بعد برای زیبا جلوه دادن آن رویش را با ورقه های برنزی پوشاندند. باستان شناسان اندازه مجسمه ی را تقریبا با مجسمه ی آزادی نیویورک (۳۳متر) که توسط آگوست بالتولوچی فرانسوی ساخته شده، برابر میدانند. بنا به گفته ی بالتولوچی الگوی اصلی مجسمه ی آزادی، شگفتی های دوران باستان بوده است. بر اساس گفته ها مجسمه به صورت ایستاده با پاهایی که هرکدام روی یک ستون قرار داشت، ساخته شده بود.
بعد از مرگ اسکندر، سرزمین های امپراطوری اش بین ژنرال ها تقسیم شد و منطقه رودس بهمراه تجارت مدیترانه ی شرقی به “پتولومی” رسید. اما “آنتیگونس” و “دیمیتریوس” دیگر ژنرال های اسکندر با این تصمیم مخالفت کردند و به دنبال آن با سپاهی متشکل از ۴۰۰۰۰ مرد جنگی و با وسایل و تجهیزات بیشمار ( منجنیق و … ) به منطقه رودس حمله کردند. سرانجام پتولومی تنها با کمک ۷۰۰۰ سرباز شجاع توانست آن منطقه را بازپس گیرد. رودسی ها به برکت این پیروزی و برای یادبود، تصمیم به ساخت مجسمه ی خدای خورشید (هلیوس) گرفتند. سرانجام مجسمه ردوس توسط “چارلز لیندز” که طراح مجسمه های غول پیکر بیشماری بود در سال ۲۸۲ قبل از میلاد ساخته شد.
بر اثر حادثه ی تلخی که ۵۶ سال بعد و بر اثر زمین لرزه به آن وارد شد ، مجسمه سقوط کرد. پتولومی سوم تصمیم به بازسازی مجسمه گرفته بود اما بر اساس خرافات یونانی ها و ترس از خشونت خدای خورشید، اینکار صورت نگرفت.
بقایای مجسمه رودس در حدود ۸۰۰ سال پا برجا بود و مردم زیادی در دوره ی باستان از آن دیدن کردند. در سال ۱۹۸۹ اعتقاد باستان شناسان بر این شد که تکه هایی از مجسمه در بستر دریا وجود دارد اما متاسفانه هیچگاه سرمایه و همتی برای کاوش و اثبات این فرضیه فراهم نشد.
تاریخ ثبت :1395/05/18 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:755 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
عجایب معبد آرتمیس ترکیه این شگفتی دنیای باستان را بیشتر به معبد دیانا می شناسند. معبد آرتمیس در اِفِسوس، شهری باستانی در یونان که در حدود ۵۰ کیلومتری ازمیر ترکیه واقع شده است، قرار دارد. این معبد به آرتمیس الهه یونانیِ دوشیزه و شکارچی، خواهر دوقولوی آپولو اهدا شده است.

این الوهیت در دوران یونان کهن به عنوان نماد باروری بود. آرتمیس یونانی اندکی با اِفِسوسی فرق دارد. الهه افسوسی نماد باروری و یونانی اش الهه شکار بود. اعتقاد بر این است که پرستش الهه افسوسی چندین قرن قبل تراز الهه یونانی می باشد. احتمالا پرستش آرتمیس ریشه در پرستش اِفِسوسیان دارد. معبد از عصر برنز چندین بار ساخته و ویران و بازسازی شد. با این حال جز هفت عجایب دنیاست که پروژه ای ۱۲۰ ساله از دوران کروسوس لیدیا بود.
آنتی پاتر صیدانی معبد آرتمیس را با این کلمات توصیف می کند :

من در طول عمر خود زیبایی های بیشماری را دیدم. نظیر دیوار بلند بابل که به جاده ای ارابه رو متصل بود، مجسمه زئوس آلفیوس، باغ های معلق، مجسمه بسیار عظیم خورشید، هرم بلندی که معلق بود و حرکت می کرد، مقبره وسیع ماسلوس. اما زیبایی و شکوه خانه آرتمیس که گویی سوار بر ابر ها بود بجز اولمپیوس نسبت به بقیه جاهای دیدنی بسیار چشم گیر و دلنواز بود.

اما تعریفی که پلینی از آنجا کرد دقیق تر بنظر می رسد:

معبد ۱۱۵ متر درازا و ۵۵ متر پهنا دارد و سه مرتبه از پارت نون آتن بزرگ تر است. و عمده ساختمان آن از سنگ مرمر است که با ۱۲۷ ستون احاطه شده و هر ستون ۱۸ متر ارتفاع دارد. آنجا دائما توسط کشیش ها، راهبه ها، موزیسین ها و آکروبات باز ها پر شده است.

تاریخچه
حرم مقدس آرتمیس قبل از اینکه بعنوان یکی از عجایب هفتگانه در نظر گرفته شود، قرن های متمادی به عنوان مرکز مذهبی مهمی استفاده می شد. داستان های یونان باستان منشا پرستش آرتمیس در اِفِسوس را به آمازونی های افسانه ای نسبت می دهد. تا قبل از جنگ جهانی اول بر اثر کاووش های باستان شناسان، سه معبد متوالی که در یک مکان روی هم قرار گرفته اند، کشف شد. هر چند این معبد در حدود ۵۵۰ قبل از میلاد به فرمان شاه لیدیا کروسوس به دست معمار کریتان کرسیفرون و پسرش ساخته شده بود.

معبد آرتمیس بیش از ۱۰۰۰ مورد از مجسمه های هنرمندان معروف نظیر پولیکلیتوس، فیدیاس، فرادمون و کریسیلاس را در خود جای داده بود. بسیاری از مجسمه ها از آمازونی هایی بود که بر طبق افسانه ها، اِفِسوس را بنا نهادند. امروزه بسیاری از نقش برجسته هایی که برای تزیین ستون ها به کار می رفت در موزه بریتانیا نگهداری می شود. بخاطر این که مکان معبد در یک منطقه بسیار مهم اقتصادی واقع شده بود، از دیرباز توریست های زیادی را جذب خود می کرد. همین طور زائران، تاجران و پادشاهانی که به الهه های معبد جواهرات و کالا های گران بها هدیه می دادند.
طبق کتاب مقدس “اعمال” جان (در قرن دوم) یکی از حواریون در معبد آرتمیس برای بیرون راندن شیاطین دست به نیایش زد و ناگهان محراب آرتمیس فرو ریخت و به تکه های بیشماری بدل گشت و نصف معبد ویران شد. در همان لحظه بسیاری از اِفِسوسیان مسیحی شدند. در قرن چهارم اکثر افسوسیان به دین مسیح ایمان آوردند و در سال ۳۹۱ معابد مشکران به فرمان امپراطوری روم بسته شد. سرانجام معبد در سال ۴۰۱ میلادی توسط گروهی از مردم به رهبری سنت جان کریستوم ویران گشت و بسیاری از سنگ هایش صرف ساختن بنا های دیگر، منجمله مسجد معروف ایا صوفیه شد.

مکان معبد در سال ۱۸۶۹ به مدد هیئت اعزامی موزه بریتانیا، کشف شد. با شروع قرن بیستم، بسیاری از قطعات بجای مانده از معبد آرتمیس پیدا شد و در ساختن اتاق اِفِسوسیان در موزه بریتانیا بکار رفت. امروزه در مکان اصلی معبد فقط چندین ستون و تعدادی قطعه سنگ یافت می شود.
تاریخ ثبت :1395/05/18 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:751 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
مجسمه زئوس مجسمه زئوس با ارتفاعی در حدود ۱۲ متر (۳۹ پا) یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان به شمار می آید که هرودوت، مورخ معروف یونانی آن را در فهرست خود آورده است. بنا به گفته ی وی، این مجسمه در ۱۵۰ کیلومتری غرب آتن و در معبدی در شهر المپیا واقع شده بود. المپیا شهری در کشور یونان میباشد که اولین بازی های المپیک در آنجا جشن گرفته میشده. مجسمه ی زئوس توسط پیکر تراش یونانی با نام فیدیاس _سازنده ی مجسمه ی آتنا در پارتونون_ و به افتخار پادشاهی خدایان یونانی ساخته شده است. این مجسمه مدت ها به عنوان معروف ترین مجسمه ی یونان بشمار می رفت. جنس مجسمه از عاجی بود که رویش را روکشی از طلا احاطه کرده بود . مردمانی که زئوس را در قرن دوم قبل از میلاد دیده بودند وی را چنین توصیف کرده اند : زئوس نشسته بر تختی حیرت انگیز از چوب سدر است که با آبنوس، طلا و سنگ های قیمتی و عاج فیل تزیین داده شده. در طرف راست او نشانی از پیروزی و در طرف چپش عصایی سلطنتی قرار دارد که با فلزات و جواهرات قیمتی آراسته شده است که روی آن عقابی خودنمایی میکند.
تخمین زده میشود معبدی که مجسمه ی زئوس در آن قرار داشته بین ۲۵۶ تا ۲۶۶ سال قبل از میلاد توسط “لیبون” معمار یونانیِ زاده ی اِلیس ( شهری در نزدیکی المپیا ) با سبک و سیاقی همانند پارتون آتن ساخته شده است. اما قطعه اصلی معبد که مد نظر ما نیز میباشد، مجسمه ی زئوس است که در حدود سال ۴۳۲ میلادی توسط فیدیاس ساخته شده. یونانی ها بر این باور بودند که مجسمه ی زئوس خدای مجسم آنها است و به همین دلیل آن را بسیار چشمگیر و به سبک مجسمه های بزرگ آن زمان ساختند . بنا به روایات از فیدیاس درباره ی الهامی که به او شد تا مجسمه ی باشکوه را بسازد سوال کردند که آیا او نزد زئوس رفت یا زئوس از آسمان ها به نزد او آمد . در پاسخ به آنان فیدیاس گفت : “به وسیله ی الهامی که از یکی از نشانه های ایلیاد هومر گرفتم ، پسر کرونوس با آن ابروهای سیاه پر پشتش سری به جانب من تکان داد که انگار تمام المپیا با این کارش به لرزه در آمد و با این کارش مرا مامور ساخت این مجسمه کرد “. از آنجا که آب و هوای المپیا بسیار نمناک و مرطوب بود، مجسمه زئوس به مراقبت شدید نیاز داشت تا بر پیکره ی او هیچگونه خللی وارد نشود . به همین منظور فیدیاس خود مسئول نگهداری از مجسمه شد و هر بار با روغن مخصوصی باعث جلا دادن و سالم ماندن آن میشد.
دو نظریه راجع به تخریب مجسمه زئوس وجود دارد که هر دوی آنها چندان قطعی و مسلم نمیباشند . طبق نظریه ی “جورج آلدرنوس” مورخ بیزانسی، در زمان حمل این مجسمه به قسطنطنیه به علت بی احتیاطی نگهبانان، آتش بزرگی در کاروان به وقوع پیوست که باعث از بین رفتن مجسمه شد. روایت دیگری هم هست که میگوید این آتش در خود معبد زئوس شکل گرفت و مجسمه و معبد با هم به خاکستر تبدیل شدند. باستان شناسان بین سال های ۱۹۵۴_۱۹۵۷ در حفاری های خود وسایل و ابزارهایی را پیدا کردند “پاسانیو” این ادوات را متعلق به فیدیاس میدانست و دانشمندان با استفاده از همین ابزارها توانستند سن تقریبی مجسمه را حدس بزنند. در حال حاضر چندین مجسمه در سطح جهان وجود دارد که تداعی کننده ی زئوس المپیا میباشند به عنوان مثال مجسمه ی آبراهام لینکلن در بنای یادبود لینکلن در واشینگتن دی سی . مجسمه ی زئوس المپیا از حدود ۲۵۰۰ سال پیش تا به حال منبع الهام بسیاری از هنرمندان بوده است و در حال حاضر نیز جزو معروفترین مجسمه هایی است که تا به امروز توسط بشر ساخته شده است.
تاریخ ثبت :1395/05/18 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:693 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
آرامگاه ماسولوس ترکیه معبد شاه ماسولوس یعنی هالیکارناسوس که به معبد ماسولو معروف است توسط ساتراپ (یکی از حاکمان محلی پادشاه ایران) و همسرش ساخته شد. این بنا از نظر یونانیان باستان یکی از عجایب هفتگانه دنیا به شمار می آید. معبد، ساختمانی مستطیل شکل داشت و ارتفاع آن تا حدود ۴۰ متر می رسید. آن را روی تپه ای مشرف به شهر ساخته بودند که دور تا دور آن را حیاط بزرگی احاطه می کرد. در مرکز آن سکوی سنگی ای وجود داشت که توسط پلکانی زیبا با شیر های سنگی دورش، به بالای سکو وصل می شد. برای تزیین دیوار خارجی، از مجسمه ی الهه های باستان استفاده کردند و در هر گوشه از معبد مجسمه مردان جنگی و سلحشور سوار بر اسب قرار گرفته بود.
در مرکز سکو، معبد اصلی قرار داشت که از سنگ مرمر بود. روی دیوار آن سنگ برجسته هایی از صحنه های تاریخی و اساطیری یونان حکاکی شده بود. صحنه هایی نظیر نبرد سنتارها و لپید ها و یا صحنه ی نبرد آمازونی های افسانه ای. در چهار طرف معبد ۹ ستون باریک قرار گرفته بود و بین هر ۲ ستون یک مجسمه سنگی وجود داشت. پشت ستون ها نیز قالب سفتی بود که وزن سقف بزرگ و هرمی شکلش را تحمل می کرد.

تاریخچه
ساخت معبد هالیکارناسوس در حدود ۳۵۰ سال قبل از میلاد به اتمام رسید. ماسولوس پادشاه کاریا بین سال های ۳۷۷ تا ۳۵۳ قبل از میلاد بود که پایتخت خود را از کاریا به هالیکارناسوس انتقال داد. در واقع ساخت این معبد عقیده ی همسر پادشاه، آرتمیس بود. ساخت معبد از زمان حیات ماسولوس آغاز شد. ملکه برای پیدا کردند بهترین و با استعداد ترین هنرمندان آن زمان، پیغام های فراوانی به یونان فرستاد. یکی از این هنرمندان اسکوپاس بود که مهندسی معبد آرتمیس را بر عهده داشت.

پس از مرگ ماسولوس، جزیره رودس که قبلا توسط او فتح شده بود، بر علیه هالیکارناسوس طغیان کرد، اما ملکه آرتمیس با درایت خود توانست آن ها را شکست دهد. آرتمیس سال های زیادی بعد از مرگ شوهرش زنده ماند و سرانجام در همان معبدی که فرمان ساختش را داده بود آرام گرفت. اما معبد هنوز نیمه کاره بود. سالیان بعد صنعتگران و مهندسان برای بقای نام خود و همچنین برجای ماندن هنر مجسمه سازی آن را به پایان رساندند.
معبد سالیان سال از حملات و تهاجم هایی نظیر حمله اسکندر در سال ۳۳۴ قبل از میلاد و همچنین حمله دزدان دریایی در ۶۲ سال قبل از میلاد، سالم باقی ماند و تا ۱۶ قرن در شرایط خوب و پا بر جا بود. اما بعد ها بر اثر زمین لرزه ای سقف و چندین ستونش ویران شد. در قرن ۱۵ در طی جنگ های صلیبی شوالیه سنت جان از مالتا ناحیه هالیکارناسوس را مورد تاخت و تاز قرار داد و برای ساخت قلعه خود از سنگ ها و مجسمه های معبد استفاده کرد. در سال ۱۵۲۲ تقریبا تمام بلوک ها از محل اصلی خود جدا شد و برای ساخت بنا های دیگر مورد استفاده قرار گرفت. اما امروزه هنوز سنگ های مرمر و صیقلی شده اش در قلعه بودرام موجود است. در قرن ۱۹ بسیاری از مجسمه ها از بودرام به موزه بریتانیا انتقال داده شد. در سال ۱۸۵۲ چارلز توماس نیوتن باستان شناس بریتانیایی محل آرامگاه ماسولوس را کشف کرد. او همچنین پلکان و پایه ها و بخشی از نقشه برجسته ها و سقف معبد را پیدا نمود.

امروزه می توان بسیاری از آثار کشف شده از آن دوران را در موزه بریتانیا پیدا کرد. بعضی از ساختمان های امروزی نیز از معبد ماسولو الهام گرفته اند که در ادامه به چند نمونه از آن ها اشاره می کنیم. معبد گرانت در نیویورک. تالار شهر لوس آنجلس. معبد یادبود در ملبورن. خانه معبد در واشنگتن دی سی. کلیسای سنت جرج بلومبوری در لندن.
تاریخ ثبت :1395/05/18 تاریخ اصلاح:1395/12/17 بازدید:761 link می پسندم 0
اطلاعات بیشتر
بستن
تبلیغات تور
  • 3 4
  • آژانس مسافرتی الهی گشت پارسه
955,000
  • 6 7
  • آژانس مسافرتی الهی گشت پارسه
1,590,000
  • 2 3
  • آژانس مسافرتی الهی گشت پارسه
550,000
  • 6 7
  • آژانس مسافرتی الهی گشت پارسه
990,000
  • 3 4
  • آژانس مسافرتی الهی گشت پارسه
955,000
  • 2 3
  • آژانس مسافرتی الهی گشت پارسه
410,000
تبلیغات تور تور شیراز تور باکو تور تایلند تور روسیه تور مالزی
گزارش تخلف
در صورت مشاهده هر گونه تخلف در سایت یا تناقض اطلاعات تورها و آژانس ها آن را گزارش دهید
عنوان تخلف
نام
ایمیل
موبایل
توضیحات
telegram icon